
دانلود و خرید کتاب صوتی مغازه خودکشی
معرفی کتاب صوتی مغازه خودکشی
کتاب صوتی مغازه خودکشی نوشتهی ژان تولی با ترجمهی معصومه تاجمیری و گویندگی سحر بیرانوند داستان خانوادهای عجیب را روایت کرده است که در شهری افسرده و بیآینده، مغازهای برای فروش ابزار و روشهای خودکشی اداره میکنند. انتشارات یوشیتا آن کتاب را منتشر کرده است و شنونده را از همان سطرهای آغازین، وسط فضایی تاریک، طعنهآمیز و در عینحال پر از جزئیات روزمره پرتاب میکند. در این کتاب صوتی، مغازهی کوچک خانوادهی تواج جایی است که نور آفتاب حتی از یک روزنه هم به آن راه ندارد و همهچیز از طناب دار و سم و شمشیر هاراکیری تا بستههای «سیب آلن تورینگ» و «بوسهی مرگ» بهدقت چیده شده است. پدر و مادر، یعنی میشیما و لوکریس تواج، همراه با سه فرزندشان ونسان، مرلین و آلن، هرکدام نقشی در این تجارت مرگبار دارند؛ تجارتی که در آن شعار مغازه روی پاکتها حک شده است: «آیا در زندگی شکست خوردهاید؟ حداقل در مرگتان موفق باشید.» کتاب صوتی مغازه خودکشی با تکیهبر گفتوگوهای تند، صحنههای پرجزئیات و موقعیتهای بهظاهر خندهدار اما تلخ، جهانی را تصویر کرده است که در آن افسردگی، خودویرانگری و میل به پایاندادن زندگی، امری عادی و حتی «خانوادگی» بهحساب میآید. گویندگی سحر بیرانوند با تغییر لحن میان شخصیتهای مختلف، فضای خفه و درعینحال پرهیاهوی مغازه را زنده کرده است و شنونده را در دل این خانوادهی نامعمول و شهر خستهشان نگه میدارد.
درباره کتاب مغازه خودکشی
کتاب مغازه خودکشی داستانی است که ژان تولی در آن با استفاده از طنز سیاه، جهانی را ساخته است که در آن خودکشی نه یک تابو که یک «خدمت» شهری و یک کسبوکار خانوادگی بهشمار میآید. در مرکز آن کتاب، مغازهی خانوادهی تواج قرار دارد؛ مغازهای بدون نور، با قفسههایی پر از طناب، سم، تیغ، شمشیر، کیمونو، بستههای سیب سمی و حتی بلوکهای سیمانی مخصوص پرتابکردن خود از پنجره یا رودخانه. پدر خانواده، میشیما، با دقتی سرد و حسابگر به مشتریها مشاوره میدهد که کدام روش برایشان «مناسبتر» است و مادر، لوکریس، در انبار سم میسازد و پشت صندوق، همزمان حساب دخلوخرج و حالوروز مشتریها را زیر نظر دارد. کتاب صوتی مغازه خودکشی در چندین فصل پیدرپی، فضای این مغازه و خانهی بالای آن را بهتدریج باز میکند: از فصل اول که با خندهی غیرمنتظرهی نوزاد خانواده، آلن، در دل مغازهای تاریک شروع میشود تا فصلهای بعد که هرکدام روی یکی از اعضای خانواده یا یکی از محصولات و مشتریها تمرکز کرده است. شنونده با فصلهایی روبهرو است که در آنها ماجرای نقاشیهای کودکان خانواده، داستانهای شبانهی خودکشی کلئوپاترا و سافو، طراحی شهربازی مخصوص خودکشی توسط ونسان، اختراع «بوسهی مرگ» برای مرلین، و تلاش والدین برای کنترل خوشبینی سرکش آلن روایت شده است. در میانهی کتاب، فصلهایی مانند بخش سیبهای آلن تورینگ، بلوکهای سیمانی، صف طولانی مشتریان برای بوسهی مرگ و ورود نگهبان جوان قبرستان، ریتم داستان را شکل میدهند و نشان میدهند که چگونه تجارت مرگ با احساسات، عشق، خانواده و حتی کودکی گره خورده است. کتاب مغازه خودکشی در هر فصل، با صحنههایی کوتاه اما پرجزئیات، هم فضای شهر و مجتمع «مذاهب فراموششده» را نشان داده است و هم درون خانوادهی تواج را. از جشن تولد ۱۸ سالگی مرلین با کیک تابوتیشکل و شمعهای طنابمانند گرفته تا گفتوگوهای تند سر میز شام، شنونده بهتدریج درمییابد که در این جهان، مرگ و زندگی چقدر بههم نزدیک شدهاند. ساختار فصلبندی آن کتاب، بیشتر بر پایهی موقعیتها و اپیزودهاست: هر فصل یک موقعیت تازه، یک محصول تازه یا یک بحران تازه در خانواده را پیش میکشد و در عینحال خط کلی داستان را، یعنی تقابل نگاه مرگمحور خانواده با نگاه شاد و سرکش آلن، جلو میبرد.
