معرفی و دانلود کتاب کوتاه تر از مرگ + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کوتاه تر از مرگsubscriptionAvailable

کتاب کوتاه تر از مرگ

نوع کتاب
۱.۸ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
میثم خزائی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کوتاه تر از مرگ

«کوتاهتر از مرگ» مجموعه شعری از میثم خزائی(-۱۳۶۰)، شاعر معاصر ایرانی است. در یکی از شعرهای نو آمده در این کتاب می‌خوانیم: «حافظه باغچه‌ها صدای مادرم بود هنوز هم می‌گوید ای‌کاش می‌شد میان تاروپود ترد ثانیه‌ها تابی بست و کودکی‌ات را بغل کرد و رفت آن‌سوی هیاهو و تماشای محض شد زیر الهام باران‌های بی‌مانند بی‌آنکه بداند وقتی‌که مرگ می‌بارد تمامی چترها بی‌فایده‌اند!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کوتاه تر از مرگ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابکوتاه تر از مرگ
موضوعشعر نو، شعر معاصر
نویسندهمیثم خزائی
انتشاراتانتشارات اقلیما
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۷/۰۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۴۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۷۴۲۶۰۲۹
تعداد صفحه‌ها۱۰۲ صفحه
قیمت کتاب۲۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۴/۲۸

کتاب پنجاه و هفتم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی فقط یکی از شعر !!! های خود شاعر رو‌که در همین کتاب هست مینویسم و دقیقا نظر خودم هم همینه : " سال هاست هذیان می گویم هذیانی به نام‌ شعر ! " ۱۶ بریده...بیشتر

۱
crimpson
۱۳۹۷/۰۴/۲۹

افسوس،ما در هر چیز هنوزیم لذت بردم ،تشکر

۰

بریده‌هایی از کتاب

سیّد جواد
۶
‌پیراهن خسته روز را از تن در می‌آورم و چادر دریده شب را سرم می‌کشم خرچنگ‌وار دوسویه می‌کاوم خود را گم می‌شوم در نخستین خاطره کودکی‌ام و درست همان‌جا نخستین درد پیدا می‌شوم!
سیّد جواد
۵
روزهای رفته هرگز عمر ما نبود عمر ما روزهای نیامده بود! ما بودیم و آن روزهای همیشه نیامدند! ما نبودیم و این روزهای هرگز آمدند! ما رفتیم و جهان ایستادن بود! ما ماندیم و جهان دویدن بود! ما خدا شدیم و بنده‌ای نبود ما بنده‌ای شدیم و خدایی هرگز نبود!
سیّد جواد
۴
چشم‌های من ترجمان سکوت است و در عفونت دست‌ها التهاب پرستش خاموش از پاها آغوشی ساخته‌ام گستره من خاطره‌های با تو است در گام‌های رفتنم از پاشنه‌های خستگی خاطره‌های تو از من می‌کاهد لحظه‌های از «تو» را بر مسلخ رنج رنگ می‌زنم از «تو» بزرگ می‌شوم آنجا که دیگر   «من» نیستم!