معرفی و دانلود رایگان کتاب گربه‌ی چکمه پوش
تصویر جلد کتاب گربه‌ی چکمه پوش
off

کتاب گربه‌ی چکمه پوش

نوع کتاب
۴.۳(از ۱۱۷۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
ریحانه ظهیری
انتشارات: 
خانه داستان چوک

معرفی کتاب گربه‌ی چکمه پوش

داستان کوتاه «گربه چکمه‌پوش» نوشته ریحانه ظهیری، داستانی برای کودکان از مجموعه «مطالعه در وقت اضافه» است. مجموعه «مطالعه در وقت اضافه» با این هدف فراهم شده است تا کاربران طاقچه بتوانند در عرض چند دقیقه یک داستان کوتاه از نویسندگان ایران و جهان را بخوانند. امیدواریم این داستان‌های کوتاه بتواند کمکی کوچک به پربارترکردن دقایق زندگی داشته باشد. دقایقی کوتاه که در میان روزمرگی‌ها، دقایقی زیباتر و ارزشمندتر باشد و در میان لحظات خوبمان جای بگیرد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب گربه‌ی چکمه پوش و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:گربه‌ی چکمه پوش
موضوع:داستان کوتاه، داستان کودک و نوجوانان
مترجم:ریحانه ظهیری
انتشارات:خانه داستان چوک
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۰۵ مگابایت
قیمت کتاب:رایگان
برچسب:مجموعه مطالعه در وقت اضافه، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۸، کمپین دنیای قشنگ تو - ۹۹

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

eli
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۸/۱۰/۱۳

عالی

۰
حانیه
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۹

خیلی جالبه.مخصوصا اونجا که گربه هه غولرو فریب میده

۱
ملیکا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۲۲

عالی

۱
Anita Moghaddam💙💙
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۱

بسیار بسیار عالی حتما بخونین👏👏👏👏👏

۷
پرنیان احمدی
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۰

خیلی خوب بود بعضی از کتاب های اینجا واقعا عالی و خاطره انگیز ه عالی طاقچه جون دوست دارم خخخ💟

۱
Book worm
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۹

عالی

۰
💜
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۴

جالب بود من از خواندنش لذت بردم😘🤗🙏🏻🌷

۰
yasicirnnnn
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۳

عالیه 😄 فقط مثل کارتنش نیست😕

۰
marya
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۱۳

باحال بود

۰
کاربر ۱۳۹۱۷۲۸
۱۳۹۸/۱۲/۲۹

بدک نبود...ولی گربه چکمه پوش با دروغ کارش رو انجام میداد😕

۲
stephanie
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۹/۰۵

خیلی جالبه ولی یکم مسخرس ×_×

۴
mim shin
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۸

ببینید خیلی خیلی خلاصه شدست . و اینکه با اینکه خلاصه شده جذابیتش رو از دست نداده. برای سرگرمی خوبه.چیز خاصی برای گفتن نداره جز اینکه گاهی اوقات باید به کسایی اعتماد کنیم،که هیچ سودی برامون ندارن، ممکنه اونا زندگیمون...بیشتر

۰
سایه‌بی‌سایگی:).میر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۰۳

برای چند دقیقه ای دور شدن و رفتن به تخیلات کتاب خوبیه :) بعد ها: باورم نمیشد که انقدر تو ذهنم ثبت بشه هاااا . اونموقع شاید چندان جذابیت اون شکلی خاص رو نداشت . ولی بعد از مدتی دلم برای...بیشتر

۰
va.fa
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۴

به لحاظ داستانی شبیه داستان های عامه پسند قدیمی بود. میل به ثروت و دروغگویی..