خلاصه داستان مغازه خودکشی
در مغازهی کوچک و تاریک خانوادهی تواج، همهچیز برای یک پایان «موفق» آماده است. میشیما و لوکریس تواج همراه با سه فرزندشان، ونسان، مرلین و آلن، در شهری زندگی میکنند که افسردگی و ناامیدی در آن عادی شده است و مجتمع بزرگی به نام «مذاهب فراموششده» پر از کسانی است که از بالکنها خود را به پایین پرت میکنند. در چنین فضایی، مغازهی آنها بهنوعی مرکز خدمات پایان زندگی است: طناب دار با اندازهی سقف خانهی مشتری، سمهای تماسی، بوییدنی و خوردنی، تیغهای مخصوص رگزدن، کیمونو و شمشیر برای هاراکیری، بستههای سیب سمی به سبک آلن تورینگ، بلوکهای سیمانی برای غرقشدن یا سقوط، و حتی شکلاتها و آبنباتهای کشنده. درحالیکه ونسان و مرلین کاملاً با منطق تاریک خانواده هماهنگ شدهاند، آلن از همان نوزادی با خنده و شادیاش نظم مغازه را بههم میزند. او در مهدکودک خورشید و خانهی شاد میکشد، به مشتریها صبحبهخیر میگوید، در اخبار بهجای فاجعه، نکتهی مثبت پیدا میکند و حتی جان دختر نوجوانی را که برای خرید آبنبات سمی آمده نجات میدهد. والدین بارها تلاش کردهاند با اخبار جنگ، آمار خودکشی و فضای مغازه، او را «افسرده» کنند اما آلن هر بار راهی برای دیدن جنبهی روشن ماجرا پیدا کرده است. در میانهی کتاب، ونسان شهربازیای را طراحی میکند که همهی وسایلش برای خودکشی ساخته شدهاند؛ از پرتگاه عاشقان تا قطارهای مرگبار و آبنباتهای سمی که جادوگران خیابانی به رهگذران تعارف میکنند. همزمان، شرکت «مرگآوران» محصولی به خانواده میفروشد که از مرلین «بوسهی مرگ» میسازد: تزریقی که قرار است بزاق او را سمی کند تا هرکس را ببوسد بمیرد و او در بخش ترهبار مغازه روی صندلی مخملی، مشتریان داوطلب را یکییکی میبوسد. صفهای طولانی مردان جوان و زنانی که حسادت میکنند، مغازه را شلوغتر از همیشه کرده است و دخل مغازه پر میشود. اما وقتی نگهبان جوان قبرستان، ارنست، برای بوسهی مرگ میآید، مرلین از بوسیدنش سر باز میزند؛ چون عاشق او شده است. این عشق، منطق سرد تجارت خانواده را بههم میریزد. در اوج این بحران، سر میز شام رازی فاش میشود: آلن روز تزریق، محتویات سرنگ مرلین را با محلول گلوکز عوض کرده است و بوسههای او از ابتدا سمی نبوده. این کشف، هم خشم میشیما را برمیانگیزد که خود را فریبخورده و «بیآبرو» میبیند و هم در را بهسوی امکان دیگری باز میکند: اینکه شاید در دل این مغازهی مرگ، هنوز جایی برای عشق، زندگی و انتخابی غیر از خودکشی وجود داشته باشد. از اینجا به بعد، خانواده ناچار است با پیامدهای این فریب و با معنای واقعی کاری که سالها انجام داده روبهرو شود.
