کتاب مرگ لوتوسا آروین آبادی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مرگ لوتوسا

کتاب مرگ لوتوسا

نویسنده:آروین آبادی
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب مرگ لوتوسا

کتاب مرگ لوتوسا نوشته‌ی آروین آبادی روایتی بلند از زندگی دختری نوجوان است که میان عشق به تئاتر، کشمکش‌های خانوادگی و تجربه‌های تلخ و پیچیده‌ی عاطفی گرفتار شده است. انتشارات ناودون آن را منتشر کرده است و در شناسنامه‌ی چاپی از لیدا سلیمی‌بحری به‌عنوان ویراستار نام برده شده است. این کتاب در قالب یک رمان شهری پیش می‌رود که فضای اصلی آن تهران، پلاتوهای تمرین تئاتر، خیابان‌ها، کافه‌ها و خانه‌ای کوچک و پرتنش است. داستان از زاویه‌ی دید آتوسا، دختر نوجوان عاشق تئاتر روایت شده است؛ دختری که هنوز به سن قانونی نرسیده اما ذهنش مدام روی صحنه است و شخصیت‌های نمایش‌نامه‌ها را در اتاق کوچک خود زندگی می‌کند. او درگیر فقر، طلاق والدین، رابطه‌ی پرتنش با مادر، وسواس فکری و بدنی و در عین حال شیفتگی به کارگردانی به نام آرمان جلالی است؛ مردی بزرگ‌تر از خودش که هم نقش استاد، هم پدر غایب و هم معشوق را برای او پیدا می‌کند. مرگ لوتوسا با زبان اول‌شخص، خواننده را وارد ذهن آشفته، رؤیاها، ترس‌ها و توهم‌های آتوسا می‌کند و مرز میان واقعیت و خیال را به‌تدریج کمرنگ نشان می‌دهد. این کتاب به‌جای تمرکز بر ماجراهای بیرونی، بیشتر بر تجربه‌ی درونی شخصیت اصلی، رابطه‌ی او با بدن و چهره‌اش، وسواس‌های تکرارشونده، اعتیاد به تأییدشدن روی صحنه و وابستگی عاطفی به آرمان تمرکز کرده است. در کنار این‌ها، فضای تئاتر شهر، پلاتو شرقی غمگین، تمرین‌ها، تست بازیگری، ساز زدن در خیابان و تماشای نمایش مرد تنها، لایه‌ی دیگری از جهان اثر را می‌سازد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب مرگ لوتوسا

کتاب مرگ لوتوسا داستان آتوسا گرامی است؛ دختری نوجوان که در آپارتمانی کوچک با مادری خسته و تنها زندگی می‌کند و از همان ابتدا خود را «دختر عاشق تئاتر» معرفی کرده است. آروین آبادی در این کتاب، زندگی آتوسا را از اتاق ساده‌اش و تمرین دیالوگ‌های ژولیت، آنتیگونه و نینا آغاز کرده است؛ جایی که او با شخصیت‌های نمایش‌نامه‌ها حرف می‌زند، از آن‌ها الهام می‌گیرد و رؤیای دیده‌شدن روی صحنه را در سر می‌پروراند. در پس‌زمینه، طلاق پدر و مادر، فقر، اجاره‌خانه‌ی عقب‌افتاده، صاحب‌خانه‌ی طلبکار و مادری که روزی خود در تئاتر بوده و حالا از آینده‌ی دخترش می‌ترسد، فضایی پرتنش ساخته است. مرگ لوتوسا در چند فصل و بخش پیوسته پیش می‌رود و فصل‌ها بیشتر با تغییر موقعیت و صحنه شناخته می‌شوند تا با تیترهای رسمی؛ از خانه‌ی آتوسا و پل‌هوایی و سایت کاریابی گرفته تا پلاتو شرقی غمگین، کافه‌ی چوبی، پارک لاله، تئاتر شهر و در نهایت آپارتمان تاریک آرمان. در میانه‌ی کتاب، بخش‌هایی مانند تست بازیگری در پلاتو، تمرین مونولوگ، آشنایی با نازنین، تمرین گیتار، ساز زدن در خیابان و تماشای نمایش مرد تنها، هرکدام مثل فصل‌های مستقل عمل کرده‌اند. کتاب مرگ لوتوسا در عین روایت خطی، مدام به ذهن آشفته‌ی آتوسا برمی‌گردد؛ جایی که وسواس آرایش‌کردن و پاک‌کردن، حملات پنیک، گفت‌وگوهای درونی، و تردید میان عشق و سوءاستفاده، فضای روانی اثر را شکل داده است. در بخش‌های پایانی، روایت به سمت تجربه‌ای تیره‌تر می‌رود؛ از فرار آتوسا از خانه بعد از دعوای شدید با مادر، پناه‌بردن به پلاتو و بعد آپارتمان آرمان، تا صحنه‌ی قهوه، سیاهی ناگهانی، بیدارشدن در اتاقی بسته، شکستن آینه، تلاش برای ترمیم چهره با لوازم آرایش و در نهایت مواجهه با انکار آرمان و فروغلتیدن در بی‌هوشی و آمبولانس. کتاب مرگ لوتوسا در این مسیر، مرز میان واقعیت و توهم را عمداً مبهم گذاشته است؛ رؤیای زن سیاه‌پوش، خاک‌ریختن بر سر، خطاب «آتی مامان» و بازگشت مکرر تصویر مرگ و سوگواری، عنوان کتاب را به لایه‌ای نمادین پیوند می‌دهد. این اثر بیش از آنکه بر گره‌گشایی داستانی تکیه کند، بر تجربه‌ی زیسته‌ی یک دختر نوجوان در حاشیه‌ی شهر، در حاشیه‌ی خانواده و در حاشیه‌ی صحنه تمرکز کرده است.

