کتاب رویای چگوارا در قلب من می روید م. آرام + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب رویای چگوارا در قلب من می روید

کتاب رویای چگوارا در قلب من می روید

نویسنده:م. آرام
انتشارات:نشر قطره
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب رویای چگوارا در قلب من می روید

کتاب رویای چگوارا در قلب من می روید نوشته‌ی م. آرام، روایتی است از مردم طبقه‌ی فرودست و زیست‌شان در حاشیه، تنهایی، بیماری، و فقر. این داستان در مورد نوجوانی است که با نقص مادرزادی قلب، روی ویلچر و در خانه‌ای هفتاد متری، جهان را از پشت پنجره و صفحه‌ی تلویزیون و خیال تماشا می‌کند. در کنار او، مادرش با گذشته‌ای پرزخم، همسایه‌های طبقات دیگر و زنی جوان به نام سپیده، شبکه‌ای از روابط شکل می‌دهند که پسرک از دل آن‌ها عشق و معنا را جست‌وجو می‌کند. نشر قطره این رمان را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب رویای چگوارا در قلب من می روید

کتاب رویای چگوارا در قلب من می روید اثر م. آرام، روایتی انسانی است که از دریچه‌ی ذهن نوجوانی با محدودیت‌های جسمی، به واکاوی لایه‌های پنهان زندگی در حاشیه و قدرتِ رهایی‌بخش تخیل می‌پردازد. داستان در فضای محدود یک آپارتمان شکل می‌گیرد، اما نویسنده با تکیه بر ساختاری اپیزودیک و فصل‌بندی‌های کوتاه، جهان فکری راوی را به وسعت ادبیات و سینما گسترش می‌دهد. در این میان، شخصیت‌های زن داستان همچون نجمه و ستاره، هر کدام بار تاریخچه‌ای از رنج‌ها، عشق‌های ناکام و اجبارهای خانوادگی را به دوش می‌کشند که در جریان روایت‌های موازی و گفت‌وگوهای روزمره، به‌تدریج برای مخاطب آشکار می‌شود. لحن صمیمی و اعتراف‌گونه‌ی کتاب، زندگی معمولی در میان صف‌های یارانه و کلاس‌های توان‌بخشی را با مفاهیم بلندی چون آگاهی و مرگ پیوند می‌زند. ارجاعات فرهنگی مداوم به آثاری نظیر بینوایان و شازده کوچولو، نه‌تنها پناهگاهی برای گریز شخصیت‌ها از واقعیت‌های تلخ اقتصادی و جسمانی است، بلکه ابزاری است تا راوی خانه‌نشین، جهان را از منظری فلسفی بازخوانی کند. م. آرام در رویای چگوارا در قلب من می روید نشان می‌دهد که چگونه روایت‌گری و قصه، تنها دارایی ارزشمند انسان‌هایی است که در بن‌بست‌های اجتماعی گرفتار شده‌اند و از همین مسیر، نوجوانی که در ظاهر ناتوان است، به بلوغی دست می‌یابد که او را قادر می‌سازد با بزرگ‌ترین چالش‌های هستی، از جمله عمل جراحی دشوار قلب و رویارویی با فردا، مواجه شود.

خلاصه داستان رویای چگوارا در قلب من می روید

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

رویای چگوارا در قلب من می روید از زاویه‌ی دید نوجوانی روایت می‌شود که با نقص مادرزادی قلب و بدنی ضعیف، بیشتر وقتش را روی مبل و ویلچر در خانه‌ی هفتاد متری طبقه‌ی چهارم می‌گذراند. او نه نام مشخصی دارد و نه امکان حرکت آزاد؛ اما ذهنش مدام در رفت‌وآمد است: از تلویزیون به کوچه، از خاطرات مادر به داستان‌های ستاره، از صدای قناری همسایه به شعر سهراب و حسین پناهی و رمان بینوایان. در کنار او، مادرش نجمه زنی است که بین کار تبلیغات، پله‌های بی‌آسانسور و پرستاری از فرزندش فرسوده شده و در عین‌حال، هنوز زیر پوستش خاطره‌ی عشقی قدیمی و فراری به نام کیوان زنده است. خاله ستاره، زن دیگری است که مدام به خانه رفت‌وآمد دارد؛ زنی با گذشته‌ای پر از خشونت و سوءاستفاده، که پدرش او را در نوجوانی به راننده‌ی کامیونی سپرده و از آن‌جا به خانه‌ی خان و بعد فرار، خیابان، و استثمار رسیده است. 

