
کتاب رهگذر با ماه شب دزداب
معرفی کتاب رهگذر با ماه شب دزداب
کتاب رهگذر با ماه شب دزداب نوشتهٔ عبدالرحمن حواشی است. انتشارات گیوا این کتاب را منتشر کرده است. اثر حاضر که در دستهٔ شعر معاصر و کلاسیک ایران قرار میگیرد، در قالبهای غزل و دوبیتی و رباعی و آزاد و نو و سپید سروده شده است. دزداب نام قدیم شهر زاهدان است. این مجموعه شعر شما را به زاهدان و سیستانوبلوچستان در ایران میبرد. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رهگذر با ماه شب دزداب اثر عبدالرحمن حواشی
کتاب «رهگذر با ماه شب دزداب» که نخستینبار در سال ۱۴۰۲ در ایران منتشر شد، یک مجموعه شعر با اشعاری [بهقول شاعر] پراکنده است که بهوسیلهٔ خودش، «عبدالرحمن حواشی» (رهگذر) گردآوری شده است. دکتر «مصطفی سالاری» که عضو هیئتعلمی و مدیر گروه زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه آزاد اسلامی (واحد زاهدان) بوده است، پیشگفتار اثر حاضر را به رشتهٔ تحریر درآورده است. او توضیح داده که «عبدالرحمن حواشی» زبانی بیتکلف برای سرودن شعرهایش برگزیده و کوشیده تمام احساس خود را بیریا در قالب شعر بریزد. واژههای این شاعر ایرانی سرشار از عشق و احساس و عاطفه توصیف شده است. مهمترین مضمون غزلهای این مجموعه عشق است؛ عشق به معشوقی که حضورش، نازش، خاطرهاش، غمش و نگاهش در واژهواژهٔ شعر مشاهده میشود. این شخصیت دانشگاهی معتقد است که مهمترین ویژگی شاعر خوب این است که «فرزند زمان خود» باشد. او این مسئله را در زبان شعری «عبدالرحمن حواشی» مشاهده کرده است. زبان مجموعه شعر حاضر هم امروزی است و هم دارای رگههای بومی و اقلیمی. «مصطفی سالاری» واژهها و ترکیباتی مانند «ماه شب دزداب»، «کنج گدان» و «براسان» را حاوی بوی زاهدان و سیستانوبلوچستان دانسته است. دزداب نام قدیم شهر زاهدان است.
چرا باید کتاب رهگذر با ماه شب دزداب را بخوانیم؟
این اثر شما را با مجموعه شعری از یکی از شاعران معاصر ایران و از استان سیستانوبلوچستانِ ایران همراه میکند؛ اشعاری که حالوهوای این استان را یدک میکشند.
کتاب رهگذر با ماه شب دزداب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب را به دوستداران شعر معاصر و کلاسیک ایران و قالبهای غزل و دوبیتی و رباعی و آزاد و نو و سپید پیشنهاد میکنیم.
درباره عبدالرحمن حواشی
«عبدالرحمن حواشی» در سال ۱۳۵۳ به دنیا آمده است. او شاعری اهل استان سیستانوبلوچستان در ایران است.
بخشی از کتاب رهگذر با ماه شب دزداب
«جان پدر کجاستی
به غربت خون شهدای دانشگاه کابل (حمله تروریستی آبان ۹۹. مسول دانشگاه میگوید موبایل دانشجویان حادثه دیده را جواب میدادم به گوشی برخوردم که بالای ۱۰۰ تماس داشت و در آخر پیام داده بود: جان پدر کجاستی)
پُرسانتم پدرجان، جان، جان پدر کجاستی
محض ِرضای سبحان جان پدر کجاستی
کابل، غروب درد است چون بیجواب ماندم
معصوم، دخترک جان جان پدر کجاستی
در دست گرگها بود، یک جامهٔ پر از خون
ای ماه ِ شام کنعان جان پدر کجاستی
درد و سکوت و وحشت این گرگ میشناسم
لعنت به نام شیطان، جان پدر کجاستی
این رنگسرخ کوچه، باروت مینویسد
ای روح سبز باران، جان پدر کجاستی
بی کَندهار ِچشمت کابل به سوگ بنشست
ای روح جوی ِ پریان، جان پدر کجاستی
بیمار، روح غزنین، دشت فراه به داغت
غمگین هوای پَغمان جان پدر کجاستی
پیر هرات ِنامی، با شور ِ بلخ ِ باستان
این جان من به قربان جان پدر کجاستی
بیا بریم به مزار، جان ِ ملا ممدجان
جانم به شاه مردان، جان پدر کجاستی»
*
«تمام آرزوهای بلند من خلاصه میشود گاهی:
به صبح زاهدان و یک خیابان و من و تو با کمی باران»
حجم
۴۳٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
حجم
۴۳٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه