
دانلود و خرید کتاب صوتی داستان همراه ۹
معرفی کتاب صوتی داستان همراه ۹
کتاب صوتی داستان همراه نهم مجموعهای از چند داستان کوتاه فارسی است که گروه نویسندگان مجلات همشهری آن را نوشتهاند و گروه گویندگان همشهری آن را اجرا کردهاند. نشر همشهری آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی گروه گویندگان منتشر شده است. در این کتاب صوتی چند روایت متفاوت کنار هم قرار گرفته که هرکدام حالوهوای خاص خود را دارند؛ از خیالپردازیهای رنگارنگ و عاشقانه تا موقعیتهای تلخ و پرتنش شهری و لحظههای پرتعلیق در دل شب. داستانها در این کتاب صوتی از نظر فضا و لحن متنوعاند؛ شنونده گاهی در بیابان و سده ۱۳ سر میکند و همزمان به قرن ۲۱ پرتاب میشود، گاهی در آپارتمانی کوچک و راهپلهای پر از صداهای آشنا و ناآشنا سرگردان است، گاهی در گرمای جبهه و کنار چشمهای مشترک میان دو سوی جنگ میایستد و گاهی کنار دریاچهای تاریک و ویلاهای روشن آنسوی آب، پای گفتوگوی دو مرد ناشناس مینشیند. در بخش دیگری هم در شهری کوچک و خفه، ماجرای معلم ادبیاتی روایت شده که متهم است پسرش را کشته است. این تنوع فضا و شخصیت باعث شده شنیدن داستان همراه نهم شبیه قدمزدن در چند جهان مختلف باشد که با وجود تفاوتهایشان، در یک چیز مشترکند: تمرکز بر لحظههایی که آدمها با ترسها، آرزوها، عشقها و گناههای خود روبهرو میشوند. کتاب صوتی برای شنیدن پیوسته طراحی شده و هر داستان، تجربه شنیداری جداگانهای میسازد که در کنار هم تصویری چندوجهی از زندگی معاصر و خیال ایرانی ارائه میدهد.
درباره کتاب داستان همراه نهم
کتاب داستان همراه نهم مجموعهای از چند داستان کوتاه است که هرکدام با زاویه دید و زبان خاص خود روایت شدهاند و در کنار هم یک پازل چندتکه از زندگی و خیال میسازند. در برخی داستانها راوی اولشخص است و شنونده را مستقیم به درون ذهن شخصیت میبرد، در برخی دیگر روایت بهگونهای است که انگار شاهدی نزدیک، ماجرا را برای مخاطب بازگو میکند. در این کتاب صوتی از همان سطرهای آغازین، با متنهایی روبهرو میشود که میان واقعیت روزمره و لایههای خیال و نماد حرکت میکنند؛ مثل داستان مردی که صبحها در سده ۱۳ خار میکند و عصرها در قرن ۲۱ معلم فلسفه است و عاشق گلی انسانوار به نام لارا میشود، یا زنی که در آپارتمان کوچکش بین کاناپه و تخت، میان وابستگی و استقلال معلق مانده است. کتاب داستان همراه نهم در چند بخش و داستان مستقل شکل گرفته است؛ از جمله روایت بلند و پرجزئیات مرد رنگینکمانی که میان دو قرن رفتوآمد میکند و عشقش به لارا با حضور شاه خوبان و سپاهش گره میخورد، داستانی شهری از زنی که بعد از رفتن همسرش در سکوت راهپله و صدای قدمها زندگی میکند و با روانشناس درباره وابستگی و ترس از تنهایی حرف میزند، داستان آب که در آن چند رزمنده در گرمای جبهه و کنار چشمهای مشترک با مسئله شلیکنکردن و شکستن یک توافق نانوشته روبهرو میشوند، داستان ویلاهای آن سوی دریاچه که شبی سرد و تاریک را با گفتوگوی دو مرد کنار دریاچه و اعترافهای تکاندهنده یکی از آنها دنبال میکند و در سکوت یک شهر که ماجرای معلم ادبیات و اتهام پسرکشیاش را از نگاه شاگردان سابقش روایت کرده است. هر داستان در این کتاب صوتی جهان و منطق درونی خودش را دارد اما همه آنها درگیر پرسشهایی درباره مسئولیت، عشق، خشونت، قضاوت جمعی و تنهایی انساناند.
خلاصه داستان داستان همراه نهم
در داستان همراه نهم چند روایت مستقل کنار هم قرار گرفتهاند که هرکدام بر محور یک موقعیت انسانی پرتنش یا پررؤیا میچرخند. یکی از داستانها با تأملی شاعرانه درباره مهر و آغاز سال تحصیلی شروع میشود و آرزو را بهعنوان نیرویی معرفی کرده است که زندگی را صیقل میدهد؛ آرزوهایی که مثل خراطیکردن چوب، آدم را میتراشند و براق میکنند. این مقدمه به داستان مردی میرسد که صبحها در سده ۱۳ خار میکند و عصرها در سده ۲۱ در کافهای دنج با دوستانش درباره فلسفه و سینما حرف میزند. او در زندگی روزمرهاش میان کار سخت، تنهایی، پیامهای خواهر و برادر و رفتوآمد میان دو زمان، ناگهان در بیابانی برف رنگی میبیند، راه را گم میکند و به سرزمینی سرسبز و رویایی میرسد؛ جایی که درختها همهجور میوه دارند و ماهیهای قرمز مثل خانوادهای کوچک روی برف حرکت میکنند. در کنار برکهای، گلی انسانوار به نام لارا را میبیند که تبارش به شقایقهای کوهی میرسد و فقط او میتواند زیباییاش را ببیند و صدایش را بشنود. عشق میان آن دو شکل میگیرد، سایهها عاشقانه به هم نزدیک میشوند و مرد میان شوق و هراس از این زیبایی، آرزو میکند بتواند روح لارا را از خطر حفظ کند. حضور شاه خوبان و سپاهش، پختن پلوی بیپایان توسط لارا برای مهمانان، مرگ او از فرط خستگی و پیشنهاد شاه خوبان برای بازگرداندن لارا در روزی که برف رنگی میبارد، این داستان را به روایتی نمادین از عشق، فداکاری و امکان بازگشت در زمان تبدیل کرده است. در داستانی دیگر زنی در آپارتمانی کوچک، بعد از قهر و رفتن همسرش، روی کاناپه کنار در میخوابد تا صدای قدمها را از راهپله بشنود. او بهتدریج در تشخیص صدای پاها استاد شده است؛ آقای موسوی، آقای مختاری، زن جوان واحد بالا، خانم شبستری. روانشناس از او درباره تفاوت عشق و وابستگی میپرسد و او نمیتواند پاسخ روشنی بدهد. تمرین میکند از کاناپه فاصله بگیرد، مبلها را جابهجا میکند، صدای تلویزیون را بلند میکند اما دوباره کاناپه را برمیگرداند سر جایش؛ چون راهپله و در ورودی برایش مهمتر از آشپزخانه و زندگی «عادی» شده است. او با ترس از تنهایی دستوپنجه نرم میکند، به توصیه روانشناس برای تمرین استقلال فکر میکند اما در عمل، دلکندن از انتظار برای بازگشت همسرش برایش دشوار است. وقتی بعد از چند شب صدای قدمهای او را میشنود، بین خواستن و نخواستن بازگشتش مردد است، خود را به خواب میزند و از یک کلمه سلام، همه چیز را میفهمد: او برگشته و هر دو میدانند که این بازگشت، هم مایه خوشحالی است و هم تهدیدی برای هر تغییری که ممکن بود رخ دهد. داستان آب در جبهه میگذرد؛ جایی که رزمندهها در گرمای طاقتفرسا و کمآبی، کنار چشمهای مشترک با نیروهای روبهرو زندگی میکنند. چشمه در مرز است و توافق نانوشتهای شکل گرفته که هیچکس به دیگری شلیک نکند تا همه بتوانند از آب استفاده کنند. کوزهها، قمقمهها، تانکرهای سوخته در جاده و خاطره بستن آب در گذشته، همه در پسزمینهاند. ایرج، برادر نوجوان یکی از رزمندهها، بیتجربه و حساس، برخلاف این توافق به سمت کسی که برای آببردن آمده شلیک میکند و او را میکشد. بچهها با خشم سر ایرج میریزند، سیاوش که برادر بزرگتر اوست، هم از کار ایرج شرمنده است و هم میداند لکه ننگ شکستن امان، روی پیشانی او مانده است. او تصمیم میگیرد «خودش درستش کند» و درنهایت با ملافه سفید و دستهای خالی، بهسمت چشمه و خاک دشمن میرود تا تاوان این شکستن را بدهد؛ تصمیمی که سرنوشت او را بهگونهای جبرانناپذیر رقم میزند و بعد از آن، هر جرعه آب برای رزمندهها یادآور غیبت اوست. در ویلاهای آن سوی دریاچه، راوی شبی سرد کنار دریاچهای آرام مشغول ماهیگیری است. چراغهای ویلاهای آنسوی آب سوسو میزنند و صدای موسیقی و خنده از دور میآید. او با حوصله قلاب میاندازد، کپور میگیرد، لوبیا و قارچ روی گاز پیکنیکی گرم میکند و در سکوت به آب نگاه میکند. موتورسیکلتی میرسد و مردی قدبلند با صورت پر از جوش و چشمانی براق از آن پیاده میشود. مرد کنار آب گونیای را در آب میاندازد، بعد به راوی نزدیک میشود، نخ میخواهد، با او چای و غذا میخورد و کمکم شروع میکند به حرفزدن؛ از ویلاهای آنسوی دریاچه، از آدمهای «خرپول» آنطرف، از پنجشنبهشبهایی که آنها دور شومینه مینشینند و آهنگ تند میگذارند. او با هیجان ماهیگیری را تجربه میکند، از زندگی زناشوییاش میگوید، از جدایی، از اینکه هنوز عاشق همسر سابقش است و گاهی «قات» میزند. در اوج گفتوگو، اعتراف میکند که در گونی، سر همسرش را انداخته و آن را در دریاچه رها کرده است؛ تصویری که راوی را میخکوب میکند و ذهنش را پر از صحنههای هولناک میسازد. مرد بعد از دیدن ترس راوی، میخندد و میگوید شوخی کرده و در گونی فقط نامهها و عکسهای همسرش بوده که آنها را هم در آب رها کرده تا از خاطراتش خلاص شود. اما لحن و رفتار او، مرز میان شوخی و واقعیت را مبهم میکند. در پایان، مرد تصمیم میگیرد لباسهایش را درآورد و در سرمای شب تا آنسوی دریاچه شنا کند و پشت دیوار یکی از ویلاها بنشیند؛ راوی وسایلش را جمع میکند، صدای آب را میشنود، مرد را دیگر نمیبیند و در سکوت، دریاچه را ترک میکند. در سکوت یک شهر، گروهی از جوانان که زمانی شاگردان معلم ادبیاتشان بودهاند، سالها بعد در شهر خودشان به ماجرای تکاندهندهای فکر میکنند: آقای فرداد، معلم محبوب و کاریزماتیکشان، متهم شده پسر ۱۸ سالهاش را کشته است. شهر کوچک و کمرمق، ناگهان با این خبر پر میشود؛ مردم در مسجد، دکان، ساحل و کوچهها مدام درباره او و پسرش حرف میزنند، قضاوت میکنند، شایعه میسازند و شهر را «انگشتنما» میدانند. راوی و دوستانش تصویرهای متناقضی از آقا در ذهن دارند: معلمی که شعر میخواند، با صدای بلند آی آدمها را اجرا میکرد، نگاهش حفره داشت و کلاس را به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل کرده بود، و مردی که حالا زیر بار اتهام پسرکشی خم شده است. آنها به دیدار قدیمی از خانه آقا فکر میکنند؛ خانهای اشرافی، ساکت، با مبلهای پوشیده و میز ناهارخوری بدون رفتوآمد، و آقایی که با خندههای نامتناسب و تکرار جمله «چقدر خندیدیم» نشانههایی از فرسودگی و تنهایی را بروز میداد. در شهر، روایتهای مختلفی درباره قتل، نقش همسر و دختران آقا، دخالت شاگردان سرشناس در تبرئه او و «آبروی رفته» شهر ساخته میشود. درنهایت آقا تبرئه و از شهر میرود، دخترها زودتر ناپدید شدهاند و فقط خانهای میماند با حبابهای شکسته و دروازه زنگزده؛ اما برای راویان، پرسش اصلی همچنان باقی است: زیر آن سر بزرگ و آن نگاه خیره، چه گذشته بود و چطور شهری کوچک، معلمی را که زبان و ذوقشان را ساخته بود، به نماد ننگ و آبروباختگی تبدیل کرد.
چرا باید کتاب داستان همراه نهم را بشنویم؟
شنیدن داستان همراه نهم فرصتی است برای ورود به چند جهان متفاوت که هرکدام از زاویهای تازه به تجربههای آشنا نگاه کردهاند؛ عشق، تنهایی، جنگ، قضاوت جمعی، حسرت و آرزو. این کتاب صوتی با کنار همگذاشتن داستانهایی از بیابان و برف رنگی تا آپارتمانهای تنگ شهری، از خط مقدم جبهه تا کنار دریاچهای تاریک و شهری کوچک و خفه، نشان داده است که چطور موقعیتهای ظاهراً دور از هم، در عمق خود به دغدغههای مشترک انسانی میرسند. در این کتاب صوتی شنونده با شخصیتهایی روبهرو میشود که در مرزهای حساس زندگی ایستادهاند: مردی که میان دو قرن رفتوآمد میکند و عاشق گلی انسانوار میشود، زنی که بین کاناپه و تخت، میان وابستگی و استقلال گیر کرده است، رزمندهای که برای جبران شکستن یک امان نانوشته، از جانش مایه میگذارد، مردی که در تاریکی کنار دریاچه، میان شوخی و اعتراف، از عشق و خشونت حرف میزند و شاگردانی که سالها بعد، هنوز زیر سایه معلمی متهم به پسرکشی زندگی میکنند. این تنوع شخصیت و موقعیت، شنونده را با طیفی از احساسات روبهرو میکند؛ از شوق و رؤیا تا اضطراب، از همدلی تا هراس. کتاب صوتی همچنین بهخاطر تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره و صداها، برای شنیدن بسیار مناسب است؛ صدای قدمها در راهپله، قلقل لوبیا روی گاز پیکنیکی، شرشر آب چشمه، جیکجیک گنجشکها روی هیزمها، صدای دور موسیقی ویلاها و همهمه مردم شهری کوچک، همه در متن حضور پررنگ دارند و در نسخه صوتی میتوانند بهخوبی در ذهن شنونده جان بگیرند. برای کسانی که به داستانهای کوتاه چندصدا و چندفضا علاقهمندند، این کتاب صوتی امکان تجربه چند نوع روایت و لحن را در یک مجموعه واحد فراهم کرده است. از سوی دیگر، داستان همراه نهم بهطور غیرمستقیم شنونده را به فکرکردن درباره مفاهیمی مثل مسئولیت فردی، مرز شوخی و خشونت، نقش جمع در ساختن یا ویرانکردن آبرو، و تفاوت عشق و وابستگی دعوت کرده است؛ بدون آنکه به شعار یا نتیجهگیری مستقیم برسد. هر داستان پایان باز و فضای تأملی خود را دارد و بعد از تمامشدن هر بخش، چیزی برای فکرکردن بهجا میماند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن داستان همراه نهم به کسانی پیشنهاد میشود که به داستان کوتاه فارسی و روایتهای چندلایه علاقهمندند و دوست دارند در یک کتاب صوتی، هم با فضاهای خیالانگیز و نمادین روبهرو شوند و هم با موقعیتهای شهری و معاصر. این کتاب صوتی به شنوندگانی پیشنهاد میشود که دغدغههایی مثل تنهایی، وابستگی عاطفی، تجربه جنگ، قضاوت اجتماعی، و مرز میان عشق و خشونت برایشان مهم است و مایلاند این موضوعها را در قالب داستان دنبال کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که از شنیدن متنهایی پرجزئیات و تصویری لذت میبرند و حوصله همراهی با روایتهای نسبتاً بلند و پرگفتوگو را دارند؛ بهویژه شنوندگانی که دوست دارند بعد از هر داستان، زمانی را به فکرکردن درباره سرنوشت شخصیتها و پرسشهای اخلاقی و عاطفی پنهان در متن اختصاص دهند.
زمان
۵ ساعت و ۴۸ دقیقه
حجم
۲۳۹٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۶
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۵ ساعت و ۴۸ دقیقه
حجم
۲۳۹٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۶
قابلیت انتقال
ندارد