
معرفی کتاب طلوع خورشید
«طلوع خورشید» داستان کوتاهی نوشته جیمز راس، نویسنده آمریکایی و از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است.
زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب طلوع خورشید و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | طلوع خورشید |
|---|---|
| موضوع | داستان کوتاه، داستان خارجی |
| نویسنده | جیمز راس |
| مترجم | نگین کارگر |
| انتشارات | خانه داستان چوک |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۰.۵۷ مگابایت |
| تعداد صفحهها | ۱۲ صفحه |
| قیمت کتاب | رایگان |
| برچسب | داستان آمریکایی، مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۵ تا ۱۰ دقیقه |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
داستان روان و ساده ای بود. موضوع که کشیدن تصویر کسی که دوسش داری برای روز تولدش بود رو دوست داشتم
احساسات را به زیبایی به تصویر کشید
خیلی دوست داشتنی و روان بود، شاید داستان خاصی نداشت اما چرا باید انتظار داستان داشت؟ آیا سادگی و زیبایی زندگی کافی نیست؟ :)
احساس میکنم یکم ترجمش مشکل داشت....ولی کتاب خوبی بود....الان که نظرات رو دیدم دوستان از سادگی داستان شکایت داشتن....ولی چرا باید همیشه داستان هایی رو بخونیم که نکنه ای چیزی دارن وخوبی داستان های ساده رو انکار میکنیم....همین که ساده...بیشتر
جایی بعضی آدما هیچ وقت پر نمیشه همیشه خالی...
عااااااااالی بود✨✨✨✨✨
به نظرم کتابش حس خوبی رو در چند دقیقه منتقل میکنه.
کتاب خوب و روانی بود و با اینکه خیلی کم بود جذابیت کتاب حفظ شده بود ...
متن روان و جالبی داشت.... و البته به فکر هم نیاز داشت
واقعا مختصر ولی جذاب بود خیلی خوشم اومد
توصیفاتش خوب بود ولی داستان نه
عالیه. خیلی خوب بود از طاقچه بابت اینجور کتابا ممنونم وای وقتی که از پدرش میگفت من به یاد پدر خودم می افتادم توصیف لحظه هاش عالی بود
گاهی پیش اومده که من هم برای اینکه بگم دلم تنگ شده، دقیقا مانند جیمز راس داستان سر هم کردم، حتی از طلوع یه خورشید و یا برگ ریزان و...! انگار گاهی گفتن این جمله به طور مستقیم حتی در ذهن...بیشتر
توی این چند صفحه تنها با دنیای پسر آشنا شدیم به جز چند جمله ای که انگار از دستش در رفت و به ما گفت که اوضاع اطرافش واقعا چطور می گذره، و این که چقدر دلتنگه، و نمی خواد...بیشتر
چیز خاصی برا گفتن نداشت