خلاصه داستان مرگ لوتوسا

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! مرگ لوتوسا با صحنه‌ای آشفته روی پل‌هوایی و احاطه‌شدن آتوسا توسط چند سیاه‌پوش آغاز می‌شود؛ تصویری که بیشتر شبیه پیش‌آگهی یک سقوط روانی است تا یک اتفاق عینی. بعد روایت به اتاق کوچک او برمی‌گردد؛ جایی که آتوسا، هنوز زیر سن قانونی، در سکوت شب نقش ژولیت، آنتیگونه و نینا را تمرین می‌کند و با دختران نمایش‌نامه‌ها مثل دوستان نزدیکش حرف می‌زند. او در مدرسه بی‌حوصله است، با هم‌کلاسی‌ها ارتباطی ندارد و حس بی‌تعلقی، او را به‌سوی تئاتر می‌کشاند. در خانه، مادری را می‌بیند که زیر بار اجاره و بی‌مسئولیتی پدرِ غایب خم شده است و مدام از آینده‌ی دخترش در هنر می‌ترسد. آتوسا برای رسیدن به استقلال مالی و نزدیک‌شدن به تئاتر، سایت‌های کاریابی را زیرورو می‌کند تا بالاخره به آگهی «بازیگر دختر ۱۲ تا ۱۵ سال» برای پلاتو شرقی غمگین می‌رسد. با شتاب خود را به پلاتو می‌رساند، در راه کفش‌هایش را لنگه‌به‌لنگه می‌پوشد و در فضایی متروک و خاک‌گرفته وارد دنیای تمرین تئاتر می‌شود. آنجا با آرمان جلالی، کارگردان نمایش، آشنا می‌شود؛ مردی با ظاهری نامرتب، سبیل قدیمی و رفتاری در ابتدا شوخ و صمیمی. او از آتوسا تست می‌گیرد، نقش دختر بچه‌ای آزار‌دیده را به او می‌سپارد و می‌گوید باید گیتار بلد باشد. آرمان گیتار اضافه‌اش را به آتوسا می‌دهد و قول می‌دهد به او ساز زدن یاد بدهد. کم‌کم رابطه‌ی استاد و شاگردی به وابستگی عاطفی تبدیل می‌شود. آتوسا در پارک لاله کنار آرمان می‌نشیند، او در خیابان ساز می‌زند و می‌خواند، سیگار تعارف می‌کند و از ازدواج با مادر آتوسا شوخی‌وار حرف می‌زند. آتوسا که با وسواس و اضطراب و احساس کم‌ارزشی درگیر است، در آینه بارها آرایش می‌کند و پاک می‌کند تا شاید «به اندازه‌ی کافی خوب» شود. در پلاتو با نازنین، دختری که قبلاً با آرمان رابطه داشته، آشنا می‌شود و حسادت و سردی او را تجربه می‌کند. در کافه‌ی چوبی، آتوسا تصمیم می‌گیرد احساسش را به آرمان بگوید اما در نهایت فقط از طلاق والدین و تنهایی‌اش می‌گوید؛ آرمان هم از او حمایت عاطفی نشان می‌دهد و روی توان بازیگری‌اش حساب باز می‌کند. در خانه، مادر وقتی می‌فهمد آتوسا مدرسه نمی‌رود و به تئاتر پناه برده، با او درگیر می‌شود. بحث به علاقه‌ی آتوسا به مردی بزرگ‌تر می‌کشد و مادر با اشاره به تجربه‌های شکست‌خورده‌ی خودش در تئاتر و ازدواج، به‌شدت مخالفت می‌کند. آتوسا که خود را درک‌نشده می‌بیند، در اوج دعوا تصمیم به فرار می‌گیرد؛ چند تکه لباس برمی‌دارد، در را پشت سرش قفل می‌کند و در شب سرد از خانه بیرون می‌زند. بعد از پرسه‌زدن در شهر و تماشای نمایش مرد تنها در تئاتر شهر، ناخودآگاه خود را جلوی پلاتو شرقی غمگین می‌یابد و به آرمان پناه می‌برد. او برایش جا در اتاق ۱۲۸ پلاتو جور می‌کند و صبح روز بعد، پیشنهاد می‌دهد شب را در آپارتمان خودش بگذراند. در آپارتمان نمور و تاریک آرمان، او برای هر دو قهوه می‌ریزد. آتوسا که از حملات پنیک و حساسیت به کافئین گفته است، فنجان کوچک را سر می‌کشد و به‌سرعت دچار تاری دید و سیاهی می‌شود. وقتی به‌هوش می‌آید، در اتاقی بسته و درهم‌شکسته است؛ آینه را خرد می‌کند، با لوازم آرایش سعی می‌کند چهره‌ی غرق در ریملش را ترمیم کند و میان نفرت و دلتنگی برای آرمان تاب می‌خورد. او با بدنی لرزان از خانه بیرون می‌زند، در تاکسی احساس ناامنی می‌کند و نهایتاً خود را دوباره جلوی پلاتو می‌یابد. در مواجهه با آرمان، او را متهم می‌کند که در آپارتمانش به او آسیب رسانده و رهایش کرده است؛ اما آرمان همه‌چیز را انکار می‌کند و می‌گوید از دیشب تا حالا در پلاتو بوده است. آتوسا در میان سیاهی دیگری فرو می‌افتد؛ آخرین تصویرش له‌شدن فیلتر سیگار زیر پای آرمان و بعد صدای آمبولانس است. در رؤیایی تیره، زن سیاه‌پوشی را می‌بیند که بر خاکی برآمده مویه می‌کند و وقتی برمی‌گردد، او را «آتی مامان» خطاب می‌کند؛ تصویری که مرگ، سوگواری و هویت آتوسا را در هم می‌آمیزد و معنای عنوان مرگ لوتوسا را به سطحی نمادین می‌برد.