۰
imsmyyy
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۳۰

هیچ حسی در من به وجود نیاورد. کاملا یه داستان عادی و بچگونه.😪

۰

بریده‌هایی از کتاب

♥💗🐞لیدی باگ🐞💗♥
۱۲۲
گربه‌ی چکمه‌پوش در زمان‌های قدیم، آسیابانی فوت کرد. از او سه پسر، یک آسیاب، یک الاغ و یک گربه به نام پوس باقی ماند. بزرگ‌ترین پسر آسیاب را برداشت. پسر وسطی الاغ را برداشت و به کوچک‌ترین پسر فقط یک گربه رسید. کوچک‌ترین پسر از ارث کمی که به او رسیده بود خوشحال نبود. ـ برادرهای من می‌‌توانند با هم کار کنند و زندگی خوبی بسازند، اما من با یک گربه چی کار می‌‌توانم بکنم؟ اما این گربه یک حیوان باهوش بود و فکری در سرش داشت. ـ نگران نباش، سرورم. فقط به من یک جفت چکمه و شنل بدهید، و من به شما نشان خواهم داد ارثی که به شما رسیده خیلی هم بد نیست. پسر آسیابان شک و تردید داشت، اما او می‌‌دانست که چیزی را از دست نمی‌دهد، برای همین به گربه‌ چکمه و شنل داد. به محض اینکه گربه چیزی را که می‌‌خواست به دست آورد، برای شکار خرگوش بیرون رفت. سپس گربه با خرگوشی که آن را داخل کیسه تله حمل می‌‌کرد راهی قصر پادشاه شد. گربه درخواست کرد که پادشاه را ببیند. او وقتی داشت به داخل راهنمایی می‌‌شد، تعظیم‌کنان و مؤدبانه گفت: «اعلی‌حضرت، لطفاً این خرگوش را از طرف سرور من، مارکوس کاراباس قبول کنید. سرورم از من خواست تا این را به شما تقدیم کنم». ـ از طرف من از سرورت تشکر کن. من از هدیه‌اش خیلی خوشحالم.
ملیکا
۴۵
زمین‌هایی که پادشاه از آن عبور کرده بود متعلق به غول بود. البته، گربه تمام مدت این چیزها را می‌‌دانست. گربه سریع در کاخ را به صدا در آورد و درخواست دیدن غول را داشت که شاید بتواند احترامات خود را به گوش او برساند. درخواست او برآورده شد، گربه در مقابل غول تعظیم کرد.
ملیکا
۳۷
این بدین معنی است که شما حتی می‌‌توانید خودتان را به شیر و فیل هم تبدیل کنید.
{بانو راد}
۲۸
(از مجموعه‌ی مطالعه در وقت اضافه)
ملیکا
۲۵
همان طور که آن‌ها در مسیرشان در حال حرکت بودند، شاهزاده خانم و مرد جوان نگاه‌های عاشقانه‌ای رد و بدل می‌‌کردند. در همین حال، گربه پیش روی آن‌ها می‌‌دوید. گربه به پیش دهقانان رفت.
👑ساناز👑
۲۰
«مطالعه در وقت اضافه»
Anita Moghaddam💙💙
۱۷
برادرهای من می‌‌توانند با هم کار کنند و زندگی خوبی بسازند، اما من با یک گربه چی کار می‌‌توانم بکنم؟
♥💗🐞لیدی باگ🐞💗♥
۱۶
ـ مردم خوب، پادشاه در راه است و اگر صلاح خود را می‌‌خواهید، به او بگویید این زمین‌ها متعلق به مارکوس کاراباس است. او از مرتب‌بودن اوضاع مطمئن شد و آنجا را ترک کرد. کمی بعد کالسکه به آنجا رسید، پادشاه از دهقانان پرسید: «این زمین‌هایی که روی آن کار می‌‌کنید برای کیست؟»
👑ساناز👑
۱۳
«مطالعه در وقت اضافه»
💜
۱۰
گربه‌ی چکمه‌پوش در زمان‌های قدیم، آسیابانی فوت کرد. از او سه پسر، یک آسیاب، یک الاغ و یک گربه به نام پوس باقی ماند. بزرگ‌ترین پسر آسیاب را برداشت. پسر وسطی الاغ را برداشت و به کوچک‌ترین پسر فقط یک گربه رسید. کوچک‌ترین پسر از ارث کمی که به او رسیده بود خوشحال نبود. ـ برادرهای من می‌‌توانند با هم کار کنند و زندگی خوبی بسازند، اما من با یک گربه چی کار می‌‌توانم بکنم؟ اما این گربه یک حیوان باهوش بود و فکری در سرش داشت. ـ نگران نباش، سرورم. فقط به من یک جفت چکمه و شنل بدهید، و من به شما نشان خواهم داد ارثی که به شما رسیده خیلی هم بد نیست.