
دانلود و خرید کتاب صوتی ثروتمند به معنای واقعی
معرفی کتاب صوتی ثروتمند به معنای واقعی
کتاب صوتی ثروتمند به معنای واقعی (آنقدر پول که نمیدانی با آن چهکار کنی) نوشتهی آماندا فرانسیس درباره رابطهی انسان با پول و ساختن واقعیت مالی تازه است. این کتاب صوتی با ترجمهی سید خشایار کیافر و گویندگی سارا جوادی منتشر شده و نشر کدیور آن را منتشر کرده است. نویسنده که یک مربی کسبوکار و کارآفرین چندمیلیوندلاری است تجربههای شخصی خود را در کنار مفاهیم انرژی، ذهنیت و باورهای مالی کنار هم قرار داده است تا شنونده را از ترس و شرم مالی به سمت احساس فراوانی و «بیش از حد کافی بودن» هدایت کند.
درباره کتاب ثروتمند به معنای واقعی
کتاب ثروتمند به معنای واقعی با روایت زندگی و مسیر شغلی آماندا فرانسیس شروع میشود؛ زنی که از طبقهی متوسط ضعیف در شهری کوچک در اکلاهما به ساختن یک کسبوکار چندمیلیوندلاری آنلاین رسیده است. نویسنده در این کتاب صوتی توضیح داده است که چگونه باورهای کودکی دربارهی «کمبود»، صرفهجویی افراطی و ترس از قبضها، بهتدریج جای خود را به ذهنیتی دادهاند که در آن پول ابزاری برای گسترش آزادی، بخشش و اثرگذاری است. کتاب ثروتمند به معنای واقعی در فصلهای مختلف به موضوعاتی مثل انرژی پول، فرکانس و ارتعاش، ذهنیت کمبود در برابر ذهنیت فراوانی، رابطه با بدهی، پسانداز، خرجکردن آگاهانه و خلق درآمدهای «غیرمنطقی» پرداخته است. نویسنده در هر فصل همزمان از تجربههای شخصی خود میگوید و باورها و دروغهای رایج دربارهی پول را زیر سؤال میبرد؛ از جمله اینکه «پول ریشهی همهی شرارتهاست»، «فقط با کار سخت میتوان ثروتمند شد» یا «بازار اشباع شده است». در کتاب ثروتمند به معنای واقعی شنونده با ساختار فصلبهفصل روبهرو است که در آن سرفصلهایی مانند انرژی پول، منتظر خدا (یا یک مرد یا مشتری بعدیتان) نمانید، تغییرات سریع که نتایج بزرگی به همراه دارند، بدهی همیشه بد و پسانداز همیشه خوب نیست، شیوههای ثروتآفرینی سطح بالا و دروغها و استانداردهای کسبوکار مطرح شده است. در پایان بسیاری از فصلها تمرینهای نوشتاری و «تکلیف»هایی آمده که شنونده را تشویق میکند باورها، ترسها و الگوهای مالی خود را روی کاغذ بیاورد و آگاهانه بازنویسی کند. کتاب ثروتمند به معنای واقعی همچنین به جنبهی معنوی رابطه با پول پرداخته است. نویسنده از دعا، نیتگذاری و گفتوگو با «چیزی بزرگتر» حرف زده است اما همزمان تأکید کرده است که نباید منتظر معجزهی بیرونی، خدا، یک مرد ثروتمند یا مشتری بعدی ماند و مسئولیت طراحی واقعیت مالی بر عهدهی خود فرد است.
خلاصه کتاب ثروتمند به معنای واقعی
این کتاب صوتی ذهنیت مالی را نقطهی آغاز هر تغییر پولی میداند. نویسنده توضیح داده است که پول «فقط» عدد در حساب بانکی نیست بلکه به افکار، احساسات و ارتعاشی که فرد نسبت به آن دارد پاسخ میدهد. در بخشهای ابتدایی، آماندا فرانسیس از گذشتهی خود، بدهیهای دانشجویی، چندشغلهبودن و احساس «از عهدهاش برنمیآیم» میگوید و نشان میدهد چگونه با تغییر باورها و قرار دادن خود در محیطهای ثروتمندانه، استانداردهای مالیاش را بالا برده است. در ادامه، کتاب به شنونده کمک میکند خواستههای واقعیاش را دربارهی پول شناسایی کند، دروغهای درونی مثل «من در پول بد هستم» یا «ثروتمندان حریصاند» را ببیند و آنها را بازنویسی کند. موضوعاتی مانند هماهنگشدن با فرکانس پول، قدردانی هنگام پرداخت قبضها، کنارگذاشتن شرم بدهی، تعریف دوبارهی خرجکردن، ساختن جریان نقدی مداوم و خلق درآمدهای چندبرابری نسبت به کارِ صرفاً ساعتی، از محورهای اصلی کتاب هستند.
