دانلود رایگان کتاب صوتی به دنبال فلک
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی به دنبال فلک

دانلود و خرید کتاب صوتی به دنبال فلک

معرفی کتاب صوتی به دنبال فلک

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان به دنبال فلک نوشته صمد بهرنگی با گویندگی مهدی رضایی، مائده مرتضوی و علی شمسی شنونده را به دل یکی از قصه‌های نمادین و پرمعنای ادبیات معاصر فارسی می‌برد. نشر خانه داستان چوک آن را منتشر کرده است و آکادمی داستان‌نویسی کانون فرهنگی چوک در تولید این برنامه نقش داشته است. این کتاب صوتی در قالب یک نمایش رادیویی تولید شده که در آن گفت‌وگوها، افکت‌های صوتی، موسیقی و فضاسازی استودیویی کنار هم قرار گرفته‌اند تا قصه قدیمی و چندلایه صمد بهرنگی درباره سرنوشت، نادانی، حرص و انتخاب‌های انسانی به‌شکل شنیداری زنده شود. در ابتدای برنامه، زندگی کوتاه و پر فرازونشیب بهرنگی از کودکی در محله چرنداب تبریز تا سال‌های آموزگاری در روستاهای آذربایجان و غرق‌شدنش در رود ارس مرور شده است تا شنونده بداند قصه‌گویی که این داستان را نوشته از دل چه تجربه‌ها و چه زیست اجتماعی آمده است. نمایش رادیویی داستان به دنبال فلک با تکیه‌بر دیالوگ‌های پرکشش، نقش‌خوانی چند گوینده و استفاده از افکت‌های صوتی، فضای روستا، دریا، قصر پادشاه و گفت‌وگو با فلک را به‌گونه‌ای بازسازی کرده است که شنیدن آن کتاب برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال جذاب باشد. این کتاب صوتی هم قصه‌ای سرگرم‌کننده درباره مردی بدبخت و فلک‌زده است که به‌دنبال تغییر سرنوشت خود راه می‌افتد و هم روایتی کنایه‌آمیز از حماقت، فرصت‌سوزی و ناآگاهی انسان در برابر امکان‌های پیش‌رو.

درباره کتاب نمایش رادیویی داستان به دنبال فلک

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان به دنبال فلک با بازآفرینی یکی از قصه‌های صمد بهرنگی در قالب نمایش رادیویی، ترکیبی از روایت، بازیگری صوتی و افکت‌های شنیداری ارائه کرده است. در آغاز برنامه، متن کوتاهی درباره زندگی بهرنگی خوانده شده که از تولد او در خانواده‌ای تهی‌دست در محله چرنداب تبریز، تحصیل در دانشسرای مقدماتی و سال‌های آموزگاری در روستاهای آذربایجان شرقی می‌گوید. در همین مقدمه به شیوه آموزشی او، تشویق کودکان به کتاب‌خوانی، راه‌رفتن‌های طولانی‌اش در روستاها برای سرزدن به کتابخانه‌های کوچک و نیز مرگ ناگهانی‌اش در رود ارس اشاره شده است. این مقدمه شنونده را آماده می‌کند تا قصه را نه‌فقط به‌عنوان یک حکایت ساده، بلکه به‌عنوان بخشی از نگاه انتقادی نویسنده به جامعه و سرنوشت انسان‌ها بشنود. کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان به دنبال فلک در ادامه وارد قصه اصلی می‌شود؛ قصه مردی بدبخت و فلک‌زده که از درماندگی تصمیم می‌گیرد خودش راه بیفتد و فلک را پیدا کند تا از او بپرسد سرنوشتش چیست و برای زندگی‌اش چه چاره‌ای می‌تواند پیدا کند. ساختار کتاب صوتی شبیه یک برنامه رادیویی شماره‌گذاری‌شده است؛ در ابتدای آن شماره برنامه، زمان ضبط، نام استودیو، صدابردار، افکتور، کارگردان و تهیه‌کننده خوانده شده و بعد قصه آغاز می‌شود. در طول داستان، شنونده با چند صحنه و موقعیت روبه‌رو است: برخورد مرد با گرگ، دیدار با پادشاهی که در همه جنگ‌ها شکست خورده، گفت‌وگو با ماهی گنده‌ای که دماغش همیشه می‌خارد و درنهایت رسیدن به جایی که فلک در قالب باغبانی با بیل و کرت‌های تشنه و سیراب دیده می‌شود. هرکدام از این صحنه‌ها با دیالوگ‌های جداگانه، تغییر لحن گویندگان و افکت‌های محیطی از هم متمایز شده‌اند تا شنونده بتواند فضاها و شخصیت‌ها را از هم تشخیص دهد. در پایان برنامه نیز نام سایت کانون فرهنگی چوک خوانده شده و شنونده به‌سوی دنبال‌کردن دیگر برنامه‌ها و فعالیت‌های این مجموعه هدایت شده است.

