
دانلود و خرید کتاب صوتی چهل سالگی
معرفی کتاب صوتی چهل سالگی
کتاب صوتی چهل سالگی نوشتهی ناهید طباطبایی روایتی است از زنی در آستانهی میانسالی که میان گذشتهی عاشقانه، اکنونِ آرام و آیندهای نامعلوم سرگردان است. نشر بعد هشتم آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی شهرزاد ثابتی در اختیار شنونده قرار گرفته است. صدابرداری و میکس اثر را مجید قنبری انجام داده و انتخاب موسیقی بر عهدهی شبنم تاجیک بوده است؛ موسیقیای که در متن داستان هم حضوری پررنگ دارد و با فضای درونی شخصیتها گره میخورد. در این کتاب صوتی شنونده با جهان آلاله همراه میشود؛ زنی حدود ۴۰ ساله، همسر فرهاد و مادر شقایق، که یک روز صبح از خوابی عجیب بیدار میشود و ناگهان درمییابد فاصلهی میان دختر جوان عاشق و زن میانسال پشت عینک، چقدر کوتاه و در عینحال تکاندهنده است. ورود دوبارهی هرمز شادان، عشق قدیمی و همدانشکدهای سابق، به زندگی او از راه یک برنامهی هنری، گذشته را از زیر خاکستر بیرون میکشد و همهچیز را در خانه، محل کار و ذهن آلاله به هم میریزد. چهل سالگی در قالب یک داستان شهری، به زندگی روزمره، روابط خانوادگی، عشقهای قدیمی، حس پیری، حسرت فرصتهای از دسترفته و بازگشت به رؤیاهای جوانی میپردازد. شنونده در طول کتاب صوتی، نهتنها با ماجرای یک عشق قدیمی روبهرو میشود بلکه با لایههای پنهان زندگی زنی مواجه میشود که میان مسئولیت، عشق، هنر و ترس از گذر زمان دستوپا میزند و سعی میکند بفهمد در این سن، هنوز چه چیزهایی برای دوبارهزیستن باقی مانده است.
درباره کتاب چهل سالگی
کتاب چهل سالگی داستانی است که از همان سطرهای آغازین با تصویری حسی و بهیادماندنی از یک انار خشکیده شروع میشود؛ استعارهای از زنی که احساس میکند در گوشهی انبار زندگیاش جا مانده است. ناهید طباطبایی در آن کتاب، زندگی آلاله را در میانهی دههی چهارم عمرش دنبال کرده است؛ زنی که در تهران زندگی میکند، کارمند یک مرکز هنری است و سالها پیش نوازندگی ویولنسل را کنار گذاشته است. او همسری به نام فرهاد دارد که مردی موفق و مراقب است و دختری به نام شقایق که دانشجو است و با نگاه نسل جوانتر به دنیا نگاه میکند. روزمرگی اداره، گپهای طولانی با همکارش خانم شیرازی، رفتوآمدهای خانوادگی و ترافیک و باران و خیابانهای شهر، پسزمینهای میسازند که در آن، بحران درونی آلاله آرامآرام شکل میگیرد. کتاب چهل سالگی در چندین فصل پیوسته، شنونده را از صبح بیدارشدن آلاله تا روزهای پراضطراب نزدیکشدن هرمز شادان همراهی میکند. در بخشهایی مثل تمرین گروه کُر در تالار، جلسههای کاری دربارهی «برنامهی هرمز شادان»، رفتن آلاله به بازار تجریش، دیدار او با خانهی مرتب و تنهای خانم شیرازی، و صحنههای شام خانوادگی، هر بار گوشهای تازه از شخصیتها روشن میشود. یکی از محورهای مهم کتاب، بازگشت موسیقی به زندگی آلاله است؛ جایی که او بعد از سالها جعبهی ویولنسل را از انبار بیرون میآورد، ساز خاکگرفته را در آغوش میگیرد و دوباره تمرین میکند. در فصلهای پایانی، تمرینهای ارکستر، حضور خانم ثقفی بهعنوان نوازندهی ویولنسل، و آمادهشدن برای ورود هرمز، تنش داستان را بیشتر میکند. طباطبایی در آن کتاب، بدون بریدن رشتهی روایت، میان ذهن آلاله، گفتوگوهای خانوادگی، خاطرات دانشکده، و نگاه کنجکاو شقایق رفتوآمد کرده است و تصویری چندوجهی از چهل سالگی یک زن، در میانهی عشق، عادت، مسئولیت و رؤیا ساخته است.
خلاصه داستان چهل سالگی
آلاله صبحی از خواب بیدار میشود و خود را در رؤیایی عجیب میبیند: انار خشکیدهای در گوشهی انبار که کسی آن را برمیدارد و تکان میدهد تا دانههایش دوباره پرآب شوند. این تصویر، آغاز آگاهی او از چهل سالگی است؛ وقتی در آینه به زنی با موهای کوتاه، لکهای زیر چشم چپ و تبخالی روی لب نگاه میکند و ناگهان میفهمد دیگر آن دختر جوان عاشق نیست. او حالا همسر فرهاد است، مردی که خوب حال او را میشناسد، و مادر شقایق، دختری که میان شوخی و جدی، پیری و جوانی را به چالش میکشد. در محل کار، آلاله کارمند تالاری است که برنامههای هنری برگزار میکند. پوشهی آبی خالخالی روی میزش خبر مهمی در خود دارد: قرار است هرمز شادان، نوازنده و رهبر ارکستر ایرانی مقیم خارج، برای اجرای برنامه بیاید و او باید هماهنگیها را انجام دهد. هرمز همان عشق جوانی آلاله است؛ همدانشکدهای که برایش قطعه ساخته، با او صفحه و دفتر نُت ردوبدل کرده و بخشی از رؤیای نوازندگی و آهنگسازی او بوده است. دیدن نام هرمز، گذشته را با شدتی تکاندهنده به اکنون میآورد و آلاله را میان اشتیاق و ترس معلق میکند. در خانه، فرهاد و شقایق هرکدام بهنوعی این تغییر حال را حس میکنند. فرهاد با شوخی و مهربانی، سعی میکند فضا را سبک کند و درعینحال مراقب است. شقایق با کنجکاوی جوانانه، از لابهلای حرفها میفهمد که هرمز برای مادرش فقط یک «دوست قدیمی» نیست. شامهای خانوادگی، شوخیهای سر میز، و سکوتهای ناگهانی آلاله، همه نشانهی چیزی است که در درون او میجوشد: ترس از پیری، حسرت فرصتهای از دسترفته، و سؤال قدیمی عشق یا عادت. آلاله در رفتوآمدهای روزانهاش در شهر، از نگاهکردن به زوجهای پیر، دختر و پسرهای جوان، زنهای دستفروش و همکارانش، مدام خودش را با دیگران مقایسه میکند. او به این فکر میکند که دوستداشتن با عادت چه فرقی دارد، و آیا زندگی مشترک او و فرهاد بر پایهی کدامیک است. در همین حال، باید کارهای اداری مربوط به هرمز را پیش ببرد، با مدیر برنامهها تماس بگیرد و برنامهریزی تمرینها را انجام دهد. نقطهی عطف داستان زمانی است که آلاله بعد از سالها پا به سالن تمرین میگذارد. از بالکن تاریک، ارکستر را تماشا میکند و چشمش به ویولنسل تنهایی میافتد که کنار صندلی تکیه داده است. وقتی خانم ثقفی، همدانشکدهای قدیمی و بهنظر او کماستعداد، بهعنوان نوازندهی ویولنسل روی صحنه میآید و ساز را کوک میکند، آلاله با تمام وجود حس میکند جای او خالی است. شنیدن نُتهای خارج، حسرتی عمیق را در او بیدار میکند: میتوانست خودش آنجا باشد. این حسرت او را به انبار خانه میکشاند. جعبهی ساز را از میان چمدانها بیرون میآورد، خاک را از روی ویولنسل میگیرد و شروع میکند به نواختن قطعههایی که هنوز در حافظهی انگشتانش ماندهاند. در آینه، خودش را میبیند که با ساز یکی شده است و برای اولینبار بعد از سالها، خودش را در چشمان خودش پیدا میکند. فرهاد و شقایق او را در این حال میبینند؛ تعجب، تحسین و شوخی در واکنش آنها درهم میآمیزد، اما فضای خانه عوض میشود. از اینجا به بعد، تمرین روزانهی ساز، بخشی از زندگی آلاله میشود. او در کنار هماهنگی برنامهی هرمز، بهتدریج اعتمادبهنفس ازدسترفتهاش را بازمییابد. گفتوگوهای صمیمی و گاهی تند او با فرهاد، گپهای طولانی با خانم شیرازی در اداره، و کنجکاوی شقایق، همه نشان میدهد که بحران چهل سالگی فقط بحران یک عشق قدیمی نیست؛ بحران مواجهه با خود است. آلاله باید بفهمد در این سن، چه نسبتی با گذشته، با فرهاد، با هرمز، با سازش و با خودش دارد و چطور میتواند بدون فرار از مسئولیت، بخشی از رؤیای جوانی را دوباره زنده کند.
چرا باید کتاب چهل سالگی را بشنویم؟
چهل سالگی شنونده را به دل تجربهای میبرد که بسیاری از آدمها در میانهی عمر با آن روبهرو میشوند اما کمتر دربارهاش حرف میزنند: لحظهای که ناگهان آینه، فقط چروک و سفیدی مو را نشان نمیدهد، بلکه همهی «نکردهها» و «نرسیدهها» را هم جلوی چشم میآورد. آن کتاب با تمرکز بر زندگی آلاله، نشان میدهد چطور یک زن میان نقشهای همسر، مادر، کارمند و هنرمند، درگیر این سؤال میشود که چهچیزهایی را برای دیگران قربانی کرده و چهچیزهایی را از خودش دریغ کرده است. یکی از جذابیتهای کتاب صوتی، حضور پررنگ موسیقی در متن است؛ از آهنگ قدیمیای که آلاله را به جوانیاش پرتاب میکند تا تمرینهای ارکستر و بازگشت ویولنسل به آغوش او. شنیدن این داستان در قالب صوتی، با گویندگی شهرزاد ثابتی و موسیقی انتخابشده، فضای احساسی روایت را پررنگتر میکند و شنونده را بهتر در حالوهوای تالار، تمرینها و خلوتهای آلاله قرار میدهد. چهل سالگی همچنین تصویری زنده از روابط خانوادگی ارائه میدهد: شوخیها و نگرانیهای فرهاد، کنجکاوی و زیرکی شقایق، و دوستی پرحرف اما مهربان خانم شیرازی. در خلال این روابط، موضوعاتی مثل عشق و عادت، حسادت، اعتماد، ترس از پیری، و فاصلهی نسلها مطرح شده است بیآنکه به شعار تبدیل شود. شنونده در طول کتاب صوتی، هم با اضطراب و تردید آلاله همراه میشود و هم با لحظههای خنده و گرمای خانهی او. برای کسانی که به داستانهای شهری، شخصیتمحور و مبتنی بر جزئیات زندگی روزمره علاقهمند هستند، آن کتاب فرصتی است برای شنیدن روایت یک زن که نه قهرمان خارقالعاده است و نه قربانی مطلق؛ انسانی است معمولی که در آستانهی چهل سالگی میخواهد بفهمد هنوز چهقدر میتواند خودش را تغییر دهد و چهقدر باید با گذشتهاش کنار بیاید.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که در آستانهی چهل سالگی هستند یا از آن گذشتهاند و با حسرتها و سؤالهای این دوره درگیرند. همچنین به علاقهمندان داستانهای ایرانی شهری، شنوندههایی که به موضوعاتی مثل عشق قدیمی، ازدواج، فاصلهی نسلها و بازگشت به رؤیاهای فراموششده علاقه دارند، و کسانی که با موسیقی و ساز زدن نسبت عاطفی دارند، پیشنهاد میشود. به مخاطبانی که دوست دارند از زاویهی دید یک زن، تجربهی میانسالی، کار اداری، زندگی خانوادگی و کشمکش میان مسئولیت و خواستههای شخصی را دنبال کنند، این کتاب صوتی میتواند انتخاب مناسبی باشد.
زمان
۲ ساعت و ۴۸ دقیقه
حجم
۱۱۵٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۴۸ دقیقه
حجم
۱۱۵٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد