
کتاب صوتی غزلی روی عرشه
معرفی کتاب صوتی غزلی روی عرشه
کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه نوشتهی عصمت حسینی اثری است که در قالب یک نمایش رادیویی جنگی، شبی پراضطراب روی دریا را به تصویر میکشد. این کتاب صوتی با گویندگی گروه گویندگان و کارگردانی مهدی رضایی تولید شده و نشر خانه داستان چوک آن را منتشر کرده است. ماجرا در دل تاریکی دریا و زیر سایهی حملهی هوایی به تاسیسات نفتی جزیره میگذرد؛ جایی که چند کشتی باری و مسافری، با موتورهای خاموش و چراغهای خاموش، در سکوتی سنگین و ترسی پنهان روی آب متوقف شدهاند. در این کتاب صوتی شنونده با جمعی از ملوانان و کارگران کشتی همراه میشود که بین آسمان و دریا، بین امید و ترس، در انتظار حملهی بعدی هواپیماها ایستادهاند. شخصیتهایی مثل کاپیتان حسینی، حیدری، فرخلو و دیگر «بچهها» هرکدام واکنشی متفاوت به خطر نشان میدهند؛ از ناسزاگفتن و بیقراری تا سکوت و کرختی. راوی در این میان، درحالیکه به دیوارهی عرشه تکیه داده، در ذهن خود با کسی در خشکی حرف میزند و تلاش میکند با فکرکردن به او، این شب سرد و سیاه را تاب بیاورد. کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه با تکیهبر فضاسازی صوتی، صدای دریا، باد، موج و فرمانهای روی عرشه، تجربهای شنیداری از جنگ و انتظار مرگ میسازد که بیش از هر چیز بر احساس تعلیق، دلتنگی و پیوند عاطفی میان دریا و خشکی تمرکز دارد.
درباره کتاب نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه
کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه اثری از عصمت حسینی است که در قالب یک نمایش رادیویی کوتاه، برشی از زندگی دریانوردان در روزهای جنگ را روایت کرده است. متن از دل مجموعهای با عنوان آن دسته پل هنرمندان انتخاب شده و در قالب برنامهی شمارهی پنجاهم کانون فرهنگی چوک ضبط شده است. ماجرا در اسفندماه و در حوالی تاسیسات نفتی یک جزیره میگذرد؛ زمانی که راکتهای دشمن به این تاسیسات اصابت کردهاند و کشتیها برای در امانماندن، موتورهای خود را خاموش کردهاند. در این وضعیت، دریا تاریک است، چراغها خاموش است و تنها ۱۲ نقطهی نورانی در آسمان، یعنی هواپیماهای دشمن، بر سر زندگی آدمها سایه انداختهاند. در کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه شنونده با فضایی روبهرو میشود که در آن، مرز میان ترس و عادت، میان کار روزمره و تهدید مرگ، بههم ریخته است. در این کتاب صوتی تمرکز اصلی بر یک شب خاص روی عرشهی کشتی است؛ شبی که در آن شخصیتها در انتظارند ببینند آیا نوبت کشتیها میرسد یا نه. نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه با حضور شخصیتهایی مثل کاپیتان حسینی، حیدری، فرخلو و دیگر ملوانان، چند لایهی مختلف از واکنش انسان به خطر را نشان داده است: یکی ناسزا میگوید و روی عرشه بالا و پایین میرود، دیگری سعی میکند بقیه را آرام کند، بعضیها سیگار میکشند و در سکوت فرو میروند و راوی در ذهن خود با کسی در خشکی حرف میزند. ساختار اثر تکمکانی است و همهچیز روی عرشه و در نزدیکی جزیره رخ میدهد؛ اما در همین محدودهی کوچک، نمایش از وضعیت جنگ، تاسیسات نفتی، جابهجایی «بچهها» بین ساختمان و کشتی، و اضطراب خانوادههایی که در خشکی منتظر خبر هستند، تصویری فشرده و پرتنش ساخته است. در پایان برنامه نیز بهعنوان بخشی از تولیدات کانون فرهنگی چوک، شنونده به سایت این کانون برای دسترسی به دیگر نمایشهای صوتی داستان ارجاع داده میشود.
