
دانلود و خرید کتاب صوتی مرد زمستانی
معرفی کتاب صوتی مرد زمستانی
کتاب صوتی مرد زمستانی نوشتهی مصطفی مهرآیین مجموعهای از چند داستان و روایت بلند است که در فضایی میان خیال و واقعیت میگذرد و با نگاهی طنزآلود، تلخ و گاهی شاعرانه به زندگی روزمره، قدرت، تنهایی، عشق و مرگ سرک میکشد. نشر مجید علیمردانی آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی گروه گویندگان و صداپیشگی افرادی مثل مصطفی مهرایی، علی اشرفی، افروز موجودی و زهرا شهرکی به شنونده عرضه شده است. صدابرداری هومن امامی و انتخاب موسیقی، افکت و ادیت صدا بهعهدهی مجید علیمردانی بوده که باعث شده هر داستان حالوهوای صوتی ویژهی خودش را پیدا کند. در این کتاب صوتی، شنونده با شهری خیالی به نام «شهر خودمان» روبهرو میشود؛ شهری کوچک اما پرهیاهو که در آن یک مرد ژندهپوش زمستانی با فریادهای عجیبش نظم عادی زندگی را بههم میریزد و بحثی بزرگ دربارهی «سهشنبه» راه میاندازد. کنار این روایت اصلی، چند داستان دیگر هم قرار گرفته که هرکدام از زاویهای متفاوت به تجربهی زیستن نگاه کردهاند: از عشق و لحظهی دیدار تا سفر درونی در آستانهی پیری، از تنهایی در یک خانهی ساکت تا کار در کارخانه و توالت عمومی، و از بازیهای کودکی تا نقش خدا در ذهن یک دختر بچه. کتاب صوتی مرد زمستانی با ترکیب روایت، دیالوگ، طنز، تصویرسازیهای پرجزئیات و فضاسازی صوتی، شنونده را وارد دنیایی میکند که در آن پرسشهای بزرگ در دل موقعیتهای بهظاهر ساده و روزمره شکل میگیرند و شخصیتها درگیر تصمیمهایی میشوند که هم خندهدار است و هم جدی و آزاردهنده.
درباره کتاب مرد زمستانی
کتاب مرد زمستانی با داستانی به همین نام آغاز میشود و مصطفی مهرآیین در آن شهری خیالی را تصویر کرده که «شهر خودمان» نام دارد؛ شهری که همهچیز در آن عادی و امن بهنظر میرسد تا روزی که مردی ۳۰–۴۰ ساله با لباسهای مندرس زمستانی در اوج تابستان وارد میدان اصلی میشود و با فریادهای مکرر «امروز سهشنبه است» نگاهها را بهسوی خود میکشد. این مرد که مردم به او لقب «مرد زمستونی» و بعد «مرد زمستانی» و سپس «ناخدا زمستانی خردمند آراسته عادل دلدار» میدهند، بهتدریج به رهبر نمادین شهر تبدیل میشود. او ادعا میکند سهشنبه یک «خیال واهی» است و روز استراحت صاحبان آسمانی مردم بهشمار میآید. از دل این ادعا، بحثی جمعی دربارهی ماهیت زمان، اطاعت، اعتراض و «مبارزه مدنی» شکل میگیرد و سه راهحل برای مواجهه با سهشنبه پیشنهاد میشود. شهر سه هفته پیاپی هر سه گزینه را امتحان میکند و شکست هر سه، راه را برای قدرتگیری کامل ناخدا و وضع صدها قانون ریز و درشت باز میکند؛ قوانینی که از کلاه سهشنبهای تا ممنوعیت پرواز پرندگان و ساختن جوک علیه آسمان را دربرمیگیرد. در ادامهی کتاب مرد زمستانی، شنونده شاهد تبدیلشدن یک معترض ژندهپوش به حاکمی پرقدرت است که بهنام دفاع از مردم، آسمان را دشمن درجهیک معرفی کرده و بهتدریج از مردم فاصله میگیرد. در بخش دوم دربارهی کتاب مرد زمستانی، روایتها از شهر خودمان فاصله میگیرند و به چند داستان مستقل اما همخانواده میرسند. داستان «من و من» با یک راوی سیبیلدار شروع میشود که سن، قد، وزن، عشق و شکست عاطفیاش را با زبانی شوخ و خودافشاگر تعریف کرده است؛ از لحظهی دیدار با زنی