خلاصه داستان نمایش رادیویی داستان به دنبال فلک

در کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان به دنبال فلک قصه با معرفی مردی شروع شده که از بدبختی و فلک‌زدگی به ستوه آمده است. او هر دری را زده و هیچ نتیجه‌ای نگرفته و حالا تصمیم گرفته به‌جای نشستن و شکایت‌کردن، راه بیفتد و خود فلک را پیدا کند تا از او بپرسد سرنوشتش چیست و چه راهی برای رهایی از این وضعیت وجود دارد. همین تصمیم، سفر او را آغاز می‌کند؛ سفری که در طول آن با چند موجود و شخصیت روبه‌رو می‌شود که هرکدام مسئله‌ای دارند و از او می‌خواهند وقتی فلک را دید، جواب سؤالشان را بگیرد. اولین برخورد مرد با گرگی است که جلوی راهش را می‌گیرد و می‌پرسد کجا می‌رود. وقتی می‌فهمد مرد به‌دنبال فلک است، از او می‌خواهد از فلک بپرسد چرا سرش همیشه درد می‌کند و دوا چیست. مرد قول می‌دهد و راهش را ادامه می‌دهد تا به شهری می‌رسد که پادشاهش در جنگ شکست خورده و در حال فرار است. پادشاه هم وقتی می‌شنود مرد به‌دنبال فلک می‌رود، از او می‌خواهد بپرسد چرا در همه جنگ‌ها شکست می‌خورد و حتی یک‌بار هم دشمنش را شکست نداده است. مرد باز قول می‌دهد و به راه می‌افتد تا به کنار دریا می‌رسد؛ جایی که نه کشتی هست و نه راهی برای عبور. در همین لحظه ماهی گنده‌ای سرش را از آب بیرون می‌آورد و وقتی می‌فهمد مرد قصد دارد فلک را پیدا کند، شرط می‌گذارد که او را به آن‌سوی دریا می‌برد به‌شرط این‌که مرد از فلک بپرسد چرا دماغش همیشه می‌خارد. مرد سوار بر پشت ماهی گنده از دریا می‌گذرد و در آن‌سوی آب‌ها به جایی می‌رسد که باغبانی با بیل روی دوش، پاچه‌های شلوار بالا زده و مشغول آب‌دادن باغی پر از کرت‌های بزرگ و کوچک است. بسیاری از کرت‌ها از بی‌آبی ترک برداشته‌اند اما چند کرت پرآب‌اند و باغبان باز هم آب را به همان‌ها می‌دهد. وقتی مرد می‌گوید به‌دنبال فلک است، باغبان خودش را فلک معرفی می‌کند و از او می‌خواهد سؤال‌هایش را بپرسد. مرد اول می‌پرسد این کرت‌ها مال چه کسانی است و فلک توضیح می‌دهد که هر کرت مال یک آدم روی زمین است. بعد فلک کرت کوچک و ترک‌خورده‌ای را نشان می‌دهد و می‌گوید این کرت مال خود مرد است. مرد با خشم بیل را از دوش فلک می‌گیرد و مسیر آب را عوض می‌کند تا کرت خودش سیراب شود. وقتی کرت او پرآب می‌شود، فلک جواب بقیه سؤال‌ها را می‌دهد: در دماغ ماهی گنده تکه‌ای لعل گیر کرده که اگر با مشت به سرش بزنند لعل می‌افتد و حالش خوب می‌شود؛ پادشاه همیشه شکست می‌خورد چون زن است و خودش را به شکل مردها درآورده و اگر می‌خواهد شکست نخورد باید شوهر کند؛ و گرگ اگر مغز سر یک آدم احمق را بخورد سردردش خوب می‌شود. مرد شاد از این‌که کرت خودش را پرآب کرده و جواب همه سؤال‌ها را گرفته، راه برگشت را در پیش می‌گیرد. کنار دریا، ماهی گنده منتظر اوست و جوابش را می‌خواهد. مرد شرط می‌گذارد که اول او را به آن‌سوی دریا برساند و بعد جواب را بگوید. ماهی او را می‌برد اما وقتی نوبت گفتن جواب می‌رسد، مرد که حالا کرت خودش را سیراب کرده و دیگر به لعل احتیاجی ندارد، از گفتن حقیقت طفره می‌رود و ماهی را با مشکلش تنها می‌گذارد. بعد به سراغ پادشاه می‌رود و ماجرا را تعریف می‌کند. پادشاه که می‌ترسد راز زن‌بودنش فاش شود، از مرد می‌خواهد بیاید و بی‌سروصدا به‌جای او بنشیند و پادشاهی کند اما مرد باز هم می‌گوید حالا که کرت خودش پرآب شده، نیازی به پادشاهی ندارد. در پایان، وقتی به گرگ می‌رسد و همه ماجرا را برایش تعریف می‌کند، گرگ می‌فهمد که مرد همان آدم احمقی است که فلک گفته بود و برای درمان سردردش به مغز او نیاز دارد.

