
کتاب در تیررس حادثه
معرفی کتاب در تیررس حادثه
کتاب در تیررس حادثه (زندگی سیاسی قوامالسلطنه) نوشتهی حمید شوکت روایتی مفصل و مستند از زندگی و کارنامهی یکی از بحثبرانگیزترین رجال سیاسی ایران است. نویسنده در این اثر، قوام را از کودکی در تهران قاجاری تا اوج قدرت در مقام نخستوزیر و نقشآفرینیاش در بزنگاههایی چون مشروطه، بحران آذربایجان، مسئلهی نفت شمال و تیرماه ۱۳۳۱ دنبال کرده است. نشر اختران آن را منتشر کرده است و متن کتاب نشان میدهد که نویسنده با تکیهبر اسناد آرشیوی وزارت خارجهی ایران، انگلستان، آمریکا و آلمان، روزنامهها، خاطرات و تحقیقات پیشین، کوشیده تصویری چندسویه و مستند از این سیاستمدار پررمزوراز ارائه کند. در تیررس حادثه از همان پیشگفتار تکلیف خود را روشن کرده است: نه قوام را قدیس میبیند و نه خائن بالفطره، بلکه او را در متن ساختار استبدادی، رقابت قدرتهای خارجی، فرازونشیبهای مشروطه و استبداد رضاشاهی و بحرانهای پس از شهریور ۱۳۲۰ بررسی میکند. کتاب در عین تمرکز بر زندگی سیاسی قوام، بهطور موازی تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران را نیز بازخوانی میکند؛ از قحطیها و وبا و ساختار قدرت قاجاری تا شکلگیری نهادهایی مانند دارالشورای کبری، وزارتخانهها، گمرکات و ارتش. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب در تیررس حادثه
کتاب در تیررس حادثه با تمرکز بر زندگی سیاسی قوامالسلطنه، در واقع روایتی گسترده از تاریخ ایران از اواخر دورهی ناصری تا اوایل دههی ۱۳۳۰ ارائه کرده است. حمید شوکت در پیشگفتار توضیح میدهد که هر نسل باید گذشتهی خود را با نگاهی نقادانه و فارغ از تقدیس و شیطانیسازی شخصیتها بازبینی کند. بر همین اساس، او قوام را در دوگانهی رایج «خادم پاکباخته» یا «خائن بالفطره» محصور نمیکند و تلاش میکند با اتکا به اسناد و گزارشهای دیپلماتیک، خاطرات رجال، روزنامهها و تحقیقات جدید، تصویری پیچیدهتر از او بسازد. کتاب در تیررس حادثه از همان ابتدا به مسئلهی منابع میپردازد؛ از آرشیوهای وزارت خارجهی ایران، انگلستان، آمریکا و آلمان تا اسناد باکو و مسکو دربارهی نفت شمال و آذربایجان. نویسنده هشدار میدهد که گزارشهای سفرا و وزیرمختاران خارجی را نباید بیچونوچرا پذیرفت و بر ضرورت مقایسه و بازبینی وسواسگونهی این اسناد تأکید کرده است. کتاب در تیررس حادثه در فصلهای متعدد، مسیر زندگی قوام را از تبار خانوادگی و کودکی در تهران قاجاری تا نقشآفرینیاش در مشروطه و پس از آن دنبال میکند. فصل نخست با عنوان «از منشیگری تا مشروطیت» از تهرانِ قحطیزده و وبازدهی ناصری آغاز میشود، از اصلاحات سپهسالار و امینالدوله میگوید و جایگاه خاندان آشتیانی و معتمدالسلطنه، پدر قوام، را در ساختار دیوانی توضیح میدهد. سپس به تحصیلات احمد قوام، مهارتش در خط و انشاء، ورودش به دربار بهعنوان دبیرحضور و نقش داییاش امینالدوله در تربیت و صعود سیاسی او میرسد. در ادامه، کتاب به مأموریت آذربایجان، صدارت امینالدوله، سقوط او، تبعید و سفرهای قوام، بازگشتش به دربار، گرفتن لقب قوامالسلطنه و حضورش در آستانهی انقلاب مشروطه میپردازد. فصل دوم با عنوان «وزارت و انقلاب» وارد دورهی مظفرالدینشاه، عینالدوله و کشاکش مشروطهخواهان و مستبدان میشود و نقش قوام را در پشتصحنهی دربار، در تنظیم فرمان مشروطیت و نظامنامهی انتخابات و ارتباطش با علما و آزادیخواهان پی میگیرد.