که «تو دل برو و دیگه بیرون نیاد» است تا مهمانیهای شبانه، قهوههای ریختهشده روی تن، و جداییای که با جملهی «میخوام کفش پاشنهبلند بپوشم» اعلام میشود. در «بودن یا نبودن» همین راوی در شبی تنهایانه به درون خودش سفر میکند و با دو چهرهی درونیاش روبهرو میشود؛ یکی شبیه جغدی عبوس و دیگری شبیه خرس پاندا که هرکدام تفسیر متفاوتی از زندگی، مرگ، موفقیت و «دیر یا زود بودن» خودشناسی ارائه دادهاند. داستان «تنهایی امروز» با حضور ناگهانی موجودی مرموز در تخت خواب راوی آغاز میشود؛ موجودی نه کاملاً زن و نه کاملاً مرد که همهچیز زندگی او را میداند، ظرف میشوید، خانه را مرتب میکند، ماساژ میدهد و میگوید «هر وقت بخوای من میرم» و بهنوعی تجسم تنهایی و همصحبتی درونی اوست. در «توالت عمومی» راوی از دیدن دوست دوران کودکیاش در یک ماشین گرانقیمت، تصمیم میگیرد خرقهی علم و ادب را کنار بگذارد و وارد دنیای کار و پول شود و سر از کارخانهای پر از آهن و آدمآهنیها درآورد؛ جایی که «دمدست بودن» شغل اوست و در نهایت با بخشیدن پولهایش به نظافتچی توالت عمومی، نوعی آشتی با خودش و جهان پیدا میکند. «۱ ۲ ۳ ۴» زندگی یک خانواده را در قالب اعداد و جمع و تفریقها روایت کرده است؛ از یکیشدن، دو نفرهشدن، سه و چهار شدن، صفر شدنها، پیادهروها، از دستدادن ماشین و فروکاستن زندگی به دروغ و راهرفتن. و در پایان، «بازی خدا» از زبان دختری به نام پری، رابطهی او با پسری بزرگتر به نام داریوش را در قالب بازیهای تاب، سرسره، خالهبازی و شاه و دزد روایت کرده است؛ جایی که قدرت، جنسیت، ترس از خدا و تنهایی در قالب بازیهای کودکانه شکل میگیرند و پری بهتدریج میفهمد در دنیایی زندگی میکند که «دخترا فقط میتونن یه همبازی داشته باشن» و اگر او وسط بازی زور گفت، راه برگشتی نیست.
خلاصه داستان مرد زمستانی
در کتاب صوتی مرد زمستانی، ایدهی محوری در داستان نخست با ورود مردی زمستانپوش در تابستان به میدان شهر شکل میگیرد. او با تکرار جملهی «امروز سهشنبه است» ذهن مردم را بههم میریزد و بعد سؤال اصلی را مطرح میکند: «آیا واقعاً فکر میکنید امروز سهشنبه است؟» از اینجا به بعد، سهشنبه به نمادی از روزی بیهویت، بیخاطره و بیمعنا تبدیل میشود؛ روزی که نه اول هفته است نه آخر، نه خوب است نه بد، و مرد زمستانی آن را به انگشت میانی دست تشبیه کرده است. او ادعا میکند سهشنبه در حقیقت «یه خیال واهیه» و روز استراحت صاحبان آسمانی مردم است؛ روزی که در تقویم آنها وجود ندارد اما مردم شهر خودمان سالهاست در آن کار کردهاند. این ادعا ترس، تعجب و بعد خشم را در میان مردم برمیانگیزد و پرسش تکراری «خب باید چیکار کنیم؟» به مهمترین سؤال شهر تبدیل میشود. مرد زمستانی که بهتدریج لقب ناخدا زمستانی خردمند آراسته عادل دلدار را میگیرد، سه راهحل برای «مبارزه مدنی» پیشنهاد میکند: ماندن در خانه در سهشنبهها، خطابکردن سهشنبه بهعنوان چهارشنبه، و قهر کامل با سهشنبه و حتی به زبان نیاوردن نام آن. شهر در سه هفتهی متوالی هر سه گزینه را امتحان میکند و هر سه به بنبست میرسند؛ فقر، ترس از اشتباه، بینظمی و بیبندوباری نتیجهی این آزمایشهاست. در نهایت، پیشنهاد یکی از حسابگران «بیادب حزب باد شکمپرست فرصتطلب» پذیرفته میشود: خود ناخدا ریاست سهشنبه را برعهده بگیرد. از اینجا به بعد، او به حاکم رسمی شهر تبدیل میشود، قصری باشکوه برایش ساخته میشود، گروه حسابگران به نزدیکترین اطرافیانش بدل میشوند و مجموعهای از قوانین عجیب برای سهشنبه و سپس برای همهی روزهای هفته وضع میشود؛ قوانینی که همزمان مردم را سرگرم، مطیع و از آسمان متنفر نگه میدارد. آسمان در روایت، آرام و بیتغییر به کار خود ادامه میدهد اما در ذهن مردم به دشمن شمارهی یک تبدیل میشود و ناخدا با تکیه بر ترس از حملهی احتمالی آسمان، قدرت خود را گسترش میدهد تا جایی که سرانجام ناپدید میشود و ادارهی شهر بهدست همان حسابگران میافتد. سالها بعد، مردی دیگر با فریاد «امروز جمعه است» وارد میدان میشود و اینبار احتمالاً بحثی تازه دربارهی روزی دیگر آغاز خواهد شد. در داستان «من و من»، راوی با لحنی خودانتقادی و شوخ، خودش را معرفی کرده و از عشق و جداییاش میگوید؛ از لحظهی دیدار در کوچهای پاییزی، تتهپتهکردن، مهمانیهای شبانه، قهوههایی که روی تنشان میریزد و لذت میآفرینند، تا شبی که «قهوهها آنقدر ریخته میشوند» که تلخی همهجا را میگیرد و رابطه با جملهای ساده تمام میشود. در «بودن یا نبودن»، همین راوی در شبی بیقرار به درون خودش سفر میکند و با دو چهرهی درونیاش روبهرو میشود؛ یکی بدبین، سختگیر و شبیه جغدی پیر که مدام از مرگ، خطاها و بیفایدگی خودشناسی دیرهنگام میگوید و دیگری شبیه خرس پاندا که از لذتبردن از گذشته، خاطرات، نوهها و پذیرش بیجواببودن بعضی سؤالها دفاع کرده است. گفتوگوی این دو، کشمکشی میان ترس از مرگ و میل به ادامهی زندگی میسازد و در نهایت راوی با سیگاری که ته میکشد، از این سفر درونی بیرون میآید. «تنهایی امروز» با بیدارشدن راوی در کنار موجودی ناشناس آغاز میشود؛ موجودی با ظاهری مبهم که نه کاملاً زن است نه مرد، اما همهچیز زندگی او را میداند، صبحانه آماده میکند، ظرف میشوید، خانه را مرتب میکند، او را به حمام و آوازخواندن تشویق میکند و ماساژ میدهد. این موجود مدام میگوید «هر وقت بخوای من میرم» و در عین حال آنقدر دلنشین است که راوی نمیخواهد رفتنش را امتحان کند. در «توالت عمومی»، راوی با دیدن دوست دوران کودکیاش در ماشینی لوکس، تصمیم میگیرد وارد دنیای پول شود، در کارخانهای پر از آهن و آدمآهنیها استخدام میشود و شغل «دمدست بودن» را میپذیرد. خشونت، تحقیر و فضای سرد کارخانه او را به نقطهای میرساند که همهی پولهای هدیهگرفته را به نظافتچی توالت عمومی میبخشد؛ کسی که در نگاه او مهمترین کار را در جامعه انجام داده است. «۱ ۲ ۳ ۴» زندگی یک مرد را در قالب جمع و تفریق اعداد روایت میکند؛ از یکیشدن، دو نفرهشدن، سه و چهار شدن، صفرشدنها، از دستدادن ماشین، سقوط از اتوبان زندگی به پیادهرو، فروکاستن زندگی به دروغ و راهرفتن، و در نهایت تنها ماندن با فکرکردن به عدد ۹ و صفر. «بازی خدا» از زبان پری، دختربچهای است که با پسری بزرگتر به نام داریوش بازی میکند؛ تاب، سرسره، خالهبازی و شاه و دزد. در این بازیها، پری بهتدریج میفهمد که قدرت، جنسیت و تصویر خدا چطور در ذهنش شکل گرفتهاند؛ داریوش او را از سرسره هل میدهد «تا مواظبش باشد»، نقش شاه را همیشه برای خودش نگه میدارد و پری درمییابد در دنیایی زندگی میکند که اگر همبازیاش زور گفت، راه دیگری برایش نمانده است.
چرا باید کتاب مرد زمستانی را بشنویم؟
کتاب صوتی مرد زمستانی مجموعهای از داستانها و روایتهایی است که هرکدام از زاویهای متفاوت به یک دغدغهی مشترک نزدیک شدهاند: چگونه در جهانی پر از قانون، عادت، تنهایی، عشقهای ناتمام و ترس از مرگ زندگی معنا پیدا میکند. داستان مرد زمستانی با تصویرکردن شهری که در آن یک روز هفته میتواند به بحران جمعی تبدیل شود، به شنونده امکان میدهد شکلگیری قدرت، رهبری، ترس از «بالاسریها» و نقش جمعیت در ساختن قهرمانان و دیکتاتورها را در قالب روایتی طنزآلود و نمادین تجربه کند. این داستان نشان داده است چگونه یک فریاد ساده در میدان شهر میتواند به صدها قانون، قصر، لقب و در نهایت غیبت طولانی یک حاکم منجر شود. داستانهای دیگر این کتاب صوتی، شنونده را از میدان شهر به درون اتاق خواب، حمام، کارخانه، توالت عمومی، پیادهرو و حیاط بازی کودکان میبرند. در «من و من» و «بودن یا نبودن»، تجربهی عشق، جدایی، پیری و گفتوگوی درونی با خود بهشکلی صریح و بیپرده روایت شده است؛ جایی که راوی هم خودش را مسخره کرده و هم جدی گرفته است. «تنهایی امروز» تنهایی مدرن را در قالب حضور موجودی مرموز و آشنا مجسم کرده که هم ترسناک است و هم آرامبخش. «توالت عمومی» ارزش کارهای بهظاهر کماهمیت و آدمهای حاشیهای را بهرخ کشیده و «۱ ۲ ۳ ۴» با زبان عدد و ریاضی، فروپاشی تدریجی یک زندگی را نشان داده است. «بازی خدا» هم تصویری از شکلگیری احساس گناه، ترس از خدا و نابرابری جنسیتی در بازیهای سادهی کودکی ارائه داده است. شنیدن این کتاب صوتی برای کسانی که به روایتهای چندلایه، طنز تلخ، گفتوگوهای درونی و شخصیتهایی علاقهمند هستند که هم خنده بر لب میآورند و هم سؤالات جدی در ذهن میکارند، میتواند تجربهای متفاوت باشد. تنوع فضاها و لحنها، همراه با اجرای چند گوینده و استفاده از موسیقی و افکت، باعث شده هر داستان حالوهوای شنیداری خاص خودش را داشته باشد و شنونده بتواند میان میدان شهر، اتاق کار، حمام، کارخانه و حیاط بازی کودکان جابهجا شود و در هر کدام، بخشی از خودش را ببیند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی مرد زمستانی به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای نمادین و طنزآلود دربارهی قدرت، جامعه و «آسمان و زمین» علاقهمند هستند؛ به کسانی که از روایتهای اولشخص صمیمی دربارهی عشق، جدایی، پیری و تنهایی خوششان میآید؛ به کسانی که دغدغهی خودشناسی، گفتوگوی درونی و ترس از مرگ دارند؛ به کسانی که تجربهی کار، تحقیر و خستگی را در محیطهای سخت لمس کردهاند؛ و به کسانی که دوست دارند در قالب بازیهای کودکی، به نقش خدا، جنسیت و نابرابری فکر کنند. این کتاب صوتی برای شنوندگانی مناسب است که حوصلهی شنیدن داستانهای نسبتاً بلند، پرجزئیات و پرحرف را دارند و از ترکیب طنز تلخ، تصویرسازی و تأمل لذت میبرند.
زمان
۴ ساعت و ۱۶ دقیقه
حجم
۱۵۴٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۶
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴ ساعت و ۱۶ دقیقه
حجم
۱۵۴٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۶
قابلیت انتقال
ندارد