چرا باید کتاب مغازه خودکشی را بشنویم؟
کتاب صوتی مغازه خودکشی با استفاده از طنز سیاه، موضوعی بهشدت سنگین مثل خودکشی، افسردگی و بیمعنایی زندگی را در قالب داستانی خانوادگی و پرجزئیات طرح کرده است. شنونده در طول آن کتاب، همزمان با صحنههایی روبهرو میشود که میتوانند خندهآور بهنظر برسند و در همان لحظه، تلخی عمیق وضعیت شخصیتها را آشکار کنند؛ از فروش طناب و سم با توضیحات دقیق و «مشاورهای» گرفته تا جشن تولد تابوتیشکل مرلین و صف مشتریان برای بوسهی مرگ. یکی از ویژگیهای شاخص آن کتاب، تضاد دائمی میان نگاه مرگمحور والدین و دو فرزند بزرگتر با نگاه سرزنده و سرکش آلن است. این تضاد، شنونده را وادار میکند به این فکر کند که در جهانی پر از خبرهای بد، جنگ، فاجعه و ناامیدی، امکان دیدن جنبهی دیگر ماجرا چگونه شکل میگیرد و چه بهایی دارد. آلن با نقاشی خورشید، نجاتدادن مشتریها، تغییر سرنگ مرلین و حتی تعریفکردن دوبارهی اخبار، مدام این سؤال را پیش میکشد که «عادیشدن» مرگ و افسردگی تا کجا میتواند پیش برود. شنیدن این کتاب صوتی همچنین فرصتی است برای تجربهی نوعی روایت که در آن محصولات، شعارها و جزئیات یک مغازه، بهنوعی آینهی جامعه میشوند. هر محصول، از سیب آلن تورینگ تا بلوک سیمانی و بستهی نقاشی، پشتصحنهای دارد که به تاریخ، فرهنگ و شیوهی مواجههی انسانها با رنج و شکست اشاره کرده است. گویندگی سحر بیرانوند با تفکیک لحن شخصیتها، فضای بسته و خفهی مغازه و خانهی بالای آن را برای شنونده ملموس کرده است؛ بهطوریکه صدای زنگولهی در، خشخش طنابها، لرزش شیشههای سم و حتی سوتزدنهای آلن در ذهن شنونده شکل میگیرد. برای کسانی که به طنز تلخ، فضاهای سورئال و داستانهایی علاقهمندند که زیر لایهی شوخی، پرسشهای جدی دربارهی زندگی و مرگ طرح میکنند، این کتاب صوتی تجربهای متفاوت است.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی مغازه خودکشی به کسانی پیشنهاد میشود که به طنز سیاه و داستانهای تلخوشیرین علاقهمندند و از مواجهه با موضوعات سنگینی مثل خودکشی، افسردگی و پوچی زندگی در قالبی طعنهآمیز پرهیز نمیکنند. به مخاطبانی پیشنهاد میشود که دوست دارند در دل یک روایت خانوادگی عجیب، دربارهی عادیشدن خشونت و مرگ، نقش رسانه و اخبار، و امکان مقاومت فردی در برابر فضای عمومی ناامیدکننده فکر کنند. همچنین به شنوندگانی پیشنهاد میشود که بهدنبال کتاب صوتیای هستند که بیشتر بر گفتوگو، موقعیتهای کوتاه و شخصیتپردازی تکیه دارد تا بر تعلیقهای پیچیدهی داستانی، و میخواهند تجربهای متفاوت از ترکیب طنز و تاریکی داشته باشند. البته برای کسانی که نسبت به توصیفهای مرتبط با خودکشی و مرگ حساساند، این کتاب صوتی انتخاب مناسبی نیست.
زمان
۴ ساعت و ۲۰ دقیقه
حجم
۲۳۸٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۴ ساعت و ۲۰ دقیقه
حجم
۲۳۸٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد