«پسامدرنیسم در بوتهی نقد» مجموعهی مقالاتی است به گزینش و ویرایش خسرو پارسا( -۱۳۱۵). در این کتاب ۸ نوشتار از اندیشمندان و فیلسوفان معاصر پیرامون حوزههای گوناگون جهان پسامدرن گردآورده شده است.
در بخشی از مقدمه کتاب میخوانیم:
«در ابتدا این سوال مطرح میشود که در جامعهای که هنوز بخشی از آن ایلی است و بر بخشهای دیگری طرز تفکر عشیرهای حاکم است سخن از «پسامدرنیسم» و نقد آن چه جایی میتواند داشته باشد؟ این مباحث ممکن است مربوط به نخبگانی چند باشد و کشاندن بحث اجتماعی به این مقولات، بیاعتنایی به مسایل مبرمتر اجتماعی است. در جامعهی ما، که در بخشهایی هنوز به عصر روشنگری نرسیده و مدرنیته را درک و جذب نکرده است، سخن گفتن از پسامدرنیسم به چه کار میآید؟
این ایراد درست میبود اگر تشابه فراوان بین گرایشهای پسامدرنیسم و پیشامدرنیسم وجود نمیداشت و اگر یکی سلاح در اختیار دیگری قرار نمیداد.
طرز تلقیهایی که به هر دلیل منطق و خرد را نفی میکنند جا برای رازورزی میگشایند و پیداست که در جوامعی نظیر جامعهی ما سر از کجاها در میآورند به همین دلیل هم استقبالی که در زمینههایی از این درهمآمیزی میشود کلاً بلاجهت نیست. حیرتِ برخی از طرفداران پسامدرنیسم از این استقبال زیاد موجه نیست و انکار آنان هم به مثابهِ تجاهلالعارف واقعیت را تغییر نمیدهد. بسیاری از تلقیهای پسامدرنیستی در جامعهی ما خواه و ناخواه جامعه را نه به طرفِ یک جهش متصور به فراسوی مدرنیسم، بلکه به طرف نفی دستاوردهای آن و کمک به واپسگرایی میکشاند و این دقیقاً مسئلهی مردم است نه نخبگان.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب پسامدرنیسم در بوتهی نقد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
امروز شاهد ایدهالیسم جدیدی هستیم که بخشهای وسیعی از روشنفکرانِ چپ را مبتلا کرده است. این ایدهالیسم نه تنها زبان را در قلمروِ مستقلی جای داده، بلکه آن را به نیرویی چنان همهگیر، همه جا حاضر و چیره تبدیل کرده که عاملیتِ انسان تقریباً بهکلی محو شده است. درمییابید که هر چیز گفتمان و گفتمانْ همه چیز است. چون موجوداتِانسانی آفریدههای زبانی هستند، از آنجا که جهانی که در آن عمل میکنیم جهانی است که میشناسیم و آن را به وسیلهی زبان توصیف میکنیم، ادعا میشود که چیزی ورای زبان وجود ندارد. زبان، یا «گفتمان» ، یا «متن» (زبان خاص تغییر میکند اما پیام نه) آن چه را میدانیم، آن چه را میتوانیم بپنداریم و آن چه را که میتوانیم انجام دهیم تعریف و محدود میکند. در اینجا نظریهای سیاسی نیز وجود دارد. گفته میشود که ستم نهایتاً ریشه در روشی دارد که بر آن اساس ما و دیگران از لحاظ زبانشناختی تعریف میشویم؛ روشی که در آن جایگاه ما را واژهها در رابطه با واژههای دیگر تعیین میکنند. هستی ما، هویت ما و «ذهنیتهای» ما از طریق گفتمان پدید میآید
محمد طاهر پسران افشاریان
۰
عرصهی هنر و قلمروِ امور اجتماعی در عین وابستگی متفاوتاند. «قواعدِ» حرکت آنها متفاوت است. یکی عمدتاً در بیکرانیِ پندار میتازد که حدّ و مرزی بر آن نیست، و دیگری را «واقعیات» و امکانات لاجرم محدود میکند. ندیده انگاشتنِ این تفاوت تجمل است. پسامدرنیسم در عرصهی هنر چیزهای زیادی برای گفتن دارد، ولی در عرصهی امور اجتماعی، با ندیده انگاشتن شرایطِ مادی، پندار را حاکم کرده است.
محمد طاهر پسران افشاریان
۰
سوسیالیست طرفدار حفظ محیط زیست و از منتقدان مارکس دراین حوزه «نگرش پرومتهای و تولید گرایانه به تاریخ» نامیده است. راینر گروندمان نیز بر همین نظر است و در کتاب خود مارکسیسم و محیطزیست مینویسد: «فرض اساسی مارکس الگوی پرومتهای تسلط بر طبیعت» بود، دیدگاهی که خود گروندمان میکوشد از آن دفاع کند. ویکتور فرکیس لیبرال نیز، که به نظر او دفاع از دیدگاه فوق به هیچ روممکن نیست، مینویسد: «نگرش مارکس به جهان همواره جوهر پرومتهای خود را حفظ کرد و غلبهی انسان بر طبیعت را ستود.» جان کلارک آنارشیست طرفدار حفظ محیط زیست حتی پا را از این فراترمیگذارد:
«انسان» پرومتهای مارکس موجودی است که طبیعت خانهی او نیست و زمین را به چشم «زیستگاه» خود نمینگرد، روحی تسخیر ناپذیر است که در تلاش برای تحقق خویشتن طبیعت را به زیر سلطه درمیآورد... در نزد چنین موجودی، نیروهای طبیعت، خواه نیروهای سرکشِ طبیعتِ درون، خواه نیروهای تهدید کنندهی طبیعت بیرون، باید مهار شوند.[ ۲ ]
نظر شما دربارهٔ این کتاب