بهترین ترجمه کتاب دنیای سوفی
معمولاً افراد به دو دسته تقسیم میشوند؛ آنهایی که شیفتهی فلسفه هستند و از خواندن آن لذت میبرند و آنهایی که از فلسفه فرار میکنند و عقیده دارند که کتابهای فلسفی ملالآور یا سختخوان هستند. حقیقت این است که دستهی دوم هم بهراحتی میتواند در دستهی اول قرار بگیرد، چراکه فلسفه بهقدری شیرین و جذاب است که اگر کمی به آن زمان داده میشود میتواند هر کسی را در دنیای بیکران و شگفتانگیز خود غرق کند. اگر شما هم در دستهی دوم قرار میگیرید و تا حالا سعی نکردهاید شانسی به کتابهای فلسفی بدهید، کتاب دنیای سوفی مناسب شما نوشته شده است.
دنیای سوفی کتابی دربارهی تاریخ فلسفه است. این کتاب با لحنی ساده و روان نوشته شده است و هم برای بزرگسالان و هم نوجوانان انتخاب بسیار مناسبی برای آشنایی با فلسفه و فیلسوفان بزرگ به حساب میرود. از این کتاب در ایران چندین ترجمهی مختلف به انتشار رسیده است. در این مطلب قصد داریم تا برخی از این ترجمهها را بررسی کنیم و از بین آنها بهترین و محبوبترین ترجمه را پیدا کنیم، چرا که ترجمهی خوب تأثیر بسیار زیادی بر روی روند کتابخوانی ما میگذارد.
در این بررسی، ترجمهها نهفقط از منظر صحت معنایی، بلکه با توجه به روانی نثر، دقت مفهومی و هماهنگی با زبان فارسی سنجیده میشوند تا در نهایت روشن شود کدام ترجمه توانسته است میان امانتداری و زیباییشناسی زبانی توازن بهتری برقرار کند و تجربهای کاملتر از دنیای سوفی به خواننده ارائه دهد.
بهترین ترجمهی کتاب دنیای سوفی کدام است؟
پس از انجام بررسی و مقایسه میان ترجمهها مشخص شد که ترجمهی حسن کامشاد و مهرداد بازیاری از این کتاب بهترین ترجمههای موجود در بازار هستند. ترجمهی حسن کامشاد برای مخاطب علاقهمند به زبان فلسفی و شاعرانه خواندنیتر خواهد بود و ترجمهی مهرداد بازیاری برای مخاطب امروزی یا جوان. در ادامه میتوانید جزئیات بیشتری از بررسی انجامشده بخوانید و خودتان ترجمهها را مقایسه کنید.
محبوبترین ترجمه در طاقچه
ترجمهی مهدی سمسار محبوبترین ترجمهی این کتاب در طاقچه است و ترجمههای شرمین نظربیگی و علیرضا قدری بهترتیب ترجمههای محبوب بعدی هستند. گفتنی است که ترجمههای حسن کامشاد و مهرداد بازیاری در طاقچه موجود نیستند. ترجمهی مهدی سمسار نیز در طاقچهی بینهایت قرار دارد که همین موضوع سبب افزایش محبوبیت این نسخه شده است.
بهترین مترجم و ناشر دنیای سوفی
با توجه به بررسیهای صورتگرفته، انتشارات نیلوفر، و نشر هوپا با همکاری انتشارات هرمس را میتوان بهترین ناشران دنیای سوفی و حسن کامشاد و مهرداد بازیاری را بهترین مترجمهای این کتاب دانست.
مقایسهی ترجمههای فارسی دنیای سوفی
کتاب دنیای سوفی نخستین بار در سال ۱۹۹۱ در کشور نروژ منتشر شد. یوستین گردر با نوشتن این کتاب سعی داشت اثری قابل فهم دربارهی تاریخ فلسفه برای نوجوانان حاضر کند، با این حال این کتاب بهقدری هنرمندانه و منسجم نوشته شده است که خواندن آن حتی برای بزرگسالان هم مفید و باارزش است. شخصیت اصلی این کتاب دختری به نام سوفی است که ۱۵ سال سن دارد. او یک روز ناگهان نامههای عجیبی از سوی فردی ناشناس دریافت میکند. محتوای هر یک از نامهها شامل سؤالاتی فلسفی است که سوفی را به تفکر دربارهی خودش و جهان اطراف وامیدارد. بیشتر داستان کتاب با نامهنگاریهایی که بین سوفی و شخص ناشناس انجام میشود ادامه مییابد و خواننده از طریق همین نامهها با تاریخ فلسفه از ابتدای پیدایش تا دورههای جدیدتر آشنا میشود.
خواندن این کتاب بههیچعنوان خستهکننده نیست، چرا که محتوای آموزشی آن با داستان و روایت پیوند خورده و در نهایت اثری جذاب و خواندنی به وجود آورده است. افراد بسیاری اقدام به ترجمهی این اثر کردهاند که در ادامه ترجمههای برخی از آنها را بررسی میکنیم.
بخشهایی از متن نسخه اصلی دنیای سوفی برای مقایسه
زبان اصلی این اثر نروژی است، اما از آنجایی که اکثر مترجمان برای ترجمه از متن انگلیسی استفاده کردهاند، ما در کنار متن نروژی، متن انگلیسی را نیز برای مقایسه قرار میدهیم.
نمونهی اول به زبان انگلیسی:
It was extraordinary how everything burst forth at this time of year! What made this great mass of green vegetation come welling up from the dead earth as soon as it got warm and the last traces of snow disappeared?
نمونهی دوم به زبان انگلیسی:
Who are you? She had no idea. She was Sophie Amundsen, of course, but who was that? She had not really figured that out--yet. What if she had been given a different name? Anne Knutsen, for instance. Would she then have been someone else?
نمونهی اول به زبان نروژی:
Var det ikke mærkeligt, hvordan alt bare begyndte at gro på denne årstid? Hvad var det der gjorde, at kilo efter kilo af det grønne plantestof kunne vælte frem fra den livløse jord, lige så snart det blev varmt nok i vejret og de sidste rester af sne var væk.
نمونهی دوم به زبان نروژی:
Hvem er du? Det vidste hun skam ikke. Hun var naturligvis Sofie Amundsen, men hvem var det? Det havde hun ikke rigtigt fundet ud af – endnu. Hvad nu hvis hun havde heddet noget ganske andet? Anne Knudsen for eksempel. Ville hun så have været en anden?
ترجمه حسن کامشاد
حسن کامشاد از مترجمان شناختهشده و پرکار کشورمان بود. او آثار مهم بسیاری را هم در زمینهی داستانی و هم در زمینههایی مثل تاریخ و فلسفه به فارسی ترجمه کرده بود. ترجمهی او از کتاب دنیای سوفی در سال ۱۳۷۵ به انتشار رسید و از نخستین ترجمههایی بود که از این اثر در ایران منتشر میشد.
ترجمهی نمونهی اول:
«شگفتا چگونه همه چیز در این وقت سال میشکفد! زمین که رو به گرمی نهاد و دانههای آخر برف که آب شد، خروارها گیاه سبز از خاک بیجان سر درمیآورد، چه این را سبب میشود؟»
ترجمهی نمونهی دوم:
«تو کیستی؟ ای کاش میدانست. میدانست، البته، که سوفی آموندسن است. اما سوفی آموندسن که بود؟ فکر این را نکرده بود. هنوز. فرض کنیم با نام دیگری به دنیا آمده بود، مثلاً، آنه کنوتسن. آنوقت کس دیگری میبود؟»
حسن کامشاد به سبب علاقهای که خود به فلسفه داشت اغلب به سراغ ترجمهی آثار فلسفی میرفت و جالب است بدانید که مسیر ترجمهی آثار فلسفی را با کتاب دنیای سوفی آغاز کرده بود. استفاده از زبان ساده و روان، از مهمترین ویژگیهایی است که تقریباً در تمام ترجمههای کامشاد دیده میشود. او خود عقیده داشت که زبان ترجمه باید آسان باشد، طوری که هر خوانندهای بتواند بهراحتی آن را درک کند. این ویژگی در ترجمهی او از دنیای سوفی نیز نمایان است. علاوه بر سادگی متن، درک عمیق کامشاد از مفاهیم فلسفی نیز بر ارزش این ترجمه افزوده است. البته باید در نظر داشت که از زمان انتشار این ترجمه مدت زیادی میگذرد و طبیعتاً ممکن است در آن کموبیش کلمات یا عباراتی باشند که برای مخاطب امروزی سختخوان به حساب روند.
ترجمه مهرداد بازیاری
ترجمه مهرداد بازیاری از این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۸۷ به انتشار رسید و چند سال بعد با شکل و شمایل جدیدی از سوی دو نشر هوپا و هرمس منتشر شد. بازیاری بسیاری از آثار یوستین گردر را در طی سالهای مختلف به زبان فارسی ترجمه کرده است، همچنین جالب است بدانید که ترجمهی او از کتاب دنیای سوفی از روی زبان اصلی یعنی زبان نروژی انجام شده است. او در مقدمهی کتاب دنیای سوفی چنین گفته است: «طی سالها آنقدر با افکار، طریقهی نوشتن و ویژگیهای ساختار داستانهای گردر مأنوس شدهام که جمله به جملهی متون او را با تمام وجود حس میکنم. از این رو وقتی پیشنهاد ترجمهی دنیای سوفی را به من دادند، بلافاصله دستبهکار شدم. انگار ناخودآگاه منتظر چنین روزی بودم.»
ترجمهی نمونهی اول:
«عجیب نیست که در این فصل سال چطور همه چیز جان میگیرد و رشد میکند؟ چه اتفاقی میافتد که به محض اینکه هوا به اندازهی کافی گرم میشود و آخرین بقایای برف از بین میرود، هزارها گلوگیاه سبز از دل این خاک مرده و بیجان بیرون میآید؟»
ترجمهی نمونهی دوم:
«تو کی هستی؟ در کمال شرمندگی چیزی در این باره نمیدانست. البته او سوفی آموندسن بود. ولی خب او کی بود؟ هنوز درست نمیدانست. اگر یک اسم کاملاً متفاوت مثل آنه کنودسِن داشت، آنوقت چه؟ با این تغییر اسم تبدیل میشد به یک آدم دیگر؟»
مهرداد بازیاری تمام تلاش خود را کرده تا ترجمهای دقیق و وفادار از این اثر ارائه دهد و میتوان گفت که تا حد زیادی در این کار موفق بوده است. او همچنین در پانویس صفحات معادل نروژی و صورت انگلیسی اصطلاحات و اسامی را نیز ذکر کرده است. ترجمهی بازیاری شاید از نظر ظرافت و زبان فلسفی به زبان کامشاد نزدیک نباشد، ولی در عین حال ترجمهی ارزشمندی است و احتمالاً خوانش آن برای خوانندهی امروزی و بهخصوص جوانان راحتتر باشد.
ترجمه مهدی سمسار
ترجمهی مهدی سمسار از کتاب دنیای سوفی در سال ۱۳۸۹ به انتشار رسیده است. او نیز مثل حسن کامشاد سابقهی ترجمهی آثار تاریخی و فلسفی زیادی را در کارنامهی خود دارد.
ترجمهی نمونهی اول:
«حیرتآور نبود که چطور همهی اینها در این فصل سال روئیدن آغاز کردهاند؟ چه چیزی به مجموعهی این گیاهان اجازه میداد تا درست وقتی که هوا خوش و آخرین آثار برف ناپدید میشود از زمین بیجان سر به درآورند؟»
ترجمهی نمونهی دوم:
«تو که هستی؟ چه پرسش ابلهانهای! مثل این که نمیدانست که او سوفی آموندسن است! اما در نهایت این سوفی که بود؟ این را درست نمیدانست؟ و اگر به اسم دیگری نامیده میشد، مثلاً «آنه تیبسن» و در این صورت آیا کس دیگری میبود؟»
ترجمهی سمسار از نظر خوانایی و وفاداری تا حد زیادی از دو ترجمهی پیشین فاصله میگیرد. به نظر میرسد که متن مبدأ سمساری برای ترجمه، ترجمهی فرانسوی این کتاب از روی متن نروژی بوده است. ترجمهی او هم از لحاظ ترجمه و ویراستاری دارای اشکالات فراوانی است و ساختار جملات به هیچ عنوان درست به متن مقصد برگردانده نشدهاند. افزون بر این، او بسیاری از کلمات را معادلسازی کرده است. برای مثال اسامی ماههایی مثل مه را به فارسی بازگردانده است و آن را خرداد ترجمه کرده است.
ترجمه شرمین نظربیگی
ترجمه شرمین نظربیگی از ترجمههای جدیدتر این کتاب به حساب میآید و در سال ۱۴۰۱ به انتشار رسیده است.
ترجمهی نمونهی اول:
«عجیب بود که وقتی زمین گرم میشد و دانههای برف آب میشدند، انبوه گیاهان سبز از دل خاک بیرون میآمدند و با غرور، خودنمایی میکردند.»
ترجمهی نمونهی دوم:
«تو کی هستی؟ خب، او سوفی آموندسن بود، ولی اگر اسم دیگری داشت به آدم دیگری تبدیل میشد.»
به نظر میرسد که شرمین نظربیگی ترجمهی نسبتاً خلاصهشدهای از این کتاب ارائه داده است. همانطور که میبینید، جملات کتاب تا حد زیادی کوتاهتر شدهاند و برخی از قسمتها به طور کلی در ترجمه حذف شدهاند.
ترجمه علیرضا قدری
ترجمه علیرضا قدری نیز در سال ۱۴۰۱ و از سوی انتشارات نارنگی منتشر شده است.
ترجمهی نمونهی اول:
«اینکه همهی اینها در این زمان از سال میرویند، شگفتانگیز بود. چه چیزی باعث میشود این گیاهان زمانی که آثار برف ناپدید میشود، از زمین بیجان بیرون بیایند؟»
ترجمهی نمونهی دوم:
«تو که هستی؟ او نظری نداشت. او البته سوفی آموندسن بود؛ اما او تاکنون این را نفهمیده بود. چه میشد اگر نامش چیز دیگری مثل آنه نوتسن بود. آنگاه فرد دیگری بود؟»
علیرضا قدری در انتقال زبان و لحن فلسفی و شاعرانهی کتاب موفق عمل نکرده است. ساختار انگلیسی جملات حتی در ترجمه حفظ شده است و مخاطب فارسیزبان نمیتواند بهراحتی با چنین ترجمهای ارتباط برقرار کند.
نکاتی در مورد تفاوت تعداد صفحات و قطع کتابها
تقریباً تمام نسخههایی که در این مطلب مقایسه کردیم دارای تعداد صفحه و قطع یکسانی هستند، با این حال، به دلیل وجود پاورقیها یا پیشگفتار در برخی از نسخهها، تعداد صفحات آنها ممکن است نسبت به یکدیگر کمتر یا بیشتر باشد:
- حسن کامشاد: ۶۰۷ صفحه و قطع رقعی
- مهرداد بازیاری: ۶۳۰ صفحه و قطع رقعی
- مهدی سمسار: ۵۹۲ صفحه و قطع رقعی
- شرمین نظربیگی: ۵۸۷ صفحه و قطع رقعی
- علیرضا قدری: ۵۴۱ صفحه و قطع رقعی
جمعبندی
مقایسهی ترجمههای مختلف دنیای سوفی نشان میدهد که تفاوت آنها تنها به دقت زبانی محدود نمیشود، بلکه به شیوهی مواجههی مترجم با متن فلسفی نیز بازمیگردد. برخی ترجمهها بر وفاداری ساختاری و انتقال بیواسطهی معنا تمرکز دارند و برخی دیگر رویکرد متفاوتی را در ترجمهی خود به کار گرفتهاند. همین تفاوت رویکردهاست که تجربهی خواندن هر ترجمه را منحصربهفرد میکند.