چرا باید کتاب ثروتمند به معنای واقعی را بشنویم؟
این کتاب صوتی به شنونده کمک میکند رابطهی احساسی و ذهنی خود با پول را شناسایی کند و تغییر دهد. تمرکز آن بر این است که چگونه باورها، داستانهای خانوادگی و ترسها، سقف درآمد و کیفیت زندگی مالی را تعیین میکنند. ترکیب روایت شخصی، مثالهای واقعی و تمرینهای نوشتاری باعث شده شنونده بتواند مفاهیم را به وضعیت مالی روزمرهی خود پیوند بزند و استانداردهای تازهای برای درآمد، خرجکردن و ثروت تعریف کند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که با پول احساس استرس، گناه یا کمبود دارند، بهدنبال تغییر ذهنیت مالی و افزایش درآمد هستند یا در مسیر کارآفرینی و فریلنسری با سقفهای نامرئی درآمدی روبهرو شدهاند. همچنین به زنانی پیشنهاد میشود که به توانمندسازی مالی و ساختن زندگی دلخواه خود علاقهمند هستند. «انرژی پول / ۲۱ - پیشبینی میکنم امسال درآمدی بالغ بر ۵ میلیون دلار داشته باشم (۲۷/ رشد نسبت به ۲۰۱۹ و ۸۱/ رشد نسبت به ۲۰۱۸). هرچند بهعنوان یک کارآفرین. برنامههای آموزشی آنلاین برای رااندازی و رشد کسبوکارها ارائه میدهم. اما مفاهیم و اصولی که در این کتاب مطرح میکنم. بارها و بارها برای هزاران نفر با پیشینههاء صنایع و شرایط گوناگون جواب داده است. انرژی پول محدود به شغل پا موقعیت شغلی شما نیست. فرقی نمیکند از کجا آمدهاید يا اکنون چگونه پول به دست میآورید (یا نمیآورید)؛ بدانید که تجربهی شما میتواند گسترش یابد. دگرگون شود و کاملاً متحول گردد. پول برای ظاهر» پیشینه يا احساسات شما دربارهی عدالت جهانی اهمیتی قائل نیست. پول صرفاً به ارتعاشات» افکار, احساسات و الگوهای شماً تسیت به خودش پاسخ میدهد. پس چطور به اینجا رسیدم؟ پیشینهی من میخواهم شما را به «سند اسپرینگز» در اکلاهما ببرم» جایی که در یک خانوادهی متوسط ضعیف به دنیا آمدم. ما فقیر نبودیم. اما قطعاً ثروتمند هم محسوب نمیشدیم. در فاصلهی کمتر از یک کیلومتری خانهمان. یک پارکینگ تریلیهای مسکونی بود و در یک کیلومتری طرف دیگر محلهای پر از خانههای پنج خوابه قرار داشت. هميشه مجذوب مفهوم پول بودم. حتی در کودکی به والدین مرفه دوستان «پولدارم» دقت میکردم و رفتارشان با پول را زیر نظر میگرفتم. به چیزهایی که خرج میکردند. نحوهی صحبتشان دربارهی پول و آن حس ذاتی ارزشمندی که در مواجهه با پول داشتند. توجه میکردم. بچههایشان (دوستان من) اغلب لباسها. اسباببازیها و خوراکیهای ترانقیمتشان را آمری عادی سیبتداشتتد. اما من اینطور نبودم. در خانهی ماء نسخهی خودساختهای از همان خوراکیهای گرآنقیمت درست میکردیم؛ با برشهای مربعی کالباس و پنیر «کرافت» که در ظرف پلاستیکی بازیافتی کنار بیسکویتهای ارزانقیمت چیده میشد. پادم میآید که فهمیدم آبمیوههای بستهبندی خیلی گرانتر از پودرهای نوشیدنی هستند. ترجیح بر این بود که من. مادرم و خواهرم در یک آب حمام کنیم؛ و گناه نابخشودنی این بود که چراغ اتاق خالی را روشن بگذاریم. مادرم هميشه میگفت: «همهاش جمع میشه!» قبض برق چیزی نبود که بتوان با آن شوخی کرد. ترس از کمبود پول در تمام لحظات روز حس میشد. ملموس بود. با این حال. هميشه غذا روی میز بود. پدرم سیوهفت سال در یک شرکت کار کرد. هیچوقت نگران گرسنگی نبودم. لباسهایم را از فروشگاههای دست دوم یا والمارت میخریدند. کاملاٌ آگاهم که شرایطم بهتر و متفاوت از بسیاری بود. هميشه از حداقل امتیازات مالی برخوردار بودم. همچنین بهعنوان یک سفیدپوست از مزایای نژادی بهره میبردم. این یعنی موانع من در مقایسه با بسیاری از همنوعان رنگینپوستم کمتر بود. من یک دختر سفیدپوست هستم با والدینی که هنوز با هم زندگی میکنند. به من توجه داشتند و شهر کوچک و امنی در اکلاهما را برای زندگی انتخاب کردند. مادرم خانهها را تمیز میکرد و پدرم علاوه بر شغل اصلیاش. شبها و آخر هفتهها داوری می کرد تا هزینهها را تأْمين کنند. برای همهی تلاشهای والدینم برای ایجاد زندگی پایدار احترام قائلم. اما میدانم هیچچیز از این پیشینه. با زندگیای که امروز ساختهام تناسب ندارد. هيچکس هزینهی کسبوکار پا تحصیلم را تقبل نکرد. هیچکس دستم را نگرفت و راهنماییام نکرد. آنچه امروز دارم. حاصل عزم راسخ من برای حفظ وضعیت ذهنی مناسب. همراه با اقدامات عملی در جهت رشد ثروت و فراوانی است."
