
دانلود و خرید کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت دوازدهم)
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد (جلداول: دره طلسم شده ـ قسمت دوازدهم)
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت12 نوشتهی احمدرضا صالحی ادامهی ماجراجویی آریا و همراهانش در سرزمین پررمزوراز میدگارد است؛ جایی که جادو، موجودات شگفتانگیز و خطرهای مرگبار در هم تنیده شدهاند. این قسمت از مجموعه، مانند دیگر بخشهای آن، با تمرکز بر تعلیق، نبرد برای بقا و کشف تواناییهای پنهان شخصیتها پیش میرود و شنونده را در دل درهای طلسمشده و یخزده نگه میدارد. در این کتاب صوتی، گروه گویندگان با حضور نامهایی مانند علیرضا خدایی، محمدرضا صالحی، حسین ناصری، زهرا فاطمه رستمی، کوثر مرتضوی، علیرضا جعفری، تینا بهرام، نارین پری پریزادی، نگار شریفیان، مهرداد رجبزاده، ماندانا کرموندی، پریسا توانا، مائده حسنی، امیررضا نوریزاده، پریسا زارعی، کسرا کامیارانیا، متین خواجهوندی، فاطیما هوشمند و مینا رامینفر، فضای صوتی شلوغ و زندهای از جهان میدگارد میسازند. کارگردانی اثر را محمدرضا صالحی برعهده داشته است و میکس و مستر آن بهوسیلهٔ امیررضا نوریزاده انجام شده است. نشر احمدرضا صالحی آن را منتشر کرده است و کتاب با گویندگی گروه گویندگان منتشر شده تا شنونده با یک تجربهی چندصدایی و نمایشی از داستان روبهرو شود.
درباره کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت12
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت12 ادامهی مستقیم ماجراهایی است که در قسمتهای پیشین برای آریا، سوده و صافَت در درهی یخزده و طلسمشده رخ داده است. احمدرضا صالحی در این قسمت، تمرکز را بر رشد تواناییهای آریا، تشدید خطرهای محیط و ورود موجودات تازهای از جهان ماورایی میگذارد. شنونده در همان دقایق آغازین، دوباره به اعماق جنگل تاریک و درهی یخزده برمیگردد؛ جایی که تمرینهای طاقتفرسای پرش و استفاده از سنگ قدرت، مرز میان توانایی طبیعی و نیروی جادویی را برای آریا کمرنگ میکند. در این بخش، کتاب ماورالطبیعه که پیشتر معرفی شده بود، نقش پررنگتری پیدا میکند و اطلاعاتی دربارهی مهرهی مار، جادوگران خبیث و معجونهای مختلف در اختیار آریا میگذارد؛ اطلاعاتی که مستقیماً در خط داستانی و تصمیمهای او اثر میگذارد. کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت12 در چند بخش پیدرپی، شنونده را از تمرینهای ذهنی و جسمی آریا، به رویارویی با جادوگر خبیث، کشف مهرههای مار، تلاش برای کنترل نیروی ذهن، شکار در برف، کشف قصر سرخ در اعماق جنگل، ساخت معجون نامرئیکننده و درنهایت نبرد مرگبار با مار طلایی عظیمالجثه میبرد. در دل این حوادث، رابطهی عاطفی و شبیه مادر و فرزندی میان آریا و سوده پررنگتر میشود؛ بهویژه وقتی سوده بهشدت زخمی میشود و آریا ناچار است با استفاده از دانستههایش از کتاب ماورالطبیعه و رسم کهن استفاده از پوست گوزن، برای نجات جان او دستبهکار شود. این قسمت از مجموعه، فصلبندی کلاسیک با عناوین مشخص ندارد اما بهصورت طبیعی به چند گره روایی تقسیم میشود: آموزش پرش و استفاده از سنگ قدرت، مواجهه با جادوگر خبیث و مهرهی مار، تمرینهای ذهنی و جابهجایی اشیا، شکار خرگوش و گوزن و ذخیرهی آذوقه، کشف قصر سرخ، ساخت معجون نامرئیکننده، حملهی موجود ناشناس به سوده و در پایان نبرد دو مار غولآسا و بههوشآمدن آریا. هر کدام از این بخشها، هم جهان میدگارد را گسترش میدهد و هم لایهای تازه به شخصیت آریا و رابطهاش با دیگران اضافه میکند.
خلاصه کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت12
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت12 داستان از جایی ادامه پیدا میکند که آریا و سوده در اعماق جنگل مشغول تمرین پرشهای بلند هستند. سوده به آریا میآموزد که تواناییهای او بهعنوان یک پریزادی فراتر از حد تصور است و برای فعالشدنشان باید «باور» کند که میتواند. بااینحال، وقتی تلاشهای آریا نتیجهی چندانی نمیدهد، سوده سنگی سبز رنگ را از ساکش بیرون میآورد؛ سنگی که بهمحض تماس با دست آریا سرخ و نورانی میشود. این سنگ قدرت، توان جسمی و جادویی صاحبش را چند برابر میکند و آریا با کمک آن موفق میشود پرشهایی باورنکردنی انجام دهد و روی شاخههای بلند درختان فرود بیاید. بازی تعقیبوگریز روی درختها، هم تمرین است و هم لحظهای نادر از شادی در دل درهی طلسمشده. در ادامه، آریا و سوده در حاشیهی جنگل به کوه سیاه و کلبهای چوبی و مشکوک بر دامنهی آن برمیخورند و تصمیم میگیرند از آنجا دور شوند. کمی بعد، وقتی آریا تنها بهسوی غار برمیگردد، موجودی سیاهپوش و شبیه پیرزنی نحیف به او حمله میکند؛ جادوگر خبیثی که از پنجههایش نور سرخ مرگبار خارج میشود. آریا با استفاده از مهارتهای تازه و خنجر سنگیاش موفق میشود سر جادوگر را جدا کند و از او تنها دود و دو مهرهی سفیدرنگ بهجا میماند. سوده توضیح میدهد که اینها مهرهی مار هستند و در کتاب ماورالطبیعه دربارهشان نوشته شده است: مهرههایی که میتوانند صاحبشان را محبوب، هراسانگیز یا به جادوگر خبیث تبدیل کنند. آریا پس از خواندن توضیحات کتاب، برای فرار از نفرین، مهرهها را در گوشهای دفن میکند. بخش بعدی داستان بر تمرینهای ذهنی آریا متمرکز است. سوده از او میخواهد تنها با نیروی ذهن، پر کبوتر و سپس قاشق چوبی را جابهجا کند. آریا در خفا از سنگ قدرت کمک میگیرد و با تمرکز شدید، ابتدا پر را به خاکستر تبدیل میکند و بعد موفق میشود قاشق را از زمین بلند کند. همزمان، سرمای دره شدت میگیرد، رودخانه در حال یخزدن کامل است و آریا و سوده مجبور میشوند خرگوشها و گوزنها را شکار کنند و آذوقه ذخیره کنند. در تعقیب یک گوزن، آنها از بلندای یک چنار عظیم، قصر سرخ و غولآسایی را در اعماق جنگل میبینند که چند روز پیش وجود نداشته است؛ قصری با برجهای تابدار شبیه شعلههای آتش که حضورش معمای تازهای در ذهنشان ایجاد میکند. آریا در غار، با کمک کتاب ماورالطبیعه، ساخت معجونهای مختلف را تمرین کرده و حالا سراغ معجون نامرئیکننده رفته است؛ معجونی که به خون یخزدهی جن خبیث، نعنای کوبیده، گرد سنگ سیاه و کرک رخش سیاه نیاز دارد. او با راهنمایی سوده، معجون را تا مرحلهای پیش میبرد که باید رنگش به سفید روشن برسد و یک سال در ظرف دربسته بماند. سوده برای آوردن مواد تازه همراه صافَت از غار خارج میشود و آریا تنها میماند. کمی بعد، صافَت خونآلود و هراسان برمیگردد و آریا بیرون غار، سوده را نیمهجان و غرق در خون پیدا میکند؛ روی بدنش رد پنجهی موجودی وحشی و جای گازگرفتگی دیده میشود. آریا با دانستههای اندکش زخمها را میبندد اما میفهمد کافی نیست. با کمک سنگ قدرت، ذهنش با ذهن صافَت پیوند میخورد و از طریق او میفهمد باید یک گوزن جوان شکار کند و سوده را در پوست آن بپیچد و تمام راههای هوایی را مسدود کند. او در تعقیب گوزن، نبرد سخت و طولانیای را پشت سر میگذارد و درنهایت جانور را میکشد، پوستش را میکند و سوده را در آن قرار میدهد؛ سپس دهانههای پوست را میبندد و فقط میتواند منتظر بماند. روزها میگذرد، سوده بیحرکت است و آریا در کنار او، هم تمرینهای ذهنی را ادامه میدهد و هم مشغول ساختن یک جفت کفش محکم برای سوده میشود؛ هدیهای که قرار بود برای سال نو پریان آماده کند. در اوج این انتظار، هنگام بازگشت از بیرون، آریا متوجه میشود فضای غار عادی نیست. صدای نفسهای سنگین و نزدیکشوندهای شنیده میشود و پیش از آنکه بتواند دهانهی مقاک را با سنگ ببندد، مایع سبز سوزان از دالان سقف روی دستش میریزد. لحظهای بعد، مار طلایی عظیمالجثهای با چشمان سرخ و گردن پهنشونده شبیه مار کبرا از سقف پایین میآید و روبهروی او میایستد. آریا با استفاده از سنگ قدرت، دیگ سنگی را بهسمت مار پرتاب میکند و ضربهی سنگ، مار را خشمگینتر میکند. نبردی نابرابر آغاز میشود؛ مار با دمش ضربهی سنگینی به سر آریا میزند و دید او تار میشود. درست در لحظهای که دهان گشودهی مار آمادهی بلعیدن اوست، مار سیاه دیگری از راه میرسد و به مار طلایی حمله میکند. دو مار غولآسا به هم میپیچند و درحالیکه آنها درگیرند، آریا بیهوش میشود. وقتی آریا به هوش میآید، درد دست راستش شدید است و رنگ آن سیاه و کبود شده. صافَت با زحمت سنگ قدرت را به او میرساند و در همین لحظه آریا متوجه میشود میتواند حرفهای صافَت را بشنود و بفهمد؛ تغییری که احتمالاً نتیجهی همان پیوند ذهنی و استفادهی مکرر از سنگ قدرت است. او با کمک سنگ، دوباره روی پا میایستد، وضعیت بههمریختهی غار و خونهای خشکشده را میبیند و درحالیکه هنوز از سرنوشت سوده مطمئن نیست، با صدای عجیبی در غار روبهرو میشود. درست در پایان قسمت، صدای رسمی و حکومتیمانند، مأموریتی محرمانه را برای یکی از جنرالهای مخفی حکومت شرح میدهد و شنونده درمییابد که گذشتهی ۱۵ سال پیش و قتل مرموز یک جنرال، قرار است به ماجرای آریا و میدگارد گره بخورد.
چرا باید کتاب سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت12 را بشنویم؟
کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت12 برای شنوندهای که قسمتهای قبلی را دنبال کرده، نقطهی عطفی در رشد شخصیت آریا و تیرهترشدن فضای داستان است. در این قسمت، آریا از یک نوجوان سرگردان در سرزمین طلسمشده، به شخصیتی تبدیل شده که ناچار است میان استفاده از نیروی بیرونی سنگ قدرت و کشف توان درونی خودش تعادل برقرار کند. تمرینهای ذهنی، تلاش برای کنترل انرژی، و مواجهه با پیامدهای استفادهی بیمحابا از قدرت، لایهای از «یادگیری و مسئولیت» به داستان اضافه کرده است. این کتاب صوتی همچنین جهان میدگارد را گسترش داده است: از معرفی جادوگران خبیث و مهرهی مار تا معجونهای گوناگون و حضور قصر سرخ در دل جنگل. شنونده با نوعی دانش جادویی روبهرو میشود که هم در قالب متن کتاب ماورالطبیعه و هم در عمل آریا و سوده دیده میشود؛ یعنی هر دانستهای بلافاصله در داستان آزموده میشود و پیامد دارد. رابطهی عاطفی میان آریا و سوده، که در این قسمت به اوج خود میرسد، بعد انسانی و احساسی ماجرا را تقویت کرده است؛ بهویژه در صحنههایی که آریا برای نجات جان سوده، جان گوزن را میگیرد، پوستش را به تن او میکند و روزها در کنار پیکر بیهوشش مینشیند و برایش کفش میسازد. از سوی دیگر، نبرد با مار طلایی و ورود مار سیاه، هم جنبهی حماسی و هیولامحور داستان را پررنگ کرده و هم نشان داده است که نیروهای ناشناختهتری در پسِ ماجرا حضور دارند. پایان قسمت با اشاره به پروندهی جنرال کشتهشده و مأموریت محرمانه، افق داستان را از درهی طلسمشده فراتر میبرد و نوید میدهد که ماجرای آریا به ساختار قدرت و حکومت در جهان میدگارد گره خواهد خورد. برای شنوندهای که به دنبال ادامهی منطقی و پرتنش قسمتهای قبلی است، این بخش هم از نظر حادثه و هم از نظر عمقدادن به جهان داستان، گام مهمی بهحساب میآید.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی میدگارد؛ جلد01؛ دره طلسم شده؛ قسمت12 به علاقهمندان فانتزی ماجراجویانه، دوستداران داستانهای پر از موجودات جادویی، معجونها و طلسمها، و کسانی که از تعلیق، نبرد با هیولاها و فضای سرد و محاصرهشده خوششان میآید پیشنهاد میشود. همچنین به نوجوانان و جوانانی که قسمتهای قبلی میدگارد را دنبال کردهاند، شنوندگانی که به رابطههای عاطفی شبیه پیوند مادر و فرزندی در دل یک ماجرای پرخطر علاقه دارند، و کسانی که از شنیدن اجراهای چندصدایی و گروهی در کتاب صوتی لذت میبرند پیشنهاد میشود این قسمت را ادامه دهند تا هم تحول آریا را ببینند و هم با گرههای تازهی داستان آشنا شوند.
زمان
۱ ساعت و ۱ دقیقه
حجم
۱۴۰٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۱ دقیقه
حجم
۱۴۰٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد