معرفی و دانلود کتاب شعرگونه ها + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب شعرگونه هاsubscriptionAvailable

کتاب شعرگونه ها

نوع کتاببدون نظر
پدیدآورندگان: 
محمود بسیطی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب شعرگونه ها

کتاب شعرگونه ها سرودهٔ محمود بسیطی است و انتشارات یاروین آن را منتشر کرده است.

درباره کتاب شعرگونه ها

شعر یکی از راه‌های انتقال احساسات است. شاعر برای بیان حقیقت احساسات و عواطفش به زبانی نیاز دارد که او را از سردی مکالمه روزمره دور کند و بتواند با آن خیالش را معنا کند و شعر همین زبان است. با شعر از زندگی ماشینی و شلوغ روزمره فاصله می‌گیرید و گمشده وجودتان را پیدا می‌کنید. این احساس گمشده عشق، دلتنگی، دوری و تنهایی و چیزهای دیگری است که قرن‌ها شاعران در شعرشان بازگو کرده‌اند.

شعر معاصر در بند وزن و قافیه نیست و زبان انسان معاصر است. انسان معاصری که احساساتش را فراموش کرده‌ است و به زمانی برای استراحت روحش نیاز دارد. شاعر در این کتاب با احساسات خالصش شما را از زندگی روزمره دور می‌کند و کمک می‌کند خودتان را بهتر بشناسید. این کتاب زبانی روان و ساده دارد و آیینه‌ای از طبیعتی است که شاید بشر امروز فرصت نداشته باشد با آن خلوت کند. نویسنده به زبان فارسی مسلط است و از این توانایی برای درک حس مشترک انسانی استفاده کرده است.

خواندن کتاب شعرگونه ها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران شعر معاصر ایران پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب شعرگونه ها

«من در اندیشه آنم که بدانم

به کدامین سو باید رفت

و با که باید گفت

و از چه باید گفت

اما

سوئی نیست

کسی نیست

و چیزی نیست

باید فراموش کرد

دنیا را

و ابدیت را هم!!

***

چه کسی می‌گوید

که خدا آن بالاست

من

ندیدم او را

گرچه دائم سر من بالا بود

چند روزی است که باز

خیره گشتم به زمین

که بجویم او را

شاید!!

***

من تو را می‌فهمم

دفتر شعر من از خاطره‌ها سرشار است

خاطرات خوش تو

لحظه‌هایی که تو بودی و من و شمع و شراب

و خدا بود فقط ناظر ما

لحظه‌های که تو بودی و من و راز و نیاز

و تو می‌گفتی با من

من تو را می‌فهمم

اشک در چشم تو بود و هوس خواستنت در دل من

شاید آن روز تو را

من نمیفهمیدم

و تو می‌فهمیدی

که زمان کوتاهست

تو زمان را و مرا می‌فهمیدی

راستی را چه کسی باور داشت

که چنین خواهد شد

چه کسی می‌دانست

دفتر شعر من از خاطره سرشار شود

***

سال دیگر آمد و آمد بهار

مخمل سبز است گوئی کشتزار

بار دیگر سوز سرما رفت، رفت

باز یخ‌ها آب شد

برف‌ها از کوه‌ها شد ناپدید

بار دیگر ابر و باران

بار دیگر رعد و برق

باز رگبار بهاری

باز می‌آید تگرگ

باز پیدا می‌شوند از دورها

مرغکان خوش صدا

باز می‌خوانند مستانه سرود

در کنار آب‌های زنده‌رود

ما دوباره شاهدیم

شاهد پرواز صدها چلچله

باز آوای چکاوک‌های شاد

باز پرواز پرستوهای مست

بار دیگر عطر گل‌های بهاری در هواست

شاد باید بود، شاد

مست باید بود، مست

فارغ از غوغای هستی

بی خیال از آنچه هست

عشق را باید شناخت

زندگانی را به پایش باخت، باخت»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب شعرگونه ها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابشعرگونه ها
موضوعشعر معاصر، عاشقانه
نویسندهمحمود بسیطی
انتشاراتانتشارات یاروین
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۹/۱۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۰۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۶۷۴۰۰۳۶
تعداد صفحه‌ها۱۱۳ صفحه
قیمت کتاب۲۴۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

Elahe
۴
و اگر می بینی بی خیالم ز خود و زندگیم این بدان معنی نیست که درونم خالی است
Elahe
۳
دیر گاهی است که در آینه‌ها تو و هر بار تو را می‌بینم
Elahe
۳
چه کسی می‌گوید که خدا آن بالاست من ندیدم او را گرچه دائم سر من بالا بود چند روزی است که باز خیره گشتم به زمین که بجویم او را شاید!!
Elahe
۲
من گمانم این است که خداوند فقط در تمام شب و روز به تماشای سیه کاری ما مشغول است
Elahe
۲
حال هم ای کاش می‌شد چون کبوترهای مست رفت بالا، رفت تا آن دور دست ساعتی تنهای تنها با خدا یک جا نشست
Elahe
۲
کاش این پنجره‌ها بسته نبود آدم از دست خود و جامعه‌اش خسته نبود
Elahe
۲
حیف شد، حیف که رفت وای، ای وای که نیست همگی می‌گریند و یکی نیست بگوید که شما جمع خوبی که چنین بر سر و بر سینه خود می‌کوبید موقع بودن او آن زمانی که تک و تنها بود و دو چشمش بر در به کدامین گورستان رفته بودید آن وقت ملت مرده پرست!!
Elahe
۱
فارغ از غوغای هستی بی خیال از آنچه هست
Elahe
۱
و اکنون باز بوی جنگ می‌آید دوباره این جهان آبستن جنگ است تو گویی این فضا بهر بشر تنگ است و باید باز خونریزی شود آغاز
Elahe
۱
آژیر صدا کرد و یک لحظه بعد بمب در خانه همسایه ما کرد ویران همه آنچه که بود و هر آنکس که در آن خانه سکونت داشت سوخت در آتش و دود و کمی دورتر از خانه ما مردمان شکر خدا می‌گفتند!! که نکردست اصابت و نیفتاده چنین بمب عظیمی به سر خانه‌شان!!