خلاصه داستان نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه با یک مقدمهی کوتاه دربارهی «داستان» بهعنوان دانهی انسان آغاز میشود و بعد شنونده را مستقیم به دل دریا میبرد. راوی روی عرشهی کشتی ایستاده، به دیوارهی عرشه تکیه داده و در ذهن خود با کسی که در خشکی است حرف میزند؛ کسی که نگران اوست و احتمالاً در تلاش است خبری از وضعیت کشتیها بهدست بیاورد. تاسیسات نفتی جزیره کمی پیشتر هدف راکتهای دشمن قرار گرفته و حالا همهی کشتیها برای اینکه در تاریکی دیده نشوند، موتورهایشان را خاموش کردهاند. ۱۲ هواپیما مثل ۱۲ نقطهی نورانی در آسمان میچرخند و زندگی آدمها را در دست گرفتهاند. روی عرشه، گروهی از ملوانان و کارگران کشتی در وضعیت بلاتکلیف ایستادهاند؛ بعضی آرام، بعضی پر از ناآرامی. حیدری روی عرشه مدام بالا و پایین میرود و ناسزا میگوید، از اینکه «مثل علوفه» در کشتی باری ریخته شدهاند و حالا ممکن است خوراک کوسهها شوند. فرخلو سعی کرده است او را آرام کند و از این شب بهعنوان چیزی یاد کند که بعداً تبدیل به خاطره خواهد شد. کاپیتان حسینی با صدایی محکم و جاافتاده توضیح میدهد که چرا بودن روی عرشه امنتر از ماندن در فضای سرپوشیدهی کشتی است؛ در دریا اگر روی عرشه باشی میتوانی به آب بزنی و خودت را نجات بدهی. باد سرد و بیرحم است، موجها روی عرشه میکوبند، آب در کفشها رفته و همه خیس و یخزدهاند، اما هیچچیز بهاندازهی انتظار مرگ آزاردهنده نیست. هواپیماها مدتی از بالای سر کشتیها دور میشوند و دوباره بهسوی جزیره برمیگردند. نور راکتها بار دیگر آسمان بالای جزیره را روشن میکند و معلوم نیست کجا را میزنند یا آیا راکتها در آب میافتند. نگرانی جمع از تاسیسات و از «بچههایی» است که در ساختمانها هستند و باید جایشان را با بچههای روی کشتی عوض کنند. کشتیها یکییکی موتورهایشان را روشن میکنند تا حرکت کنند، اما ناگهان فریاد «خاموش، خاموش» بلند میشود و همه دوباره در تاریکی فرو میروند. راوی که نمیتواند اضطراب جمع را تاب بیاورد، چهارپایهای برمیدارد و گوشهای دور از چشم مینشیند تا بتواند فقط به کسی فکر کند که در خشکی منتظر خبر است. در ذهن او، سیاهی دریا با موهای مواج محبوبش گره میخورد، ۱۲ هواپیما به پولکهایی بر اندام او تبدیل میشوند و بازی میان ترس، رؤیا و دلتنگی ادامه پیدا میکند. در پایان، صدای گویندهی برنامه اعلام میکند که «داستان دیگری به پایان رسید» و شنونده را به دیگر نمایشهای صوتی کانون فرهنگی چوک ارجاع میدهد.
چرا باید کتاب نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه را بشنویم؟
نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه از زاویهی دید یک راوی خسته و مضطرب، تجربهی زیستن در سایهی جنگ را نه از پشت جبههی زمینی، بلکه از دل دریا نشان داده است. این کتاب صوتی بهجای تمرکز بر صحنههای مستقیم نبرد، بر لحظههای انتظار، بلاتکلیفی و ترس خاموش آدمهایی تمرکز کرده است که بین آسمان و آب گیر افتادهاند. شنونده در طول اثر با این سؤال روبهرو میشود که در لحظهای که مرگ محتمل است، ذهن انسان به کجا پناه میبرد و چه چیز میتواند او را آرام کند. در این کتاب صوتی ترکیب تصویرهای خشن جنگ با تصویرهای عاشقانه و شاعرانهی راوی از محبوبش، تضادی ساخته است که شنیدن آن را برای کسانی که به لایههای عاطفی جنگ علاقهمندند جذاب میکند. صدای دریا، باد، فرمانهای کاپیتان، فریادها و سکوتهای طولانی، همگی در کنار هم فضایی میسازند که شنونده را روی همان عرشهی خیس و سرد قرار میدهد. نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه همچنین نمونهای از تولیدات نمایشی یک کانون فرهنگی مستقل است که نشان میدهد چگونه میتوان با مدتزمانی کوتاه و تعداد محدودی شخصیت، جهانی پرتنش و پرجزئیات ساخت. برای کسانی که به نمایش رادیویی، روایتهای جنگی و تجربهی شنیداری متفاوت از دریا و کشتی علاقه دارند، این کتاب صوتی میتواند فرصتی برای همراهشدن با یک شب خاص و فراموشنشدنی روی عرشه باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن نمایش رادیویی داستان غزل روی عرشه به کسانی پیشنهاد میشود که به نمایشهای رادیویی و کتابهای صوتی نمایشی علاقه دارند، به کسانی که روایتهای مرتبط با جنگ را از زاویهی دید آدمهای عادی و دور از خط مقدم دنبال میکنند، به علاقهمندان فضای دریا، کشتی و زندگی دریانوردان، به مخاطبانی که به ترکیب توصیفهای شاعرانه با موقعیتهای پراضطراب جذب میشوند و به شنوندگانی که به تولیدات فرهنگی کانونها و گروههای مستقل در حوزهی داستان و نمایش صوتی توجه دارند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب صوتی غزلی روی عرشه و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب: | غزلی روی عرشه |
|---|---|
| موضوع: | داستان و رمان، کتاب رایگان |
| نویسنده: | عصمت حسینی |
| گوینده: | گروه گویندگان |
| انتشارات: | خانه داستان چوک |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۹۸/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب: | MP۳ |
| حجم فایل کتاب: | ۱۷.۷۸ مگابایت |
| مدتزمان: | ۷ دقیقه |
| قیمت کتاب: | رایگان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب