
دانلود و خرید کتاب صوتی حضور آبی مینا
معرفی کتاب صوتی حضور آبی مینا
کتاب صوتی حضور آبی مینا نوشته ناهید طباطبایی مجموعهای از چند داستان بلند و بههمپیوسته است که در فضای زندگی شهری، روابط خانوادگی و دوستیهای طولانیمدت میگذرد و بر لحظههای ظریف دگرگونی درونی آدمها تمرکز دارد. نشر بعد هشتم آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی اعظم حبیبی تولید شده تا شنونده در قالب صدا با جهان شخصیتها همراه شود. در این کتاب صوتی چند روایت مختلف کنار هم قرار گرفتهاند؛ از زن کارمندی که در ادارهای خستهکننده با خدمتکاری سادهدل پیوندی عاطفی و ذهنی برقرار میکند تا پرستار باتجربهای که در میانسالی با ازدواجی تازه وارد خانهای میشود که هنوز خاطرهی همسر اول مرد در آن نفس میکشد و بهتدریج هویت تازهای پیدا میکند. در بخش دیگری از آن کتاب، دوستی پیچیده و طولانی دو دختر از کودکی تا بزرگسالی دنبال شده است؛ دوستیای که میان علاقه، رقابت، حسادت و وابستگی تاب میخورد و مسیر زندگی هریک را شکل میدهد. حضور آبی مینا با تکیهبر جزئیات روزمره، گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا، شنونده را وارد جهان زنانی میکند که در ظاهر زندگی معمولی دارند اما در درون با سؤالهای عمیق درباره عشق، وفاداری، گناه، هویت و نقش خود در زندگی دیگران دستوپنجه نرم میکنند. صدابرداری و میکس مجید قنبری و موسیقی انتخابشده بهوسیله شبنم تاجیک فضای احساسی داستانها را پررنگتر کرده است و به شنونده کمک میکند تا فرازونشیب عاطفی شخصیتها را بهتر لمس کند.
درباره کتاب حضور آبی مینا
کتاب حضور آبی مینا مجموعهای از چند داستان است که ناهید طباطبایی در آن زندگی زنانی را روایت کرده است که در میانهی کار، خانواده، خاطره و رؤیا ایستادهاند و سعی میکنند معنای تازهای برای خود پیدا کنند. در داستان اول، راوی زنی کارمند است که در ادارهای یکنواخت و خستهکننده کار میکند و از پنجرهای رو به پنجرههای دیگر، همکارانی را میبیند که مثل خودش از اداره و رئیس و میز ترکخوردهشان دلزدهاند. ورود یک خدمتکار مهاجر با چشمان ضعیف و ذهنی «پاک پاک» به این فضا، نقطهی شروع تغییری در نگاه اوست. زن ابتدا از وسواس مرد در تمیزکردن همهچیز کلافه میشود اما کمکم با او احساس همدردی میکند، برایش داستان مینویسد و رابطهای عجیب میان واقعیت و قصه شکل میگیرد؛ تا جایی که حادثهی سقوط مرد از پنجره، هم در داستان و هم در زندگی واقعی رخ میدهد و راوی خود را در مرز گناه و تصادف میبیند. این بخش از کتاب حضور آبی مینا بر پیوند میان تخیل و واقعیت، و مسئولیتی که انسان در برابر تصویرهایی که در ذهنش میسازد احساس میکند، مکث کرده است. در داستان بعدی کتاب حضور آبی مینا، راوی زنی به نام طاهره است؛ پرستاری ۴۷ ساله، مجرد و سوپروایزر باسابقهی بیمارستان که بعد از ازدواج با کمال صبوری، وکیل ۵۵ ساله، بهتدریج به «مینا صبوری» تبدیل میشود. او وارد خانهای میشود که همهچیزش با سلیقهی مینا، همسر اول کمال، چیده شده و هنوز ننه، ساسان و خود کمال زیر سایهی خاطرهی او زندگی میکنند. طاهره در این خانه همزمان هم غریبه است هم جانشین؛ از یکسو میخواهد زن خانه باشد و از سوی دیگر نمیخواهد جای کسی را بگیرد. کمکم با نگاهکردن به عکسها، شنیدن روایتهای ننه و دیدن حضور خیالی مینا روی پلهها و کنار پنجره، نوعی همذاتپنداری شکل میگیرد و مرز میان «طاهره» و «مینا» کمرنگ میشود. در ادامه، داستانی طولانیتر دربارهی گلی و راوی دیگری روایت شده است؛ دوستیای که از پنجسالگی با یک سیلی و کشیدن مو شروع میشود و تا بزرگسالی، دانشگاه، مهاجرت، ازدواج و بیماری ادامه پیدا میکند. این بخشها در کنار هم، شبکهای از روابط زنانه، حسادتها، فداکاریها و انتخابها را میسازند که هریک بخشی از تصویر کلی آن کتاب را کامل میکند.
خلاصه داستان حضور آبی مینا
در حضور آبی مینا چند محور اصلی دنبال میشود که هرکدام از زاویهی دید زنی روایت شده است و بهنوعی به هویت، احساس گناه، و رابطهی میان گذشته و حال میپردازد. در داستان نخست، راوی زن کارمندی است که از اداره، همکاران، رئیس و حتی پنجرهی اتاقش بیزار است. زندگی او در تکرار روزمره میگذرد تا اینکه به خدمتکار مهاجری توجه میکند که «طفلک» صدایش میزند؛ مردی قدبلند، درشتاستخوان، با موهای خاکستری و عینکی کلفت که وسواس عجیبی در تمیزکردن دارد. زن ابتدا فقط بیحوصلگی و بوی دستمال چرکمردهی او را حس میکند اما وقتی عینک مرد در برخورد با شیشه میشکند و او تقریباً نابینا روی زمین دنبال تکهها میگردد، دلش میسوزد، شیشهها را با چسب سرهم میکند و همین عمل ساده، پیوندی عاطفی میانشان میسازد. از آن پس مرد هر روز برای او چیزی میآورد؛ گردو، گل یاس، سیب، گلدان حسنیوسف. زن هم در ذهنش مسابقهای برای «محبتکردن و تلافیکردن» میچیند و شروع به نوشتن داستانی دربارهی همین رابطه میکند. قصهای که مینویسد، کمکم با واقعیت زندگی مرد قاطی میشود؛ تا جایی که برای پایان داستان، سقوط مرد از پنجرهی طبقهی هفتم را بهعنوان «محبتی غیرقابلجبران» انتخاب میکند. شب، خواب میبیند که او از پنجره میافتد و صبح، با وحشت قصه را پاره میکند. اما وقتی به اداره میرسد، مرد را میبیند که روی لبهی پنجره نشسته و شیشهها را پاک میکند. هشدار میدهد، فریاد میزند، اما مرد برای نشاندادن شجاعتش دستهایش را از چارچوب رها میکند و سقوط میکند. راوی از آن پس با این فکر زندگی میکند که «به خاطر من بود»؛ چون شیشههای عینکش را چسبانده و او را وارد داستانی کرده که پایانش مرگ است. در داستان بعدی، طاهره شهابی، پرستار ۴۷ ساله و سوپروایزر باسابقه، از زندگیاش میگوید. او سالها میان بیمارستان و خانهی مادر و خواهر بیوهاش در رفتوآمد بوده، نقش «مرد خانه» را بازی کرده و از خودش دور شده است. یک آشنایی ساده با بیماری به نام کمال صبوری در بخش ارتوپدی، به ازدواجی دیرهنگام منجر میشود. طاهره وارد خانهای میشود که همهچیزش زیر نفوذ خاطرهی مینا، همسر اول کمال، است؛ از ظرفهای بلور آبی و سبز تا تاب سفید ایوان و سفرهی گلدوزیشدهای که مینا برای جهیزیهاش دوخته است. ننه، خدمتکار سالخورده، و ساسان، پسر جوان مینا، هنوز با عشق و احترام از او یاد میکنند. طاهره در ابتدا احساس میکند جای کسی را گرفته که «جواهر» بوده و خودش شایستگیاش را ندارد. اما کمکم با ننه صمیمی میشود، از گذشتهی مینا و عشق ناکامش به خسروخان باخبر میشود، و میفهمد که مینا هرچند «زن خوبی» بوده اما کمال را دوست نداشته است. طاهره برای نزدیکشدن به ساسان و کمکردن فاصله با خاطرهی مینا، به جزئیات زندگی او نزدیک میشود: آلبوم عکسها را ورق میزند، سفرهی یاسبنفش را میبیند، به اتاق مینا سرک میکشد و کشوی پر از نخهای گلدوزی و لباسهای مرتب او را کشف میکند. در لحظهای نمادین، لباس آبی مینا را میپوشد، موهایش را کوتاه و شبیه او درست میکند و گردنبند مرواریدش را به گردن میاندازد. وقتی از اتاق بیرون میآید، ننه گریه میکند، ساسان لبخند میزند و کمال با حیرت نگاهش میکند؛ و در پسِ آنها، خود مینا را میبیند که با لبخندی غریب نگاه میکند و از پلهها بالا میرود. از آن پس، طاهره میگوید «دیگر طاهره را ندیدم، طاهره رفته بود و مینا در من زندگی میکرد»؛ گویی برای پذیرفتهشدن، هویت خود را قربانی کرده و به حضور آبی مینا تن داده است. در داستان طولانی «گلی و من»، راوی دیگری از کودکی تا میانسالیاش را در سایهی دوستی با گلی تعریف میکند. دو دختربچهی پنجساله که مادرانشان همکار و دوستاند، به اجبار کنار هم قرار میگیرند؛ یکی، گلی، زیبا، مرتب، محبوب و همیشه خندان؛ دیگری، راوی، لجوج، موکوتاه، زانوسیاه و پر از حسادت و شیفتگی همزمان. سالها در مدرسه، کلاس زبان، مهمانیها و کوچهها کنار هم بزرگ میشوند. راوی همواره خود را با گلی مقایسه میکند؛ در درس، در محبوبیت، در لباس، در نگاه معلمها و پسرها. وقتی در نوجوانی عاشق پسری به نام فرهاد میشود، گلی با گفتن ماجرا به مادرش و قطعکردن رفتوآمد، این رابطه را ناتمام میگذارد. بعدها که گلی به فرانسه میرود و راوی در ایران میماند، فاصلهی جغرافیایی هم نتوانسته این پیوند پیچیده را قطع کند. گلی در بازگشت موقت به ایران، ظاهر و حتی ازدواج راوی را شکل میدهد؛ او را به آرایشگاه میبرد، برایش لباس میدوزد و پسرعمویش سیروس را بهعنوان همسر معرفی میکند. راوی میان سپاس و خشم معلق است؛ از یکسو میداند بدون گلی شاید این ازدواج شکل نمیگرفت و از سوی دیگر احساس میکند باز هم سرنوشتش بهجای خودش، بهوسیلهی گلی نوشته شده است. در اوج این کشمکش، خبر میرسد که گلی در فرانسه به بیماری نادری دچار شده و بهتدریج فلج میشود. راوی که سالها در ذهنش برای گلی بلاهای مختلف تصور کرده، حالا خود را در برابر این واقعیت میبیند و احساس گناه میکند؛ گویی بدخواهیهای پنهانش به واقعیت بدل شده است. گلی حاضر نمیشود به ایران برگردد و مادرش همهچیز را میفروشد و برای مراقبت از او در خارج میماند. راوی در پایان میگوید «باز هم تمام زندگی من توی دستهای گلی است»؛ حتی وقتی گلی دور است و روی صندلی چرخدار نشسته، حضورش در ذهن و تصمیمهای راوی ادامه دارد. در بخش «بزرگراه»، که آغازش در متن آمده، زن دیگری هر روز سر ساعت ۹:۲۵ کنار پنجرهی طبقهی چهارم میایستد و به جریان بیپایان ماشینها در بزرگراه نگاه میکند. این تکرار روزانه، که سه سال و هشت ماه و نه روز ادامه یافته، نشانهی نوعی وسواس، انتظار یا تعلیق در زندگی اوست؛ زنی که انگار زندگیاش را با دقیقهها و ثانیههای نگاهکردن به عبور دیگران میسنجد و در حاشیهی حرکت جهان، ثابت مانده است. هرچند ادامهی این داستان در متن حاضر کامل نشده، اما همان آغاز، حالوهوای زنی را نشان میدهد که در مرز میان درونگرایی و فلجشدن عاطفی ایستاده است.
چرا باید کتاب حضور آبی مینا را بشنویم؟
شنیدن حضور آبی مینا به شنونده امکان میدهد از زاویهی دید چند زن با سنها و موقعیتهای مختلف، به تجربههایی نزدیک شود که معمولاً در حاشیهی روایتهای رسمی زندگی پنهان میمانند؛ تجربهی کارمندی خسته که با یک خدمتکار مهاجر رابطهای انسانی و در عین حال پر از احساس گناه پیدا میکند، پرستاری که در میانسالی میان هویت خود و سایهی همسر اول شوهرش گیر میافتد، و زنی که تمام نوجوانی و جوانیاش را در آینهی دوستی با گلی میبیند. در آن کتاب، موضوعاتی مثل حسادت پنهان، فداکاری، وابستگی، نقش خیال در شکلدادن به واقعیت، و تأثیر گذشته بر انتخابهای امروز، نه در قالب بحث مستقیم بلکه در دل موقعیتهای روزمره و جزئیات زندگی شهری نشان داده شده است. شنونده با شخصیتهایی روبهرو میشود که نه قهرماناند نه ضدقهرمان؛ آدمهای معمولیاند که اشتباه میکنند، میترسند، دل میبندند و گاهی ناخواسته به دیگران آسیب میزنند. همین نزدیکی به تجربهی زیسته، شنیدن کتاب را به فرصتی برای بازنگری در روابط شخصی، احساس مسئولیت در برابر دیگران و پرسش از هویت خود تبدیل میکند. از سوی دیگر، ساختار چندروایتی حضور آبی مینا باعث میشود شنونده در هر بخش با فضایی تازه روبهرو شود اما در عمق، با دغدغههای مشترک مواجه بماند. پیوند میان واقعیت و داستاننویسی در قصهی خدمتکار، همذاتپنداری و تغییر هویت در داستان طاهره/مینا، و رابطهی پیچیدهی دوستی و رقابت در روایت گلی، هرکدام لایهای به درک شنونده از «حضور دیگری» در زندگی فرد اضافه میکند. موسیقی و اجرای صوتی نیز بهگونهای تنظیم شده که این تغییر فضاها و حالوهواها را همراهی کند و شنیدن را به تجربهای پیوسته و درعینحال متنوع تبدیل کند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن حضور آبی مینا به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی دربارهی زندگی روزمره، روابط خانوادگی و دوستیهای طولانی علاقهمندند و دوست دارند از زاویهی دید زنانه به این موضوعات نگاه کنند. به شنوندههایی که در میانسالی یا سالهای پرکار زندگی، احساس خستگی، تکرار یا گمکردن خود را تجربه کردهاند، این کتاب صوتی میتواند امکان همذاتپنداری و تأمل بدهد. همچنین به کسانی که به موضوعاتی مثل حسادت، احساس گناه، وابستگی عاطفی، و تأثیر گذشته بر تصمیمهای امروز فکر میکنند، و به علاقهمندان ادبیات شهری و روابط پیچیدهی میان دوستان و اعضای خانواده، حضور آبی مینا پیشنهاد میشود.
زمان
۱ ساعت و ۵۴ دقیقه
حجم
۷۸٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۵۴ دقیقه
حجم
۷۸٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد