
دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۲۸ (شهید محمدحسین مردی ممقانی)
معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۲۸ (شهید محمدحسین مردی ممقانی)
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۲۸؛ شهید محمدحسین مردی ممقانی نوشتهی سهیلا ازگلی روایتی صمیمی و جزئینگر از زندگی یکی از فرماندهان گمنام بهداری لشکر ۲۷ محمد رسولالله صلواتاللهعلیه است که نشر روایت فتح آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی بر پایهی گفتوگو و خاطرات مهری باقری همسر شهید شکل گرفته و شنونده را از کوچهپسکوچههای تهران دههی آغازین انقلاب تا روستاهای ممغان، شهرهای مرزی غرب کشور و جبهههای جنوب همراه خود میبرد. کتاب با گویندگی فاطمه عرب منتشر شده و لحن روایت بهگونهای است که شنونده خود را در متن زندگی این خانواده میبیند؛ خانوادهای که میان سادگی روزمره، مسئولیتهای سنگین جنگ و آرزوهای معمول یک زندگی مشترک در رفتوآمد است. در این کتاب صوتی، از کودکی و خانوادهی مهری باقری در محلهای مذهبی در تهران و علاقهاش به نماز جماعت و فعالیتهای انقلابی تا ورود او به دورههای امدادگری، اعزام به سنندج و مریوان، آشنایی و ازدواج با محمدحسین مردی ممقانی و سپس سالهای پر فرازونشیب زندگی مشترکشان روایت شده است. شنونده با چهرهای چندبعدی از شهید روبهرو میشود؛ پزشکیار و فرمانده بهداری، فرزند روستازادهای نجیب، همسری دقیق و پدری مهربان که میان مسئولیتهای خط مقدم و دغدغهی خانواده در رفتوآمد است. نیمه پنهان ماه ۲۸؛ شهید محمدحسین مردی ممقانی در قالب خاطرات پیوسته، تصویری زنده از فضای اجتماعی، عاطفی و اعتقادی آن سالها پیش چشم شنونده میگذارد.
درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲۸ (شهید محمدحسین مردی ممقانی)
کتاب نیمه پنهان ماه ۲۸؛ شهید محمدحسین مردی ممقانی بخشی از مجموعهای است که به زندگی همسران و خانوادههای شهدا میپردازد و در این جلد، سهیلا ازگلی با تکیهبر روایت مهری باقری، زندگی شهیدی را دنبال کرده است که از روستای ممغان تا تهران و از آنجا تا جبهههای غرب و جنوب مسیر طولانی رشد و مسئولیت را طی کرده است. در مقدمهی ناشر، فصل انقلاب اسلامی در «کتاب قطور تاریخ» بهعنوان فصلی سرخ و بیخزان توصیف شده که با خون و اشک نوشته شده است و همین نگاه، فضای کلی اثر را شکل میدهد؛ فضایی که در آن، جنگ فقط میدان درگیری نیست، بلکه صحنهی تجدید عهد انسان با ایمان و مسئولیت است. در مقدمهی نویسنده نیز محمدحسین بهعنوان «مرهم»ی بر زخمهای همسنگران، پدر و مادر و همسر و فرزندانش معرفی شده است؛ تصویری که در ادامهی کتاب با جزئیات رفتاری و انتخابهای او تکمیل میشود. کتاب نیمه پنهان ماه ۲۸؛ شهید محمدحسین مردی ممقانی در چند فصل پیوسته، از کودکی و نوجوانی راوی در تهران و خانوادهی مذهبیاش آغاز شده و بهتدریج به فضای انقلاب، شکلگیری بسیج، دورههای امدادگری هلالاحمر، اعزام به سنندج و مریوان و مواجههی او با