«شرح فقراتی از دعای افتتاح» بیانات حضرت علاّمه آیة الله حاج سیّد محمّدحسین حسینی طهرانی(۱۳۷۴-۱۳۰۵) در باره دعای افتتاح است. این کتاب شامل مقدّمه و تعلیقاتی از سیّد محمّدمحسن حسینی طهرانی نیز میشود.
دعای افتتاح، از جمله دعاهای شیعیان در شبهای ماه مبارک رمضان است. این دعا را منتسب به امام زمان(ع) میدانند.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
اللَهُمّ أذِنتَ لی فی دُعائِکَ و مَسألتِکَ؛ «تو به من اذن دادی که بیایم و از تو بخواهم!»
اگر خدا اذن نداده بود چه میشد؟ انسان اجازۀ دعا نداشت؛ او بنده است و خدا مولا است، و این مولا به این بنده اجازه نمیدهد که: تو بیا و عرض حاجت به آستان مقدّس ما بیاور! بلکه خودت باش و خودت و انانیّت و نفس خودت! هیچ راهی به ما نداری؛ تو بندۀ ما هستی و ما مولا، بنده را با مولا چه کار؟! خاک را با خورشید چه کار؟! «أینَ التّرابُ و رَبُّ الأربابِ؟!» ما را از خاک ـ پستترین چیز ـ آفریدی؛ و تو هم ربُّ الأربابی، از همۀ اربابها بالاتر و از همۀ پروردگارها پرورندهتر هستی، و ربوبیّتت از همۀ رَبها شدیدتر و بیشتر و عظیمتر است. بنابراین اگر به ما اذن نمیدادی، این عین واقع بود؛ نه اینکه اذنی که ما داریم تا دعایی و مسئلتی از تو کنیم، حقّی است برای ما! نه، هیچ حقّی نیست! بلکه فقط مرحمت و لطف تو است که این اذن را به ما دادی.
و اذن تو در دو مرحله است: یکی در مرحلۀ تکوین، و یکی هم در مرحلۀ تشریع؛ که هر وقت دلتان میخواهد، بگویید: یا الله! زمان و مکانی برایش قرار ندادی، کیفیّت و وضعیّت و موقعیّت خاصّی برایش قرار ندادی.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب شرح فقراتی از دعای افتتاح و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
أُمِرَ النّاسُ بِالقِراءَةِ فی الصَّلاةِ لِئَلّا یکونَ القُرآنُ مَهجورا؛ «مردم مأمور شدند که قرآن را در نماز بخوانند تا کتاب خدا مهجور نشود.»
احسان شیرکوهی
۹
مَن تَواضَعَ لِغنیٍّ لِغِناه، فَقَد کَفَر؛ «کسی که به آدم غنی و دارا به جهت غنای او تواضع کند، این تواضعش کفر است.»
احسان شیرکوهی
۶
امّا کسی که اظهار مسکنت میکند و میگوید: تو أولیٰ هستی و سلطانی و تمام موجودات به دست تو هستند و من فقط بندۀ فانی هستم! میگوید: بندۀ فانی هستی؟ میگوید: بله! میگوید: بیا!
احسان شیرکوهی
۵
بندگان خدا میروند پیش خدا و میگویند: آخر ما چیزی نداریم، ما مسکنت داریم، ما عبودیّت داریم! تو از ما فلان عمل را خواستی و ما به اندازۀ کمو بیش استعدادمان یک کارهایی کردیم، امّا از ما این برنمیآید؛ امّا معترفیم تو آقا هستی و ما بنده، تو مولا هستی و ما عبد. این همان معنای اعتراف بر عبودیّت است، این معنا همان صیقل دادن قلب است.
احسان شیرکوهی
۳
جهنّم، ادب است و سوختن در آتش جهنّم، تزکیه است؛ پس در آن موضع اگر خدا رحمت کند و عفو کند، غلط است!
احسان شیرکوهی
۳
ما باید عدالت را با پیغمبر بسنجیم، نه پیغمبر را با عدالت! آن عدالتی که پیغمبر را با آن میسنجیم، تصوّر ما از عدالت است و صد در صد اشتباه است؛ چون هر کسی عدالت را به میزان افکار خودش طوری تعبیر میکند که با مزاج خودش سازش دارد.
منتظر طلوع
۲
«اللَهُمَّ أذنتَ لی فی دعائک؛ به من اجازه دادی برای دعا کردن.» پس چه خدای مهربانی است که به انسان اجازه داده است.
منتظر طلوع
۲
أُمِرَ النّاسُ بِالقِراءَةِ فی الصَّلاةِ لِئَلّا یکونَ القُرآنُ مَهجورا؛ «مردم مأمور شدند که قرآن را در نماز بخوانند تا کتاب خدا مهجور نشود.»
یعنی دائماً هر کس در ذهنش تمام قرآن را داشته باشد. الآن اگر از میان ما قرآنهای روی زمین را برچیند، ما چقدر قرآن داریم؟ هیچ! قرآنمان فقط سورۀ حمد و (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) و خیلی هم بیاییم بالا (إِنَّا أَنْزَلْناهُ) و اینها است، و بیش از این نیست. مراد از «ما قرآن داریم»، قرآن چاپی نیست، قرآن سینهای است:
(بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فی صُدُورِ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ)؛ «قرآن آیات بیّنات است در سینههای آن کسانی که صاحب علماند.»
هر کس به هر مقداری از قرآن در سینه داشته باشد، آن مقدار قرآن دارد، و الاّ ندارد
hedayat Homa
۲
رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «این هفده رکعتی را که خدا واجب کرد به خاطر ضعفاء و اضعف مأمومین است.» چون از زن و مرد و ضعیف و قوی دیگر کسی نیست که از عهدۀ این هفده رکعت برنیاید، و همه برمیآیند؛ لذا واجب شد. امّا برای کسانی که میتوانند راه را بیشتر طی کنند، مستحبّ مؤکّد است که نوافل را بجا بیاورند و باید دو برابر این مقدار نوافل بخوانند.
احسان شیرکوهی
۱
پیغمبر همین خالد بن ولید ملعون را رئیس لشکر میکرد و با او میرفت بتها را میشکست و شهرها را میگرفت؛ و خیلی از رؤسایی که پیغمبر برای لشکر میگماشت همین افراد بودند. آخر سلمان فارسی که نمیتواند رئیس لشکر بشود، ابوذر هم نمیتواند، مقداد هم نمیتواند، اینها آدمهایی هستند پاک، منزّه، صاف و دارای مقام پاکی و طهارت؛ امّا آن کسی که میخواهد بت بشکند و شهر را بگیرد و... روحیۀ جنگی خاص لازم دارد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
شرح دعایی توصیه شده توسط مولانا صاحب العصر و الزمان توسط عارفی کامل و واصل. زبانی روان و گویا با مثال های خوب و همه فهم داره