چرا باید کتاب نمایش رادیویی داستان به دنبال فلک را بشنویم؟

کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان به دنبال فلک نمونه‌ای شنیداری از قصه‌گویی انتقادی صمد بهرنگی است که در آن مفاهیمی مثل سرنوشت، مسئولیت فردی، نادانی، خودخواهی و فرصت‌سوزی در قالب حکایتی ساده و قابل‌تصور روایت شده است. شنونده در طول داستان با مردی روبه‌رو است که برای تغییر سرنوشت خود راه می‌افتد اما در عمل نشان می‌دهد چقدر درگیر منافع لحظه‌ای و کوتاه‌نگری است؛ همین تضاد، قصه را به متنی مناسب برای فکرکردن درباره رفتار انسان در موقعیت‌های مختلف تبدیل کرده است. این کتاب صوتی به‌دلیل فرم نمایش رادیویی، برای کسانی که به شنیدن دیالوگ، نقش‌خوانی و فضاسازی صوتی علاقه دارند جذاب است. حضور چند گوینده، افکت‌های محیطی و اعلام جزئیات تولید مثل نام استودیو، صدابردار، افکتور و کارگردان، حس یک برنامه رادیویی کامل را ایجاد کرده است. در عین حال، مقدمه‌ای که درباره زندگی صمد بهرنگی خوانده شده، شنونده را با زمینه فکری و اجتماعی نویسنده آشنا می‌کند و کمک می‌کند قصه نه‌تنها به‌عنوان یک حکایت سرگرم‌کننده، بلکه به‌عنوان متنی با لایه‌های انتقادی و اجتماعی شنیده شود. در این کتاب صوتی، شخصیت‌هایی مثل گرگ، پادشاه، ماهی گنده و خود فلک هرکدام نمادی از نوعی مشکل، ضعف یا موقعیت انسانی هستند و گفت‌وگوهایشان با مرد، امکان تفسیرهای مختلف را برای شنونده باز می‌گذارد. همین چندلایگی باعث شده شنیدن آن کتاب برای گروه‌های سنی مختلف معناهای متفاوتی داشته باشد؛ کودکان و نوجوانان می‌توانند قصه را به‌عنوان ماجرایی پرکشش دنبال کنند و بزرگسالان می‌توانند به کنایه‌ها و پیام‌های پنهان آن توجه کنند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان به دنبال فلک به علاقه‌مندان قصه‌های صمد بهرنگی، دوست‌داران نمایش رادیویی و مخاطبانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های نمادین و کنایه‌آمیز درباره سرنوشت و انتخاب‌های انسانی علاقه دارند. همچنین این کتاب صوتی به مربیان، آموزگاران، والدین و فعالان فرهنگی پیشنهاد می‌شود که به‌دنبال متنی شنیداری برای گفت‌وگو با کودکان و نوجوانان درباره خودخواهی، فرصت‌سوزی و مسئولیت‌پذیری هستند؛ و به کسانی که به تاریخچه و فضای فکری نویسندگان معاصر و پیوند زندگی شخصی آن‌ها با قصه‌هایشان توجه نشان می‌دهند.

معرفی نویسنده
عکس صمد  بهرنگی
صمد بهرنگی

هانس کریستین اندرسن ایران، پدر قصه‌های آذربایجان، صمد بهرنگی یکی از نویسندگان سرشناس و محبوب ادبیات کودک و نوجوان در کشور و خالق داستان ماهی سیاه کوچولو است. بهرنگی معلمی بود که اغلب داستان‌های خود را برای کودکان فقیر و روستایی می‌نوشت. این داستان‌ها بیانی ساده و صمیمی دارند و شخصیت‌های آن‌ها اغلب کودک، حیوان و عروسک هستند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۹ دقیقه

حجم

۲۲٫۱ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۹ دقیقه

حجم

۲۲٫۱ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
رایگان