جنگ داخلی در کردستان میرسد. سپس آشنایی مهری باقری با محمدحسین ممقانی، خواستگاری، جلسات گفتوگو دربارهی هدف ازدواج، شرایط جنگی، سادهزیستی و نگاه اعتقادی هر دو، و بعد مراسم عقد و آغاز زندگی مشترک در مریوان روایت شده است. در ادامه، شنونده با فصلهای مختلفی روبهرو میشود که هرکدام بخشی از این زندگی را نشان میدهد: از کار مهری در درمانگاه شهید قاضی و بیمارستانهای سنندج و مریوان، تا مسئولیتهای محمدحسین در بهداری لشکر ۲۷، اعزام به جنوب، تشکیل بهداری تیپ در دوکوهه، حضور در عملیاتهایی مثل فتحالمبین، خرمشهر، والفجر ۱ و ۴، مسلم بن عقیل و کربلای ۱. در لابهلای این روایتها، تولد هانیه و زهرا، جابهجاییهای مکرر بین مریوان، اسلامآباد غرب، اندیمشک و شهرک شهید کلانتری، دوستی با خانوادهی شهدا و فرماندهان، و درنهایت، روزهای منتهی به شهادت محمدحسین و واکنش خانواده و دوستان او، ساختار کلی کتاب را شکل داده است. عناوین فصلها در متن بهصورت صریح شمارهگذاری شدهاند؛ مانند «فصل اول» که با «در تهران به دنیا آمدم» شروع میشود و «فصل دوم» که با خبر آزادی خرمشهر و حضور محمدحسین در آن عملیات گره میخورد و «فصل سوم» که به سالهای پایانی زندگی شهید و تولد فرزند دوم اختصاص دارد.
خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲۸ (شهید محمدحسین مردی ممقانی)
در این کتاب صوتی، محور اصلی روایت، زندگی مشترک مهری باقری و محمدحسین مردی ممقانی است؛ زندگیای که در بستر انقلاب و جنگ شکل میگیرد و رشد میکند. مهری از کودکیاش در محلهای مذهبی حوالی میدان توپخانه و خیابان سپه تهران شروع میکند؛ از علاقهاش به نماز جماعت، توصیههای مادر دربارهی احترام به بزرگترها، و فضای خانهای ۱۰ نفره با پدری گچبر که بخشی از کاخ سبز سعدآباد را گچبری کرده و حقالزحمهاش را نگرفته است. این مقدمه، زمینهی شخصیتی راوی را میسازد: دختری مذهبی، جدی و درعینحال پرانرژی که خیلی زود پایش به فعالیتهای انقلابی و بعد جبهه باز میشود. با شروع جنگ و اعلام نیاز جبههها به امدادگر زن در نماز جمعه، مهری و دخترخواهرش فیروزه داوطلب میشوند. دورههای ۴۰ روزهی کمکهای اولیه، آموزش در بیمارستانهای تهران، و سپس اعزام به سنندج، بوکان و مریوان، او را وارد دنیای جدیدی میکند؛ دنیای درمانگاههای ساده در محلههای محروم، ترس از کومله و دموکرات، شبهایی با صدای تیراندازی و روزهایی پر از پانسمان، تزریقات و مراقبت از مجروحان. در همین فضاست که مسیر زندگیاش بهسمت ازدواج تغییر میکند. دوستش مرضیه، او را با محمدحسین ممقانی آشنا میکند؛ پزشکیار و مسئول بیمارستان مریوان، اهل روستای ممغان، متولد ۱۳۳۸، با لهجهی ترکی غلیظ، سابقهی حضور در پاوه و بهداری ارتش، و حقوقی اندک که بخشی از آن را به خانوادهاش میدهد. گفتوگوی اول مهری و محمدحسین حول محور هدف ازدواج، نگاه سیاسی و اعتقادی، ولایتفقیه، سادهزیستی و شرایط جنگی میچرخد. محمدحسین صریح میگوید تا جنگ هست، زندگیاش سیار است و درگیر عملیاتها خواهد بود. مهری با وجود تردید نسبت به لهجهی ترکی و سختیهای زندگی با یک پاسدار، درنهایت پاسخ مثبت میدهد. مراسم عقد در ۲۷ دی ۱۳۶۰، همزمان با میلاد پیامبر و امام صادق علیهالسلام، در خانهی خواهر مهری و با مهریهای بسیار ساده برگزار میشود. بلافاصله بعد از عقد، محمدحسین همسرش را به بهشت زهرا میبرد تا بر سر مزار شهدا پیمان ببندند و مهریهی حقیقی را «خون شهدا» بداند. زندگی مشترک در مریوان با یک اتاق سازمانی ساده، چند پتو، یک کمد فلزی و پردهای گلدار شروع میشود. مهری صبحها در بیمارستان و عصرها در مدارس خبات و رسالت عربی تدریس میکند و شبها با صدای خمپاره و خبر مجروحان و شهدا میخوابد. محمدحسین بهتدریج مسئولیتهای بیشتری میگیرد؛ از ریاست بیمارستان مریوان تا تشکیل بهداری تیپ ۲۷ در دوکوهه و حضور در عملیاتهای بزرگ. او در کار جدی و سختگیر است، اما در خانه مهربان و صبور؛ از سوختن آبگوشت همسرش چیزی نمیگوید، خودش آشپزی بلد است، و در کوچکترین فرصتها برای خانواده میوه، سبزی و آبهویج میخرد. کتاب، همزمان با روایت عملیاتها، به جزئیات عاطفی زندگی این زوج میپردازد: سفر پرحادثهی شبانه با رضا چراغی و «سید» از جنوب به تهران و واژگونی ماشین، شوخیها و خستگیها، آشنایی با خانوادهی چراغی و بعدتر خبر شهادت او درست دو هفته بعد از عقد، و تأثیر این خبر بر محمدحسین. در ادامه، شنونده با تولد هانیه در آبان ۱۳۶۲، نگرانیهای مهری از مجروحشدن همسرش، پنهانکاری محمدحسین برای کمکردن اضطراب خانواده، و سپس مجروحیت خودش و بستریشدن در بیمارستان نجمیه آشنا میشود. بخش دیگری از کتاب به جابهجاییهای مکرر خانواده اختصاص دارد: از مریوان به اسلامآباد غرب، باختران، اندیمشک و شهرک شهید کلانتری. در هر شهر، خانهای ساده، سرمای شدید یا گرمای طاقتفرسا، کمبود نفت، موش و مار و رتیل، و درعینحال باغچهای کوچک که محمدحسین در آن سبزی و صیفی میکارد و محصولش را با همسایهها تقسیم میکند. مهری در این میان، هم باید نقش مادر دو کودک خردسال را ایفا کند و هم با تنهایی، بیماری، دوری از خانواده و بیخبری از همسرش کنار بیاید. در فصل سوم، با تولد زهرا و نزدیکشدن به سالهای پایانی جنگ، حالوهوای محمدحسین تغییر میکند. او از «دلم عاشورا میخواهد» حرف میزند، از بریدن از وابستگیهای دنیا، و از اینکه فقط منتظر یک گلوله یا ترکش است. وصیتنامهاش را در پاکتی بسته به همسرش میسپارد و میگوید بعد از شهادت بازش کند. مهری با تمام وجود در برابر این نشانهها مقاومت میکند و سعی میکند آنها را نادیده بگیرد، اما حس درونیاش چیز دیگری میگوید. سرانجام، در عملیات کربلای ۱ در مهران، محمدحسین که سالها «معبر آمبولانسها» و تکیهگاه مجروحان بوده، خود به شهادت میرسد. صحنهی پایانی کتاب، لحظهای است که برادر و شوهرخواهر مهری به اندیمشک میآیند، او از نگاهشان همهچیز را میفهمد، با وجود لرزش دستها برایشان املت درست میکند و بعد، خبر را میشنود؛ نقطهای که نیمهی پنهان این ماه، برای شنونده روشن میشود.
چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۲۸ (شهید محمدحسین مردی ممقانی) را بشنویم؟
این کتاب صوتی برای شنونده فرصتی فراهم کرده است تا جنگ را نه از زاویهی نقشهها و آمار، بلکه از دل یک زندگی مشترک ببیند؛ زندگی زنی که میان کلاس درس، بخش اورژانس، صف نفت، گریهی بچهها و صدای آژیر آمبولانسها، معنای «صبر» و «مسئولیت» را تجربه کرده است. در نیمه پنهان ماه ۲۸؛ شهید محمدحسین مردی ممقانی، چهرهی شهید فقط در قاب جبهه و عملیات نمیماند؛ او بهعنوان فرزند، همسر، پدر، همسایه و فرمانده بهداری دیده میشود. شنونده با جزئیات رفتاری او آشنا میشود؛ از حساسیتش به بیتالمال و سادهزیستی، تا دقتش در انتخاب نیروهای متعهد، از شوخیهایش با دوستان تا اشکهای پنهانش برای شهدا. این کتاب صوتی همچنین تصویری زنده از نقش زنان در پشت و متن جبهه ارائه کرده است؛ زنانی که امدادگر، معلم، مادر و همسر رزمندهاند و در عینحال با ترسها، دلتنگیها و تردیدهای خود دستوپنجه نرم میکنند. روایت مهری باقری نشان میدهد که چگونه تصمیمهای بزرگ (مثل رفتن به جبهه، ازدواج با یک پاسدار، یا قبولکردن زندگی در شهرهای مرزی) در دل موقعیتهای بهظاهر ساده گرفته میشود؛ در نماز جمعه، در یک جلسهی سخنرانی، یا در گفتوگویی کوتاه در خانهی یک دوست. شنیدن این کتاب، برای کسانی که میخواهند فضای عاطفی و انسانی سالهای جنگ را لمس کنند، امکان همذاتپنداری عمیقی فراهم کرده است؛ بدون آنکه روایت به شعار یا اغراق تبدیل شود. از سوی دیگر، ساختار خاطرهمحور اثر باعث شده است که شنونده با ریتمی نزدیک به زندگی واقعی پیش برود؛ با شادیهای کوچک مثل خرید یک پردهی گلدار، پختن اولین آبگوشت، یا قدمزدن زیر باران در خیابانهای خلوت مریوان، و با لحظههای سنگین مثل خبر شهادت دوستان، مجروحیت همسر، یا تنهایی در شهر غریب. این ترکیب، نیمهی کمتر دیدهشدهی جنگ را نشان میدهد؛ نیمهای که در آن، تصمیمهای روزمره و احساسات شخصی بهاندازهی عملیاتها اهمیت پیدا میکند. برای کسانی که به دنبال شناخت ملموستری از فرهنگ ایثار، خانوادههای شهدا و فضای اجتماعی آن سالها هستند، این کتاب صوتی منبعی سرشار از جزئیات انسانی است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به زندگی شهدا و خانوادههایشان علاقه دارند و میخواهند جنگ را از زاویهی تجربهی شخصی یک همسر شهید بشنوند. همچنین به شنوندگانی که در رشتهها و حوزههای مرتبط با تاریخ معاصر ایران، مطالعات جنگ، مطالعات زنان و خانواده یا ادبیات خاطره کار میکنند، و به کسانی که به دنبال روایتهای عاطفی، جزئینگر و صادقانه از زندگی در سالهای جنگ هستند، پیشنهاد میشود. برای امدادگران، پرستاران و دانشجویان رشتههای پزشکی و پیراپزشکی که میخواهند بدانند بهداری و امداد در خط مقدم چه معنایی داشته است نیز شنیدن این کتاب میتواند الهامبخش و روشنگر باشد.
زمان
۲ ساعت و ۲۸ دقیقه
حجم
۳۴۰٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۲۸ دقیقه
حجم
۳۴۰٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد