
دانلود و خرید کتاب صوتی زمان یخ زده
معرفی کتاب صوتی زمان یخ زده
کتاب صوتی زمان یخزده نوشتهی آروین آبادی روایتی بلند از زندگی چند جوان در شهری خاکستری و خسته است که نشر ناودون آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی با گویندگی آروین آبادی منتشر شده و شنونده را وارد جهان ذهنی و عاطفی شخصیتهایی میکند که هر کدام درگیر نوعی بنبست، تنهایی و جستوجوی معنا هستند. زمان یخزده در قالب رمانی چندصدایی، از روزمرگی، فقر، عشق، مرگ، افسردگی و امید حرف زده است و فضای آن بیشتر در آپارتمانها، کافهها، خیابانها و بیمارستانها شکل میگیرد. تمرکز اصلی این کتاب صوتی بر تجربهی زیستهی شخصیتها و حس گیر افتادن در زمانی است که انگار جلو نمیرود.
درباره کتاب زمان یخ زده
کتاب صوتی زمان یخزده داستانی است که آروین آبادی آن را در طول حدود دو سال نوشته و در پیشگفتار توضیح داده است که نوشتن برای او راهی برای تخلیهی ذهن آشفته و ثبت روزمرگیهای فرساینده بوده است. او در مقدمه تأکید کرده است که بخش زیادی از موقعیتها و فضاهای این رمان برای خودش بهطور رئال اتفاق افتاده و شخصیتها هرچند خیالیاند اما ریشه در تجربههای واقعی دارند. کتاب صوتی زمان یخزده سه شخصیت اصلی به نامهای سامیار، بهمن و بهروز دارد که در همسایگی هم زندگی میکنند و هر کدام روایت و جهان ذهنی خود را دارند. کتاب صوتی زمان یخزده در چند بخش و فصل پیش میرود و هر بخش به زندگی یک شخصیت یا برشی از روزهای او اختصاص یافته است. در بخشهای آغازین، شنونده با سامیار روبهرو میشود؛ جوانی که در آپارتمانی نمور و بهجامانده از پدربزرگش زندگی میکند، کارش در گلفروشی را از دست داده، با افسردگی، فقر، مرگ پدربزرگ، قطع حقوق بازنشستگی پدر و از دسترفتن عشقش کمند دستوپنجه نرم میکند و مدام از «مزهی گند دنیا» حرف میزند. کتاب صوتی زمان یخزده در ادامه، کمکم شبکهای از همسایهها و آدمهای اطراف سامیار را نشان میدهد؛ از زن و شوهر طبقهی بالا و کودکشان تا پیرزن طبقهی پایین، پیرمرد صاحب باغچه، دختر ویلچرنشین روبهرویی و جوانی که از مرگ برگشته و با آینهی دستی حرف میزند. کتاب صوتی زمان یخزده با توصیفهای حسی، مونولوگهای طولانی و گفتوگوهای روزمره، فضای شهری خشن و بیرحم را تصویر کرده است؛ شهری که در آن پول، محور روابط است و عشق و مهربانی کمرنگ شده است. نویسنده در مقدمه گفته است که ساختار رمان شبیه پازلی است که هر بخش آن باید شنیده شود تا در پایان، سرگذشت هر شخصیت بهطور مجزا روشن شود و ارتباطهای پنهان میان آنها برای شنونده آشکار شود. در این کتاب صوتی، رئالیسم تلخ زندگی روزمره با لحظههایی از سورئال، رؤیا، دژاوو و حس ایستادن زمان در هم آمیخته است.
خلاصه داستان زمان یخ زده
کتاب صوتی زمان یخزده روایت سامیار و دو شخصیت دیگر است که هر کدام در نقطهای از شکست، تنهایی و بحران ایستادهاند. سامیار در آپارتمانی قدیمی، با بیکاری، بدهی، مرگ پدربزرگ، قطع حقوق پدر و از دسترفتن تدریجی عشقش کمند روبهرو است. کمند پس از تصادف، به کما میرود و با وجود نجاتیافتن، بخشی از حافظهاش را از دست میدهد و سامیار را به یاد نمیآورد. در کنار این خط اصلی، شنونده با همسایهها و دوستانی مواجه میشود که هر کدام زخمی از فقر، ناکامی عاطفی، بیماری، خشونت خانگی یا گذشتهای تلخ دارند. کتاب صوتی زمان یخزده از خلال این روایتها، حس گیر افتادن در زمان، پوچی، خستگی از زندگی و در عینحال جستوجوی کورسوی امید و معنای تازه را دنبال کرده است.
چرا باید کتاب زمان یخ زده را بشنویم؟
این کتاب صوتی تصویری نزدیک و بیپرده از زندگی جوانانی ارائه کرده است که زیر فشار فقر، بیثباتی شغلی، روابط عاطفی شکننده و تنهایی شهری خرد میشوند. شنیدن آن برای کسانی که میخواهند تجربهی زیستهی چنین نسلی را از زاویهی درونی و احساسی لمس کنند، فرصتی برای همذاتپنداری، بازاندیشی در مفهوم امید، و دیدن جزئیات ریز اما تعیینکنندهی روزمرگی است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای شهری، شخصیتمحور و تلخ علاقهمندند، دغدغهی تنهایی، افسردگی، عشقهای فرسوده و بنبستهای اقتصادی و عاطفی را از نزدیک لمس کردهاند یا میخواهند فضای ذهنی و عاطفی چنین موقعیتهایی را بهتر درک کنند.
بخشی از کتاب زمان یخ زده
«همه چیز در گیجی و ابهام من آغاز شد. روزها تکراری شدهاند. صبحی دیگر آغاز شد. مزهی چای دم نکشیدهی صبح، طعم شیر فاسدی که داخل لیوان ریخته شده که مزهی ترشش توی ذوق میزند، مزهی نانی خشک که از شدت سفتی نمیتوان آن را به دندان کشید، مزهی قسطهای عقب افتاده که شیرهی جان را با نهایت قساوت میدوشند؛ مزهی تنهایی؛ مزهی سرگردانی در دنیای محالات مادی امروز که پول حرف اول را میزند، مزهی درد زخمی که از فرط درد میسوزد، مزهی نگاههای پر از انتظار که انتظار سرکوفت را میکشند و انتظار شکست دارند تا آنها را به شما تحمیل کنند، مزهی روزمرگی که نمیتوانید از آن خارج شوید و مدام با آن پیش میروید؛ چقدر دنیا مزهی گندی دارد. مزهی تلخی قهوهای که از ناراحتی زیاد مجبور به خوردن آن هستید تا مزهی تلخی دنیا مشخص نشود تا مزهی تلخی به روی تلخی بیاید و مزهای شیرین را تداعی کند و بگوید زندگی چقدر شیرین است؛ چقدر تلخ؟! چقدر دنیا مزهی گندی دارد، چقدر دنیا، مزهی هیچ میدهد و چقدر مزهها تلخند، و چه بایدها که میشد که نشد. مدام یک ندا از درون به صدا در میآید که ادامه بده و ادامه بده! اینجا گویا آخر داستان نیست؛ ندایی از زندگی که تو را به سمت جلو میکشاند مثل غذای خوشمزه و طعمداری که بوی آن تو را از فرط خوشمزگی مست میکند. انتهایش کجاست؟! چه خواهد شد؟! چه میشود؟!»
زمان
۶ ساعت
حجم
۷۱۲٫۵ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد
زمان
۶ ساعت
حجم
۷۱۲٫۵ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد