با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب زبیدو اثر نرگس داورپناه

دانلود و خرید کتاب زبیدو

۴٫۱ از ۱۱۳ نظر
۴٫۱ از ۱۱۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب زبیدو  نوشته  نرگس داورپناه  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب زبیدو

داستانی که می‌خوانید به مرحله داوری مردمی مسابقه بین‌المللی طنز «جهان تازه دم» راه پیدا کرده است. «جهان تازه دم» اسم بخش طنز کتاب‌های نشر چشمه است. این بخش از سال ۹۴ فعالیتش را شروع کرده و تمرکزش بیشتر روی داستان‌های طنز است.

این مسابقه با همکاری نشر چشمه و طاقچه برگزار شده و اولین دورهٔ آن است. هدف این مسابقه کشف استعدادهای جدید در طنزِ داستانی است.

۳ داستان طنز را داورها انتخاب می‌کنند و یک داستان نیز برنده جایزه مردمی می‌شود. جایزه نقدی برنده منتخب مردم؛ معادل ۱۰۰۰ بات تایلند است. علاوه بر این مجموعه کامل کتاب چاپی حرفه نویسنده را از طرف نشر چشمه دریافت می‌کند و یک سال اشتراک طاقچه بی‌نهایت نیز به او هدیه داده می‌شود.

چطور داوری کنیم؟

در مدت ۱۵ روز ۱۸۳ اثر برای این مسابقه فرستاده شد. داورها بعد از بررسی اولیه ۲۰ اثر را برای داوری مردمی انتخاب کردند. برای اینکه بتوانید در این رای‌‌گیری شرکت کنید، فقط کافی است که آثار رسیده به مرحله داوری مردمی را بخوانید و به اثر منتخبتان رای دهید.

از روز پنجشنبه ۶ خرداد تا ۹ خرداد وقت دارید در رای‌گیری شرکت کنید. نتایج مسابقه ۱۰ خرداد در شبکه‌ها اجتماعی طاقچه و نشر چشمه اعلام می‌شود. پیشنهاد می‌کنیم برای اینکه از در جریان اطلاع‌رسانی‌های مسابقه قرار بگیرید، اینستاگرام طاقچه و نشر چشمه را دنبال کنید. پس از مشخص شدن برنده‌ها با آن‌ها تماس گرفته می‌شود تا برای فرستادن جایزه هماهنگی‌های لازم انجام شود.

برای شرکت در رای‌گیری روی تصویر بنری که با عنوان «رای دادن به داستان منتخب» در صفحه داستان‌های مسابقه قرار داده شده، کلیک کنید تا به صفحهٔ رای‌گیری بروید. در صفحه رای‌گیری می‌توانید به داستان‌ یا داستان‌های منتخبتان رای بدهید. اگر در طاقچه ثبت‌نام نکرده‌اید، قبل از ورود به صفحه رای‌گیری بهتر است در طاقچه ثبت‌نام کنید.

چند پیشنهاد برای اینکه داوری بهتری داشته باشید

شما در این مرحله یکی از داورها مسابقه هستید. برای اینکه بتوانید انتخاب بهتری داشته باشید، پیشنهاد می‌کنیم معیارهای برای خودتان در نظر بگیرید، تا بر اساس آن بتوانید آسان‌تر رای بدهید. این پیشنهادها شاید برای شما کمک کننده باشند؛

- اگر متنی غلط املایی و نگارشی داشت، نمره‌ای ازش کم نمی‌شود اما متنی که شسته‌ رفته باشد و اصول نگارشی را رعایت کرده باشد، می‌تواند به عنوان یک نکته مثبت به حساب بیاید.

- موضوع مسابقه داستان طنز است. بنابراین هر چه متن از لحاظ پرداخت داستانی، شوخی و موقعیت‌های طنز غنی‌تر باشد شانس بیشتری خواهد داشت. در این مسابقه حتی می‌توان گفت طنز بودن، بر داستانی بودن ترجیح بیشتری دارد و در موارد مشابه داستانی که موقعیت و زبان طنز بهتری دارد می‌تواند امتیاز بیشتری بگیرد.

