
دانلود و خرید کتاب صوتی پادشاه گل ها
معرفی کتاب صوتی پادشاه گل ها
کتاب صوتی نمایش صوتی پادشاه گل ها نوشتهی پویا صالحی اثری است که در قالب یک نمایش رادیویی بلند، میان دنیای جنایت، فلسفه، طنز تلخ و قصهی کودکانه رفتوآمد میکند. نشر صوتی کتاب یاران فناور آن کتاب را با گویندگی گروه گویندگان منتشر کرده است؛ گروهی که در میان آنها نامهایی مثل علیاصغر قرهخانی، بابک بهروزی، مینا گلپایگانی، سپیده پانتآ یزدی و سورنا طاهری شنیده میشود و صداگذاری و صداآمیزی آن بهعهدهی علی کریمی است. در این کتاب صوتی شنونده با یک کارآگاه عصبانی و بدبین روبهرو است که در ادارهی آگاهی، پروندههای قتل و جنایت را مرور میکند و همزمان دفترچهی نیمسوختهی یک نویسندهی افسرده را میخواند؛ دفترچهای که در آن قصهی پادشاه گلها، ماجرای یک باغ متروک، کودکی خیالپرداز و داستانهای فرعی دیگر شکل میگیرد. نمایش، مدام بین اتاق بازجویی، صحنهی جرم، مونولوگهای کارآگاه، گفتوگوهای او با کارمند اداره و روایتهای درون دفترچه جابهجا میشود و فضایی چندلایه میسازد. نمایش صوتی پادشاه گل ها از همان صحنهی آغازین با تصویر هیتلر و سلام نازی، لحن تند کارآگاه و شوخیهای سیاهش، به شنونده نشان میدهد که قرار است با اثری روبهرو باشد که هم به خشونت و جنایت نزدیک میشود و هم آنها را بهانهای برای حرفزدن از عشق، ایمان، قدرت، نوشتن و کودکی قرار داده است.
درباره کتاب نمایش صوتی پادشاه گل ها
کتاب صوتی نمایش صوتی پادشاه گل ها با تمرکز بر شخصیت یک کارآگاه بینام شروع میشود؛ کارآگاهی که خودش تأکید کرده است اسمش به هیچکس ربطی ندارد و فقط عصبانیت و سابقهاش در پروندههای جنایی مهم است. پویا صالحی در آن کتاب، ساختاری نمایشی و اپیزودیک ساخته است: صحنهی بازجویی، گفتوگوی کارآگاه و کارمند اداره، تماس تلفنی دربارهی همسر بستریشده، و از همه مهمتر پروندهی زن و شوهری که در کلبهای حاشیهای سوختهاند. در دل همین پرونده، دفترچهای پیدا شده که به مرد تعلق دارد و کارآگاه با بیمیلی آن را میخواند. این دفترچه، لایهی دوم اثر را میسازد؛ جایی که نویسندهی درونداستان خودش را «نویسندهی یک داستان کودکانه» معرفی کرده است و تهدید کرده اگر داستانش کودکانه از آب درنیاید، شنونده حق دارد آن را بسوزاند. در ادامهی کتاب صوتی نمایش صوتی پادشاه گل ها، شنونده مدام بین این دو سطح رفتوآمد میکند: سطح بیرونی که در آن کارآگاه و کارمند دربارهی قتلها، دیوانگی، اعدام، فاشیسم، زنستیزی، ایمان، قدرت و نوشتن بحث میکنند و سطح درونی که در آن قصهی پادشاه گلها و ماجراهای کودکانهنما روایت شده است. در بخشهای مختلف، پروندههایی با شمارههای مشخص مثل ۷۴۱۶۹ و ۷۸۶۵۳ مطرح میشود؛ از بابا غلام که متهم به قتل ۱۲ کودک است تا زوج جوانی که دعوای زناشوییشان به سوزاندن بچهها و خودشان ختم شده است. همزمان، در دفترچه، کودکی کنجکاو در باغی متروک دنبال پادشاه گلها میگردد و با بنفشهی فروتن، گل مغرور، شکوفهای که از «ما»ی درخت حرف میزند و در نهایت با بوتهی خاری که حاضر است برای گرمکردن او بسوزد روبهرو میشود. نمایش در چند بخش طولانی و پیوسته پیش میرود و هر بار از دل یک گفتوگوی تند، وارد روایتی تازه میشود: قصهی پیرمردی که سالها پول جمع کرده و بعد همه را میسوزاند و عاشق زنی با صورت سوخته میشود، داستان پری موآبی و مادر پیرش، تحلیل قاضیالقضات شهر قصهها دربارهی خشونت و مجازات، و بحثهای کارآگاه دربارهی کافکا، ماکس برود، عقدهی دیدهشدن و ایمان. این رفتوآمدها باعث شدهاند که کتاب صوتی، هم حالوهوای نمایش پلیسی داشته باشد هم حالوهوای قصهی فلسفی و کودکانهی تلخ؛ بدون اینکه به پایان پروندهها و سرنوشت نهایی شخصیتها اشارهی مستقیم و قطعی شود.
خلاصه داستان نمایش صوتی پادشاه گل ها
در نمایش صوتی پادشاه گل ها، هستهی بیرونی روایت، اتاق کار یک کارآگاه است. او از همان ابتدا اعلام کرده است که فقط پروندههای «درخور کلاس کاریاش» را قبول میکند؛ قتل، تجاوز، سوزاندن، شکنجه. پروندهی فعلی، جنازهی سوختهی یک زن و شوهر در کلبهای حاشیهای است: دست مرد بسته، آثار شکنجه روی بدنش، سم در معدهاش، و زنی که دستهایش باز بوده و ظاهراً خودش را همراه خانه سوزانده است. پزشک قانونی و شواهد صحنه، کارآگاه را به این فرض میرساند که زن، شوهرش را مسموم و شکنجه کرده و بعد همهچیز را به آتش کشیده است؛ انگیزه هم بهزعم او افسردگی و ناامیدی شدید است. در صحنهی جرم، دفترچهای نیمسوخته پیدا شده که به مرد تعلق دارد. کارآگاه با بیحوصلگی آن را «چرندیات» مینامد اما مجبور است بخواند. در دفترچه، نویسنده خودش را «نویسندهی یک داستان کودکانه» معرفی کرده است و از شنونده میخواهد اگر داستانش کودکانه نشد، آن را بسوزاند. او از تفاوت بازی بچه و ساختن آدم بزرگ میگوید و بعد وارد قصهای میشود که محورش کودکی است در جستوجوی پادشاه گلها. این کودک در باغی متروک قدم میزند، با بنفشهای که فروتن و به زمین چسبیده است، گلی بلند و مغرور که زیبایی و دیدهشدن را به جان میخرد، شکوفهای که از «ما»ی درخت و هدف و تغییر حرف میزند و در نهایت با بوتهی خاری روبهرو میشود که حاضر است برای گرمکردن او بسوزد. همزمان، در سطح بیرونی، کارآگاه و کارمند اداره دربارهی زنها، خشم، فاشیسم، دیوانگی و عدالت بحث میکنند. کارآگاه زن را «موجودی بیمصرف» مینامد، از عقیمکردن همه حرف میزند و بعد در گفتوگو با کارمند، کمکم اعتراف میکند که «عصبانی» است. او پروندهی بابا غلام را تعریف میکند؛ مردی عقبمانده که متهم است ۱۲ کودک را کشته است. کارمند یادآوری میکند که کارآگاه دو پرونده را با هم قاطی کرده است و روایت دقیقتری از ماجرا ارائه میدهد؛ جایی که فقط یک مورد آزار رخ داده و نه قتلهای سریالی. این اختلاف روایت، بحثی دربارهی دیوانگی، مسئولیت، اعدام و «جامعهی مدنی» راه میاندازد. در لایهی دفترچه، قصهی دیگری شکل میگیرد: پیرمردی که سالها پول جمع کرده، خانهاش تا سقف پر از اسکناس شده و در نهایت همه را میسوزاند تا از اسارت ثروت خلاص شود. او بعد از این تصمیم، بهدنبال «زیباترین زن دنیا» میگردد و در نهایت عاشق زنی میشود با صورتی سوخته و موهای آبی که آن را با پارچهای سفید میپوشاند؛ پری موآبی. پری، تنها نانآور مادر پیرش است و برای تأمین زندگی، تنفروشی میکند. در یکی از دیدارها، مرد معتادی در باغی متروک با شاخهی خاری صورت او را میسوزاند و این حادثه، بهنوعی ریشهی زخم همیشگی او میشود. بعدتر، پری با پیرمرد ازدواج میکند؛ نه از سر عشق، بلکه با امید دستیافتن به پولهای پنهان او. پیرمرد اما ثروتش را قبلاً سوزانده است و فقط عشقش را دارد. پری میان مراقبت از مادر بیمار و زندگی با پیرمرد در رفتوآمد است. روزی که برای تولد ۷۰ سالگی مادرش غذای محبوب او را میپزد، وقتی به خانه میرسد، مادر را مرده مییابد. نفرت جای غم را میگیرد. او همان غذای سمی را برای پیرمرد میبرد، سم آفتکش در آن میریزد و بعد در صحنهای طولانی، مرگ تدریجی او را تماشا میکند؛ پیرمرد در حالی که از عشق و بخشش حرف میزند و میگوید پولهایش را سوزانده است. در نهایت، پری او را میبندد، دست و پایش را میخ میکند، روی زخمها نفت میریزد و آتش میزند و سپس کلبه را با خارهای جمعشده دورش شعلهور میکند. در بیرون از دفترچه، کارآگاه این داستان را با تجربههای خودش از خودکشی، عشقهای شکستخورده، نویسندهای که در رودخانه پریده و زنده مانده و بعد دوباره خودکشی کرده، و دوست نویسندهای که با خیال ازدواج، خودش را نجات داده اما در چشم دیگران دیوانه شده است، پیوند میزند. او از کافکا و ماکس برود حرف میزند، از عقدهی دیدهشدن، از اینکه نویسندهی واقعی بهجای زندگینامهنویسی باید فاصلهای با خودش داشته باشد، و در نهایت به «ایمان» میرسد؛ ایمانی که بهزعم او تنها راه رهایی از چرخهی قدرتطلبی، خشونت و ناامیدی است. در پایان، کارآگاه و کارمند هنوز در همان اتاقاند، هنوز دربارهی سیستم، فاشیسم احتمالی، فداکاری برای مردم و نوشتن «داستانی متفاوت» بحث میکنند و دفترچهی سوخته و نیمهسوخته، همچنان محور گفتوگو و تردید باقی مانده است.
