
دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۵ (شهید حسن رضوان خواه)
معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۵ (شهید حسن رضوان خواه)
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۵؛ شهید حسن رضوان خواه نوشتهی کمیل رضوانخواه روایتی صمیمی از زندگی و شهادت یکی از فرماندهان جوان سپاه در سالهای جنگ است که نشر روایت فتح آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی بر پایهی گفتوگوها و خاطرات مهین پورسرپرست همسر شهید شکل گرفته و شنونده را از روزهای کودکی و نوجوانی حسن در روستای شلمان و گلسفید تا حضورش در جبههها و لحظههای آخر زندگیاش همراه میکند. کتاب با گویندگی فاطمه عرب منتشر شده و لحن او فضای احساسی و خانوادگی خاطرات را به شنونده نزدیک میکند. در مقدمهی ناشر، فصل انقلاب اسلامی در «کتاب قطور تاریخ» بهعنوان فصلی سرخ و بیخزان توصیف شده که با خون شهدا و اشک خانوادهها نوشته شده است؛ تصویری که بلافاصله شنونده را در فضای عاطفی و معنوی اثر قرار میدهد. سپس مقدمهی نویسنده با نشستن کنار مزار پدر و دیدن خوابی دربارهی انتخاب همسر، پیوند نسل فرزندان شهید با خاطرهی پدر را نشان میدهد. در ادامه، خاطرات مهین پورسرپرست از کودکیاش در روستا، فضای انقلابی آن سالها، آشنایی و ازدواج با حسن رضوانخواه، سالهای زندگی مشترک کوتاه اما پرحادثه، حضور مداوم حسن در جبهه، تولد فرزندانشان کمیل و زینب و درنهایت خبر شهادت و سالهای پس از آن روایت شده است. این کتاب صوتی بیش از آنکه صرفاً زندگی یک فرمانده نظامی را بازگو کند، به جزئیات زندگی روزمره، دغدغههای یک زن جوان در سالهای جنگ، تربیت فرزندان شهید و ادامهی زندگی پس از فقدان میپردازد و شنونده را با چهرهای انسانی، شوخطبع و درعینحال جدی و معتقد از حسن رضوانخواه روبهرو میکند.
درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۵ (شهید حسن رضوان خواه)
کتاب نیمه پنهان ماه ۱۵؛ شهید حسن رضوان خواه با تمرکز بر زندگی شخصی و خانوادگی حسن رضوانخواه، تصویری نزدیک از یک جوان روستایی گیلانی ارائه میدهد که از شالیزار و باغ و رودخانههای شلمان و گلسفید به سپاه و جبهه میرسد. نویسنده کمیل رضوانخواه با تکیهبر روایتهای مادرش مهین پورسرپرست، زندگی پدر را از کودکی و نوجوانی تا شهادت دنبال کرده است. ساختار کتاب بر پایهی خاطرات پیوسته است و در خلال آن، مقدمهی ناشر و مقدمهی نویسنده، حالوهوای کلی اثر را شکل میدهد. شنونده در فصلهای مختلف با بخشهایی مانند کودکی مهین در روستا، فضای انقلابی روزهای منتهی به ۲۲ بهمن، فعالیتهای منافقین، ماجرای انشای مدرسه، آشنایی اولیه با حسن، خواستگاری در خانهی پدربزرگ در گلسفید، مراسم عقد و عروسی ساده در مسجد جامع، و شروع زندگی مشترک در خانهای اجارهای در لنگرود روبهرو میشود. در ادامهی کتاب نیمه پنهان ماه ۱۵؛ شهید حسن رضوان خواه، روایت بهسوی سالهای جنگ و مسئولیتهای حسن در سپاه لنگرود و جبههها میرود. فصلهایی به حضور او در اطلاعات عملیات، شرکت در عملیاتها، رفتوآمد میان جبهه و خانه، و شوخیها و رفاقتهایش با همرزمانی مثل محمد اصغریخواه، آقای حسینی، عمو غلام و دیگران اختصاص یافته است. در کنار این خط اصلی، کتاب بهتفصیل از تولد کمیل و زینب، سختیهای بارداری و زایمان در بیمارستانهای لنگرود و رودسر، نگرانیهای مهین از تنهایی، ماجرای رفتن خانواده به کردستان و کامیاران، سفر مشترک به مشهد در آغاز زندگی، طراحی کارت عروسی با عکس امام و رزمندهها، و حتی جزئیاتی مثل دوختن پردههای خانه، شستن لباسها کنار رودخانه، یا ماجرای خوردن نفت توسط کمیل سخن گفته است. بخش پایانی کتاب به عملیات کربلای ۲، خبر شهادت حسن، تشییع پیکر او در گلسفید، مواجههی مهین با پیکر همسر در سردخانه، خوابها و رؤیاهای پس از شهادت، و سالهای بعدی زندگی مهین و فرزندانش تا آشنایی با آقای شفیعی و ادامهی مسیر زندگی اختصاص دارد. کتاب در چندین بخش بلند و پیوسته تنظیم شده و هر بخش بر محور یک دوره یا گره عاطفی مهم در زندگی این خانواده شکل گرفته است.
خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۵ (شهید حسن رضوان خواه)
محتوای اصلی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۵؛ شهید حسن رضوان خواه بر محور روایت مهین پورسرپرست از زندگی مشترکش با حسن و فرازونشیبهای آن است. در آغاز، شنونده با کودکی مهین در روستای شلمان آشنا میشود؛ دختری از خانوادهای مذهبی که مادرش سید خانم است و مردم برای او نذر میآورند. تصویر شستن حصیرها در رودخانه، بافتن آنها در حیاط، راه رفتن از روستا تا لنگرود برای راهپیمایی، و درگیریهای خیابانی با شاهدوستها و بعدتر منافقین، فضای اجتماعی آن سالها را نشان میدهد. مهین از معلمی که او و دیگر دختران چادری را «متحجر» میخواند و از انشایی که درباره منافقین نوشته بود میگوید؛ انشایی که کلاس را به دو دسته موافق و مخالف تقسیم کرد. در این بستر، حسن رضوانخواه بهعنوان جوانی پاسدار از خانوادهای شناختهشده در گلسفید وارد روایت میشود. او ۱۸ ساله است، درس هنرستان را رها کرده و به جبهه رفته، و حالا برای خواستگاری به خانهی پدربزرگ مهین میآید. گفتوگوی اولشان در اتاقی حصیردار شکل میگیرد؛ حسن از ایمان، ولایت، کتابهای شهید مطهری، و اولویت جنگ و دفاع میگوید و از مهین میپرسد آیا با زندگی ساده و احتمال رفتن به شهرهایی مثل اهواز کنار میآید یا نه. مهین با وجود ترس و کمتجربگی، پاسخ مثبت میدهد و زندگی مشترکشان با عقد و عروسی سادهای در مسجد جامع گلسفید آغاز میشود؛ جشنی که در آن حسن با لباس جبهه، شوخیهای فراوان و حتی خجالتکشیدن هنگام حلقهدادن، چهرهای شاد و سرزنده از خود نشان میدهد. پس از ازدواج، کتاب وارد جزئیات زندگی روزمره میشود: خرید جهیزیه با ۲۵۰۰ تومان، دوختن پردهها، رفتن حسن به جبهه در همان هفتههای اول، برگشتن ناگهانیاش بهخاطر بستهشدن جادهها بر اثر برف، و دوباره رفتنش. مهین از تنهایی در خانهی اجارهای لنگرود، شوخیهای حسن با دوستانش، آوردن ۱۵ مهمان سرزده برای ناهار به خانهی پدر مهین، و سفر به تهران برای عیادت از یوسف برادر مجروح حسن میگوید. تولد کمیل در بیمارستان رودسر، اصرار آقاجان بر ختنهکردن زودهنگام، و ماجرای بردن کمیل به سپاه و نشاندنش در اتاق انتظار، بخشی از روایت شیرین سالهای اول پدرشدن حسن است. کتاب سپس به حضور حسن در سپاه لنگرود و مأموریتهایش میپردازد؛ از نفوذ به خانههای تیمی منافقین با بادگیر قرضی آقای گنجی و بیرونآمدن از کانال آب، تا نشاندادن فیش حقوقیاش به یکی از منافقین بازداشتشده که تصور میکرد پاسدارها پولهای کلان میگیرند. حسن در عین جدیت در کار، در خانه و میان دوستان شوخطبع است؛ برای ماهیگیری در سلمانرود صلوات میفرستد، برای دوستان مجردش دنبال همسر میگردد، و حتی قرآنی غنیمتی با جلد قرمز را بهعنوان هدیهی ازدواج برای اولین فرد متأهل فامیل کنار میگذارد که درنهایت خودش صاحب آن میشود. در میانهی کتاب، سفر مشترک به مشهد بهعنوان ماهعسل روایت میشود؛ عکسی با لباس عربی که حسن دوستش ندارد، نوشتن جملهای پشت عکس، خواندن کتاب معاد شهید دستغیب و شوخی حسن درباره حوریان بهشتی و صبر همسر، و حساسیت او نسبت به رأیدادن در انتخابات مجلس. سپس تولد زینب، خوشحالی مضاعف حسن از داشتن دختر، و رفتن خانواده به کردستان و کامیاران برای مدتی کوتاه تصویر میشود؛ جایی که حسن در کنار مأموریت، با انداختن ناگهانی آقای ملکمحمدی در رودخانه، فضای شاد دیگری میسازد. بخش پایانی کتاب به عملیات کربلای ۲ نزدیک میشود. حسن پیش از رفتن، درباره خمس پنج پسر آقاجان حرف میزند و میگوید خودش سهم خمس فرزندان پدر خواهد شد. او در وصیتنامهاش اختیار کامل زندگی را به همسر میسپارد و حتی درباره ازدواج دوباره او سخن میگوید. روزی که کاروان رزمندگان به لنگرود برمیگردد، همه میآیند جز حسن؛ بیخبری، رسیدن کولهپشتی، تلگرام، اشکهای پنهان همرزمها و درنهایت خبر قطعی شهادت. مهین از دیدار با پیکر حسن در سردخانه، لمس صورت خونآلود او، نخواستنِ شستن خون روی دستهایش، و شکستن بغضش میگوید. پس از تشییع در گلسفید، روایت به خوابها و رؤیاهای پس از شهادت، حضور معنوی حسن در شبهای جمعه، سختیهای بزرگکردن کمیل و زینب، نقلمکان از گلسفید به لنگرود، و آشنایی با آقای شفیعی از طریق عمو غلام میرسد؛ جایی که مهین از ادامهی زندگی، پرنشدن جای حسن و درعینحال تنها نماندن خود و فرزندانش سخن میگوید.
چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۵ (شهید حسن رضوان خواه) را بشنویم؟
شنیدن کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۵؛ شهید حسن رضوان خواه فرصتی است برای نزدیکشدن به تجربهای که معمولاً در روایتهای رسمی جنگ کمتر دیده میشود؛ تجربهی یک زندگی مشترک کوتاه، با همهی جزئیات ساده و روزمرهاش، در دل سالهای پرآشوب انقلاب و جنگ. این کتاب بهجای تمرکز صرف بر عملیاتها و صحنههای نبرد، به آشپزخانهی خانهی کوچک لنگرود، حیاط گلسفید، رودخانهی شلمان، و اتاق حصیردار پدربزرگ سر میزند و نشان میدهد جنگ چگونه در ریزترین لحظههای زندگی یک زن و مرد جوان حضور دارد. شنونده در این کتاب با چهرهای چندبعدی از حسن رضوانخواه روبهرو میشود؛ جوانی که هم فرمانده اطلاعات عملیات است و هم شوهر شوخطبعی که برای طراحی کارت عروسیاش وقت میگذارد، برای دوستانش همسر پیدا میکند، در سفر مشهد نگران رأیدادن است، و در خانه برای مهمانان سرزده غذاهای ساده آماده میکند. این ترکیب جدیت و صمیمیت، تصویر کلیشهای از «شهید» را به انسانی نزدیک و قابل لمس تبدیل کرده است. از سوی دیگر، روایت مهین پورسرپرست به شنونده امکان میدهد از زاویهی نگاه همسر شهید به جنگ و شهادت نگاه کند؛ از ترسها و دلنگرانیها، تا لحظههای امید، تا مواجهه با خبر شهادت و سالهای بعدی زندگی. این زاویهی دید، پرسشهای مهمی درباره صبر، مسئولیت، تربیت فرزندان در غیاب پدر، و معنای ادامهدادن زندگی پس از فقدان پیش میکشد بیآنکه پاسخهای آماده تحویل بدهد. برای کسانی که به دنبال شناخت ملموستری از فضای اجتماعی و فرهنگی گیلان در سالهای انقلاب و جنگ هستند، این کتاب مجموعهای از تصاویر زنده ارائه میدهد: از راهپیماییهای شلمان تا لنگرود، درگیری با شاهدوستها و منافقین، جلسات قرآن، رسمهای عروسی و عزا، و حتی باورهای عامیانه درباره جن. شنیدن این کتاب صوتی، علاوهبر آشنایی با زندگی یک شهید، نوعی سفر صوتی به یک زمان و مکان مشخص است که از خلال خاطرات یک زن روایت شده است. گویندگی فاطمه عرب نیز بهدلیل همراهی با لحن و احساسات راوی، شنونده را در فرازونشیبهای عاطفی داستان همراه میکند؛ از خندههای مراسم عروسی و سفرهای خانوادگی تا سکوت سردخانه و اشکهای پس از شهادت. این ترکیب متن و صدا، تجربهای نزدیک به شنیدن یک گفتوگوی طولانی و صمیمی فراهم کرده است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۵؛ شهید حسن رضوان خواه به کسانی پیشنهاد میشود که به خاطرات جنگ و زندگی شهدا علاقهمندند اما در پی روایتی خانوادگی و جزئینگر هستند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی شناخت تجربهی همسران شهدا، تربیت فرزندان در سالهای جنگ، و فضای اجتماعی گیلان در آن دوران را دارند. دانشجویان و پژوهشگران حوزههای تاریخ شفاهی، مطالعات زنان، و مطالعات جنگ نیز میتوانند از این کتاب برای درک بهتر زندگی روزمره در سالهای انقلاب و دفاع بهره ببرند.
زمان
۱ ساعت و ۴۹ دقیقه
حجم
۱۷۵٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۴۹ دقیقه
حجم
۱۷۵٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد