
کتاب می خواهم در پاریس بمیرم
معرفی کتاب می خواهم در پاریس بمیرم
کتاب می خواهم در پاریس بمیرم (Die in Paris) نوشته کوجیرو سری ساوا، ترجمه محسن هنریار و داستانی بلند درمورد زندگی، خاطرات و روابط انسانی در بستر مهاجرت و تقابل فرهنگهاست. این اثر توسط نشر امیرکبیر منتشر شده و به پیچیدگیهای عاطفی و روانی شخصیتها پرداخته است. داستان بلند حاضر با حضور راوی در جشن ازدواج دختر دوست قدیمیاش آغاز میشود و بهتدریج لایههای پنهان روابط خانوادگی، رازهای گذشته و دغدغههای هویتی را آشکار میکند. موضوع اصلیْ خانوادهای ژاپنی است که بخشی از زندگی خود را در اروپا، بهویژه پاریس، سپری کردهاند. این خانواده اکنون با گذشته، خاطرات و انتخابهای خود دستوپنجه نرم میکنند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب می خواهم در پاریس بمیرم اثر کوجیرو سری ساوا
کتاب می خواهم در پاریس بمیرم یک داستان بلند به قلم کوجیرو سری ساوا است که در بستر روابط خانوادگی، مهاجرت و مواجهه با فرهنگهای متفاوت شکل گرفته است. روایت با حضور راوی در ضیافت ازدواج دختر دکتر میامورا، دوست قدیمیاش، آغاز میشود و بهتدریج به گذشتههای دور و خاطرات مشترک شخصیتها بازمیگردد. این داستان بلند بر پایهی بازگویی خاطرات، نامهها و یادداشتهایی نوشته شده که میان اعضای خانواده و دوستان ردوبدل شده است و بخشهایی از حقیقت زندگی شخصیتها را روشن میکند.
کوجیرو سری ساوا با بهرهگیری از جزئیات دقیق، فضای ژاپن و اروپا را به تصویر کشیده و تضادها و شباهتهای فرهنگی را در زندگی شخصیتها برجسته کرده است. دغدغههای هویتی، حسرتها، رازهای خانوادگی و تلاش برای یافتن معنای زندگی در سرزمینی بیگانه، از محورهای اصلی داستان بلندِ می خواهم در پاریس بمیرم به شمار میآید. نویسنده با نگاهی موشکافانه به روابط انسانی، تأثیر گذشته بر حال و نقش خاطرات در شکلگیری هویت فردی و جمعی را شرح داده است.
خلاصه داستان می خواهم در پاریس بمیرم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
راوی به جشن ازدواج دختر دکتر میامورا دعوت میشود؛ جشنی مجلل که در آن روابط قدیمی و خاطرات مشترک زنده میشوند. راوی که خود نویسنده است، بهواسطهی دوستی دیرینه با دکتر و علاقهی دختر او به آثارش در این مراسم حضور دارد. دکتر میامورا پس از جشن بستهای حاوی یادداشتهای همسر فقیدش را به راوی میسپارد و از او میخواهد دربارهی مناسببودن این یادداشتها برای دخترش نظر دهد. این یادداشتها که سالها لاک و مهرشده باقی ماندهاند، حاوی خاطرات و آرزوها و دغدغههای مادر برای دخترش هستند.
داستان به گذشته بازمیگردد و زندگی دکتر میامورا و همسرش (شینکو) را در پاریس دنبال میکند. خاطرات سفر، مواجهه با فرهنگ غربی، حسرتها و رقابتهای خانوادگی و نیز نامههایی که میان شخصیتها ردوبدل میشود، بخش عمدهای از کتاب حاضر را شکل میدهد. در این میان رازهایی دربارهی روابط گذشته، حسادتها و ناکامیهای عشقی آشکار میشود. شخصیتها با گذشتهی خود، انتخابهایشان و تأثیر آن بر نسل جدید روبهرو میشوند. داستان با بازگویی صادقانهی احساسات، تردیدها و امیدهای شخصیتها، تصویری چندلایه از زندگی مهاجران ژاپنی در اروپا ارائه میدهد.