چرا باید کتاب نمایش صوتی پادشاه گل ها را بشنویم؟
نمایش صوتی پادشاه گل ها اثری است که شنونده را در چند سطح همزمان درگیر میکند: سطح ظاهری یک نمایش پلیسی با پروندههای قتل، سطح فلسفی گفتوگوهای کارآگاه و کارمند دربارهی عدالت، خشونت، ایمان و قدرت، و سطح خیالانگیز قصهی پادشاه گلها و شهر قصهها. این چندلایگی باعث شده است که شنیدن آن کتاب فقط دنبالکردن یک داستان جنایی نباشد، بلکه فرصتی برای فکرکردن به رابطهی عشق و نفرت، امید و افسردگی، و نوشتن و خودویرانگری باشد. در این کتاب صوتی، شخصیتها مدام خودشان و باورهایشان را زیر سؤال میبرند. کارآگاه از زنستیزی و فاشیسم حرف میزند اما در گفتوگو با کارمند، ناچار میشود خشم و عقدههای خودش را ببیند. نویسندهی دفترچه میخواهد «داستان کودکانه» بنویسد اما خشونت و تلخی زندگیاش مدام به متن راه پیدا میکند. قصهی کودک در باغ، با بنفشهی فروتن، گل مغرور، شکوفهی «ما»محور و بوتهی خار فداکار، در کنار داستان پیرمرد و پری موآبی، تصویری از طیفهای مختلف عشق و فداکاری میسازد؛ از عشق مالکانه و کور تا عشقی که حاضر است خودش را بسوزاند. شنیدن این کتاب صوتی برای کسانی که به نمایشهای دیالوگمحور علاقه دارند، فرصتی است برای تجربهی یک متن پرگفتوگو که در آن تحلیلهای روانی، اجتماعی و ادبی در دل داستان جا گرفته است. اثر، شنونده را وادار میکند دربارهی مرز دیوانگی و سلامت، گناه و مسئولیت، و نقش سیستمهای قضایی و امنیتی در شکلدادن به روایت «حقیقت» فکر کند. در عین حال، لحن طنز تلخ کارآگاه و بازیهای زبانی او با کارمند، از سنگینی موضوعات میکاهد و فضایی میسازد که هم تلخ است هم گاهی خندهدار. از زاویهای دیگر، نمایش صوتی پادشاه گل ها به خود نوشتن و نویسندگی هم میپردازد: بحث دربارهی کافکا و ماکس برود، عقدهی دیدهشدن، تفاوت زندگی و ادبیات، و این پرسش که آیا باید برای «بقای اثر» زندگی را قربانی کرد یا برعکس. این نگاه، آن کتاب را برای کسانی که دغدغهی نوشتن، خلق داستان و نسبت هنر با زندگی را دارند، شنیدنیتر میکند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن نمایش صوتی پادشاه گل ها به کسانی پیشنهاد میشود که به نمایشهای پلیسی و جنایی دیالوگمحور علاقه دارند و در عین حال دوست دارند در دل یک داستان، بحثهای فلسفی و اجتماعی دربارهی خشونت، ایمان، قدرت و نوشتن را دنبال کنند. این کتاب صوتی به شنوندههایی پیشنهاد میشود که از طنز تلخ، روایتهای چندلایه، و ترکیب فضای تیرهی جنایت با قصههای کودکانه و خیالپردازانه لذت میبرند و حوصلهی شنیدن گفتوگوهای طولانی و تحلیلی را دارند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوعاتی مثل افسردگی، خودکشی، اعدام، و رابطهی عشق و نفرت حساساند و میخواهند این موضوعات را در قالب یک نمایش صوتی پرتنش و پرگفتوگو تجربه کنند؛ بهویژه شنوندههایی که خودشان مینویسند یا به نوشتن فکر میکنند و برایشان بحث دربارهی نویسنده، دفترچه، سانسور و سوزاندن یا نجاتدادن متن جذاب است.
زمان
۱ ساعت و ۵۲ دقیقه
حجم
۱۰۳٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۵۲ دقیقه
حجم
۱۰۳٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
قابلیت انتقال
ندارد