خلاصه کتاب در تیررس حادثه
در تیررس حادثه زندگی سیاسی قوامالسلطنه را در پیوند تنگاتنگ با تحولات بزرگ تاریخ معاصر ایران روایت کرده است. نویسنده در پیشگفتار توضیح میدهد که بدون نقد نقادانهی گذشته، شکستها و فرصتهای از دسترفته به تراژدی بدل میشوند و نمونهی برجستهی آن را در تیرماه ۱۳۳۱ میبیند؛ جایی که شکست قوام را «فرصت تاریخی از دست رفته» میخواند که بازگشت مصدق و در نهایت کودتا را بهدنبال داشت و معتقد است اگر قوام در آن مقطع موفق میشد، مسیر تاریخ ایران میتوانست بهگونهای دیگر رقم بخورد. کتاب ابتدا به سراغ تصویرهای متناقض از قوام میرود: برای عدهای سیاستمداری بیپروا، اهل تزویر و بیاعتنا به وسیله در راه هدف؛ برای عدهای دیگر دولتمردی با درایت، میهندوست و چیرهدست در دیپلماسی که توانست در نبردی نابرابر با شوروی بر سر آذربایجان دست بالا را پیدا کند. شوکت این دوگانه را میشکند و قوام را در بستر ساختار استبدادی، فرهنگ سیاسی نخبهگرا، نقش قدرتهای خارجی و محدودیتهای زمانهاش میسنجد. او هم به زندگی خصوصی قوام سر میزند ـ از ثروت، سبک زندگی اشرافی، علاقه به تجمل، روابط خانوادگی، ازدواجها، فرزندش حسین و سالهای تبعید در اروپا و لاهیجان ـ و هم به جهان سیاست او که در آن «سیاست فارغ از ایدئولوژی» و تکیه بر تاکتیک و موازنهی قوا اصل بود. در بخشهای بعدی، کتاب مسیر تاریخی را از تهران قاجاری، قحطیها و وبا، اصلاحات ناکام سپهسالار و امینالدوله، قدرتگیری علما، واقعهی رژی و قتل ناصرالدینشاه دنبال میکند تا زمینهی ظهور قوام را نشان دهد. سپس به تبار آشتیانی، نقش پدربزرگ و پدر قوام در دیوان، اتهامهای مربوط به رشوهخواری و سوءاستفاده، و پیوندهای خانوادگی با رجال نامدار میپردازد. تحصیلات احمد قوام در ادبیات، عربی، منطق و «علوم جدید»، مهارتش در خوشنویسی و انشاء و ورودش به دربار بهعنوان دبیرحضور، نقطهی آغاز صعود اوست. همراهی با امینالدوله در آذربایجان، منشیگری صدراعظم، آشنایی نزدیک با سازوکار قدرت و سپس کنارگذاشتهشدن، سفر به اروپا و بازگشت بهعنوان منشی عینالدوله، حلقههای بعدی این مسیرند. در فصل «وزارت و انقلاب» کتاب به دورهی مظفرالدینشاه و کشاکش مشروطه میرسد. قوام در این مقطع، در عین نزدیکی به صدراعظم مستبد، با آزادیخواهان و علما نیز در تماس است؛ به ملکالمتکلمین و دیگران خبر میدهد تا از دستگیری بگریزند، با اعلمالدوله و رهبران نهضت مکاتبهی «کاملاً محرمانه» دارد و در طرحی که برای «تحصیل فرمان مشروطیت و برقراری حرّیت» نوشته شده، نام او در کنار اعلمالدوله و وزیر همایون بهعنوان واسطهی آمادهکردن شاه برای پذیرش مشروطه آمده است. او در روز سیزدهم مرداد ۱۲۸۵ در کاخ صاحبقرانیه، متن فرمان مشروطیت را با خط خود مینویسد، برای شاه میخواند و شاهد توشیح آن است؛ سپس در شرایطی که شاه بیمار و دیدارها محدود شده، در کنار اعلمالدوله نظامنامهی انتخابات را نیز به امضا میرساند. پس از مرگ مظفرالدینشاه و رویکارآمدن محمدعلیشاه، قوام مدتی کنار میرود و به اروپا میرود، درحالیکه موج تازهای از استبداد و تلاش برای لغو مشروطه آغاز شده است. ادامهی کتاب در فصلهای بعدی، این خط سیر را تا سالهای پایانی عمر قوام و نقش او در بحرانهای بزرگ قرن چهاردهم خورشیدی دنبال میکند.