چرا باید کتاب مرگ لوتوسا را بخوانیم؟

مرگ لوتوسا اثری است که تجربه‌ی زیسته‌ی یک دختر نوجوان در حاشیه‌ی شهر و هنر را از درون ذهن او نشان داده است؛ ذهنی پر از وسواس، اضطراب، عشق‌های ناپخته و رؤیاهای بزرگ. این کتاب به‌جای ارائه‌ی تصویری رمانتیک از تئاتر، پشت‌صحنه‌ی آن را با تمام خستگی‌ها، پلاتوهای خاک‌گرفته، تمرین‌های فرساینده، ساز زدن در خیابان برای تأمین هزینه‌ها و روابط پیچیده‌ی میان کارگردان و بازیگر جوان ترسیم کرده است. خواندن این کتاب فرصتی است برای دیدن این‌که چگونه عشق به هنر می‌تواند هم نجات‌بخش باشد و هم زمینه‌ساز سوءاستفاده و وابستگی؛ آتوسا در مرز میان تحسین‌شدن روی صحنه و گم‌شدن در رابطه‌ای نابرابر حرکت می‌کند. روایت اول‌شخص، گفت‌وگوهای درونی و تکرار صحنه‌هایی مثل آرایش‌کردن و پاک‌کردن، سیگار کشیدن کنار پنجره، تمرین مونولوگ و فرار از خانه، تصویری ملموس از اضطراب نوجوانی و تجربه‌ی «دیده‌نشدن» در خانواده می‌سازد. در عین حال، مرگ لوتوسا به‌خوبی نشان داده است که چگونه مرز میان واقعیت و خیال برای فردی در بحران روانی می‌تواند مخدوش شود؛ صحنه‌ی قهوه، سیاهی ناگهانی، انکار آرمان و رؤیای زن سیاه‌پوش، خواننده را در موقعیتی قرار می‌دهد که ناچار است مدام بپرسد چه چیزی واقعاً رخ داده و چه چیزی محصول ذهن آتوساست. این ابهام، کتاب را از یک داستان خطی ساده فراتر برده است و آن را به روایتی درباره‌ی حافظه، انکار، شرم و سوگواری تبدیل کرده است. برای کسانی که به داستان‌هایی با محوریت تئاتر، روابط قدرت در هنر، و روان نوجوانان علاقه‌مند هستند، این اثر می‌تواند تجربه‌ای درگیرکننده و تأمل‌برانگیز باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

مرگ لوتوسا به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های شهری معاصر با محوریت نوجوانان، تئاتر و پشت‌صحنه‌ی هنر علاقه‌مند هستند. این کتاب به خوانندگانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی موضوعاتی مانند روابط نابرابر عاطفی، تجربه‌ی طلاق والدین، اضطراب، وسواس و احساس بی‌تعلقی در خانواده و جامعه را دارند. همچنین به دانشجویان و علاقه‌مندان تئاتر، بازیگری و نمایش‌نامه که می‌خواهند روایتی داستانی از فضای پلاتوها، تمرین‌ها و زندگی شخصی بازیگران جوان بخوانند، پیشنهاد می‌شود.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۵۳۶٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۸۴ صفحه

حجم

۵۳۶٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۸۴ صفحه

قیمت:
۶۰,۰۰۰
تومان