در داستان، همسایه‌ها هم حضور پررنگی دارند: امیر پسر دلال ارز واحد بغلی، یاسی دختر نوجوان روبه‌رویی که با کتاب باغ مخفی وارد دنیای راوی می‌شود، مرد قناری‌باز، و مهم‌تر از همه سپیده؛ دختر دانشجوی شیرازی که در خانه‌ی روبه‌رو از پیرزنی زمین‌گیر مراقبت می‌کند. سپیده ابتدا در نگاه راوی، فقط بوی یاس و روسری صورتی و مهمانیِ کوتاه عصرانه است؛ اما کم‌کم گذشته‌اش را باز می‌کند: از شیراز و حافظیه و پسر جوانی که هر روز با بیسکویت و فال حافظ به او نزدیک شده، تا عشق و ناکامی و بیماری مغزی آن پسر، عمل جراحی، فلج‌شدن و مرگ. این خاطره، با سرنوشت راوی گره می‌خورد؛ چون او هم باید برای نجات جانش عمل قلب انجام دهد، عملی پرهزینه و پرخطر که دکتر احتمال زنده‌ماندنش را کم می‌داند.

چرا باید کتاب رویای چگوارا در قلب من می روید را بخوانیم؟

این کتاب به‌ خاطر زاویه‌ی دید خاصش، تجربه‌ی متفاوتی از قهرمان ارائه کرده است: قهرمانی که نه می‌تواند بدود و بجنگد، نه حتی همیشه حرف بزند، اما با ذهنی تیز و زبان درونی‌اش، جهان را تحلیل می‌کند و به نقد می‌کشد. حضور پررنگ کتاب‌ها، فیلم‌ها و چهره‌های فرهنگی در متن، آن را به نوعی گفت‌وگو میان ادبیات و زندگی تبدیل کرده است. برای کسانی که به داستان‌هایی درباره‌ی طبقه‌ی فرودست شهری، تنهایی، بیماری، و رابطه‌ی مادر و فرزند علاقه‌مند هستند، این اثر می‌تواند تجربه‌ای درگیرکننده و تأمل‌برانگیز باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

رویای چگوارا در قلب من می روید به کسانی پیشنهاد می‌شود که به رمان‌های شهری با محوریت خانواده‌های کم‌درآمد، روایت‌های اول‌شخص تأمل‌گر، و داستان‌هایی درباره‌ی بیماری، و تنهایی زنان و نوجوانان روزمره علاقه دارند.

بخشی از کتاب رویای چگوارا در قلب من می روید

«ستاره، سوخته بود...! به پای آرزوهای پدری که مدینهٔ فاضله‌اش را توی هپروت نشئگی مواد می‌دید. آن‌قدر مطمئن روی ابرها راه می‌رفته، انگار قطرهٔ زلال آبی باشد که توی بحبوحهٔ تشنگی زمین، فرشتهٔ نجات شود. اما زمان فرود، دانهٔ باران خمینه‌ای بوده میان فاضلاب انسان‌های پست!

حکایت ستاره، حکایت تکراری آسمان سیاهی است که ماه هم شرم دارد از تابیدن در پهنهٔ آن. حکایت یک جنگ نابرابر، حکایت فمینیست سوخته، حکایت زن در عصر جاهلیت و حکایت نیمی از زنان امروز هم...

کاناپه را گذاشته‌ایم توی نشیمن، روبه‌روی تلویزیون، من هم رویش. دو نفره است، اما گاهی سه تایی هم می‌نشینیم. من وسط، راستم خاله ستاره، چپم مامان نجمه. آن‌ها که نباشند، جای‌شان را امیر، پسر واحد بغل می‌گیرد. دوازده سالی بیش‌تر ندارد. تقریباً زبان هم را خوب می‌فهمیم. او می‌گوید، من می‌شنوم. من می‌گویم، او... می‌خندد. از تیم فوتبال‌شان می‌گوید که با حمید و سراج و نوروز، حریف ندارند. شاهین بالای سر تیم‌های کوچه‌های دیگر هستند.

باباش، دلال است. دلار، یورو، پوند و هر نوع ارزی که توی بازار پیدا شود. ولی همیشه هشت‌شان گروی نه‌شان است. گاهی حتی مقداری از کرایه خانه‌شان را، مامان باید قرض بدهد. وام بلاعوض. ولی بابای من...»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۶۸٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۹۷ صفحه

حجم

۶۸٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۹۷ صفحه

قیمت:
۶۰,۰۰۰
تومان