چرا باید کتاب در تیررس حادثه را بخوانیم؟
در تیررس حادثه برای کسانی که بهدنبال فهم جزئیات و پیچیدگیهای تاریخ سیاسی ایران هستند، فرصتی فراهم کرده است تا یک چهرهی جنجالی را نه در قالب شعار و قضاوتهای آماده، بلکه در متن اسناد، روایتها و تناقضها ببینند. کتاب نشان میدهد چگونه یک سیاستمدار میتواند همزمان حامل تجددخواهی، پایبند سنتهای اشرافی، متهم به فساد، ستوده بهخاطر مهارت دیپلماتیک و درگیر در تراژدیهای ملی باشد. این نگاه چندسویه کمک میکند فهمی واقعبینانهتر از سیاست در ایران شکل بگیرد؛ فهمی که در آن ساختار استبدادی، نقش قدرتهای خارجی، وزن علما، فرهنگ سیاسی نخبهگرا و محدودیتهای زمانه در کنار اراده و شخصیت فردی دیده میشود. این کتاب همچنین برای کسانی که به تاریخ مشروطه، قحطیها و وبا، اصلاحات ناکام رجال قاجاری، شکلگیری نهادهای مدرن و رابطهی دولت و جامعه علاقه دارند، منبعی سرشار از جزئیات است. روایت شوکت از تهران ناصری، قحطی ۱۲۵۰، وبا، اصلاحات سپهسالار و امینالدوله، و سپس ورود قوام به دربار، تصویری زنده از زمینهای میسازد که در آن مشروطه و بعدتر بحرانهای قرن چهاردهم شکل گرفت. در کنار اینها، پرداختن به زندگی خصوصی قوام، از سبک زندگی اشرافی تا روابط خانوادگی و کارهای خیریهی سالهای پایانی، امکان مقایسهی «جهان خلوت و جلوت» رجال سیاسی را فراهم کرده است و نشان میدهد چگونه پنهانکاری و هالهی تقدس یا شایعه، شناخت تاریخی را دشوار کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به پژوهشگران و دانشجویان تاریخ و علوم سیاسی، به علاقهمندان تاریخ مشروطه و دورهی قاجار و پهلوی اول، به کسانی که درگیر بحثهای مربوط به نقش رجال قدیمی در شکلگیری ساختار سیاسی امروز هستند و به خوانندگانی که به زندگینامههای تحلیلی رجال سیاسی و بازخوانی انتقادی اسناد تاریخی علاقه دارند، خواندن این کتاب پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب در تیررس حادثه
«از منظر ارزیابیهای تاریخی هر نسلی میبایست زندگی و زمانهٔ سپری شدهٔ خود را از نو بازشناسد و پنداشتههای پذیرفته شده را در پرتو وسواسی نقادانه مورد داوری مجدد قرار دهد. نگاه نقادانه بر گذشته نمیبایست بنیادش را بر ستایشی سرشار از غرور یا افسوسی استوار بر شمارش مکرر خطاها و فرصتهای از دست رفته بنا سازد. نقد تاریخی میبایست فارغ از ارزیابیهای شتابزده و پیشداوریهای معمول و یکسویه رویکردش را به شناخت و بازنگری بیپروای گذشته معطوف کند. در فراز و نشیب تحولات اجتماعی شکست، ناکامی و نابخردیهای تاریخی اجتنابناپذیرند. به گفته کاپوشینسکی، نویسندهٔ لهستانی «اگر جهان همواره تنها با خرد اداره میشد، آیا اصولاً تاریخی وجود میداشت؟» پس در این عرصه آنچه بیش از هر چیز شکست، ناکامی و نابخردی، آنچه فرصتهای از دست رفته تاریخی را به تراژدی بدل میسازد، خودداری از نقد نقادانهٔ زندگانی و زمانهٔ سپری شده، خودداری از بازبینی موشکافانهٔ دفتر و کارنامهٔ مختوم گذشته است. چنین به نظر میرسد که در نگاه ما به گذشته، آنجا که سخن از شخصیتهای تاریخیمان در میان است تصویری از سرشت دو نوع سیاستمدار نقش بسته باشد. شماری عاری از خطا با تقدس و معصومیتی پیامبرگونه و شماری آلوده بر گناه با ذات و غریزهای شیطانی. گویی در طلسم ناگشوده نابخردی، این نگاه یکسویه ماست که جوهر واقعی خود را در خدمت خادمانی پاکباخته یا خیانت خائنانی بالفطره بازمییابد. در چنین نگاهی، تاریخ و سیاست در دوری باطل به چرخشی تند و پرشتاب میرسند؛ چرخشی که در دفتر و زندگانی زمانه ما، کارنامه ارزیابیهای یکسویه، کارنامهٔ دل سپردن به حقیقت و حقانیتی خدشهناپذیر و آغشته به ملاحظات ایدئولوژیک است. حال آنکه نقش نقد تاریخی ملاحظهای توأم با شکاکیتی شفاف و کاوشی بیپروا و مبتنی بر شواهدی تازه برای بازگشایی و مرور پروندههای مختوم گذشته است. از همین دیدگاه، بررسیدن کارنامه قوامالسلطنه و بازبینی زندگانی سیاسی او در مقام شخصیتی مهم و درخور توجه ضرورتی انکارناپذیر دارد. تشخیص چنین ضرورتی میتواند به درک همهجانبهتری از تاریخ معاصرمان کمک کند.»
حجم
۷۰۵٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۴۱۶ صفحه
حجم
۷۰۵٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۴۱۶ صفحه