چرا باید کتاب می خواهم در پاریس بمیرم را بخوانیم؟
داستان بلند می خواهم در پاریس بمیرم با نگاهی عمیق به روابط انسانی، مهاجرت و هویت میپردازد. استفاده از نامهها و یادداشتها امکان همذاتپنداری با شخصیتها را فراهم میکند و خواننده را به تأمل دربارهی نقش گذشته، خانواده و فرهنگ در شکلگیری شخصیت و سرنوشت افراد وامیدارد. این داستان بلند با پرداختن به تضادها و پیوندهای فرهنگی میان ژاپن و اروپا، تجربهی زیستن در سرزمین بیگانه و چالشهای عاطفی مهاجران را به تصویر کشیده است. همچنین بازنمایی صادقانهی احساسات و تردیدهای شخصیتها فرصتی برای درک بهتر پیچیدگیهای روابط خانوادگی و فردی فراهم میکند.
خواندن کتاب می خواهم در پاریس بمیرم را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ژاپن و قالب داستان بلند با موضوع مهاجرت، روابط میانفرهنگی، هویت و گذشته پیشنهاد میشود.
درباره کوجیرو سری ساوا
کوجیرو سری ساوا (Kojiro Serizawa) ۴ می ۱۸۹۶ یا ۱۸۹۷ به دنیا آمد و ۲۳ مارس ۱۹۹۳ درگذشت. او نویسنده و رماننویسی ژاپنی بود که در یاناگیهارا در استان شیزوئوکا به دنیا آمد. این نویسنده فرزند یک صاحب کسبوکار ماهیگیری بود و از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۲ در دانشگاه توکیو اقتصاد خواند و پس از پایان تحصیل در وزارت کشاورزی و تجارت ژاپن مشغول به کار شد. او بین سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۹ بار دیگر در پاریس به مطالعهی اقتصاد و جامعهشناسی پرداخت و تجربههای دوران اقامت خویش در فرانسه و نیز دوران بهبودی از بیماری سل در آسایشگاهی در سوئیس، تأثیر عمیقی بر آثار ادبی او گذاشت.
نخستین اثر مهم کوجیرو سری ساوا با عنوان «بورژوا» در سال ۱۹۳۰ میلادی منتشر شد؛ اثری که دارای گرایشهای انسانگرایانه و لیبرال چپ بود. کوجیرو سری ساوا تجربههای زندگی در پاریس را در داستان بلندِ می خواهم در پاریس بمیرم (Die in Paris) و «بانوی پاریسی» بازآفرینی کرد؛ آثاری که بعدها به فرانسوی نیز ترجمه شدند. از دیگر آثار مهم او میتوان به «یک جهان» و رمان خودزندگینامهای ۱۴جلدی «سرنوشت انسان» اشاره کرد که اوج فعالیت ادبی این نویسنده به شمار میرود.
کوجیرو سری ساوا پس از جنگ اقیانوس آرام دربارهی تجربههای ژاپن در جنگ نوشت. آثار او اغلب رنگوبویی عمیقاً دینی داشت و از نظر ساختار روایی به سنت داستاننویسی اروپایی نزدیک بود. کوجیرو سری ساوا همچنین از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۴ پس از یاسوناری کاواباتا (Yasunari Kawabata) ریاست مرکز پن ژاپن را بر عهده داشت و عضو آکادمی هنر ژاپن نیز بود.
بخشی از کتاب می خواهم در پاریس بمیرم
«هنگامیکه در کشور خود به دبیرستان میرفتم، یک گربهٔ ماده چهار نوزاد زاییده بود و در پشت دیوار انبار مغازهها از آنها نگهداری میکرد. و چون اعضای خانوادهام هیچکدام از گربه خوششان نمیآمد، میخواستند بچه گربهها را از مادر جدا کنند. زمانیکه مادهگربه جریان را حس کرد یکیک نوزادها را با پوزه خود بهجای دوردستی برد. چند روز بعد، از پنجره اتاقم مشاهده کردم که گربه بچهدار در زیر سایبان مغازه چهار فرزندش را شیر میدهد و با حرص و حسادت اطراف را نگاه میکند. او نگاه مخصوصی به من انداخت که درعینحال خالی از التماس و استغاثه نبود، شبهنگام مادهگربه بچهها را به جای دیگر نقل مکان داد نگاههای مادهگربه موقعیکه به منزل مراجعت میکرد بهنظرم آمد. البته درست است که من فاقد تجربه و اطلاعات درباره نوزاد هستم زیرا نه در میان خانواده و نه در مدرسه آن را به من نیاموختند. لیکن نسبت به غریزهٔ مادری و عشق فرزندی خود اطمینان داشتم. میامورا غریزهٔ مادری را با طرز تربیت عادی اطفال اشتباه میکرد، نقص کلی شوهرم در همین چیزها بود من پیش خود از او انتقاد میکردم و آرزو داشتم که در مقصود خود دچار شکست شود.»