- شوخی‌های تاریخ‌مصرف‌دار، مثل شوخی‌ها و اصطلاح‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌شود یا نوع طنزی که با اتفاق‌های روز شوخی می‌کند (طنز مطبوعاتی) برای این مسابقه چندان مناسب نیست و این شکل از طنزها می‌توانند امتیاز پایین‌تری داشته باشند.

- متن‌ها را با دید کشف استعداد بخوانید و آن‌ها را با شاهکارهای ادبی مقایسه نکنید.

- اگر می‌توانید ابتدا همهٔ آثار را بخوانید و بعد اثر محبوبتان را انتخاب کنید.

به جز رای دادن پیشنهاد می‌کنیم، وقتی متن‌ها را می‌خوانید نظر یا پیشنهادتان را زیر همان داستان در قسمت نظرها بنویسید. پیشنهادها و نظرهای شما می‌تواند به نویسنده‌های تازه‌کار کمک کند تا نقاط قوت و ضعفشان را بهتر بشناسند و بتوانند داستان‌های بهتری در آینده بنویسند.

اگر نظری در مورد برگزاری خود مسابقه نیز دارید در شبکه‌های اجتماعی طاقچه و نشر چشمه می‌توانید پیام بگذارید.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۲)
evenstar
۱۴۰۰/۰۳/۰۶

داستان جالب و پرمغزی بود مفهوم قشنگی پشتش داشت ولی درون مایه طنزش میتونست هنوز غلیظ تر باشه یحی ماجراها خنده دار بودن ولی من حس کردم بیانش تو بعضی جاها اون حس طنزشو رقیق میکنه در کل باحال بود.

- بیشتر
joje_nevisande
۱۴۰۰/۰۳/۰۷

داستان قشنگی بود. شخصیت پردازی ها عالی بودند. طنز داستان کم بود، اما همون کمش هم بامزه بود. داستان محتوای خوبی داشت، فلسفه ی انتخاب اسم ها جالب بود. تنها عیبی که از نظر من داشت این بود که لهجه ی نویسنده

- بیشتر
glass fagner:)
۱۴۰۰/۰۸/۰۵

در یک کلام عالی بود لهجه ی شخصیت های داستان شیرین ترش هم کرده بود دست مریزاد به نویسنده

乙_みG
۱۴۰۰/۰۴/۰۵

آقا خیلی خوب بود،عالی😂😂😂 هم طنز خیلی خوبی داشت هم آموزنده😎 حقتو بگیر ب جای اینکه نقش قربانیو بازی کنی😎💪💪 فضای داستان هم ی چیز ملموسی بود....لهجه هم داشت تو خودش ک جذابش میکرد،هرچند که اولش سخت بود برام ک بفهمم

- بیشتر
•°فرنیا بانو°•
۱۴۰۰/۰۳/۱۶

یک داستان با نمک که با لهجه ای شیرین روایت میشه و شخصیت پردازی خوبی داره و همچنین طنز پردازی نسبتا قوی در کل لذت کافی رو بردم

فاطمه زند
۱۴۰۰/۰۳/۰۸

موضوع خوبی داشت. مبتلا به جامعه👌

باغبان 🤗🌱
۱۴۰۰/۰۳/۱۰

بیشتر از خندیدن از آخر داستان ذوق کردم 😅 آفرین زبیدوووو👌💪 افرین نویسنده💪

پائولو 1400
۱۴۰۰/۰۳/۰۸

سلام درگیری داخل داستان استرس میداد ولی داشتن حال خوب و بردن خواننده به هوای داخل داستان عالی بود

ah.arn
۱۴۰۰/۰۳/۰۶

نکته ی اول درباره داستان این بود که مشکل فرهنگی مهمی رو بیان می کرد مشکلی که هر روز قربانی های زیادی رو در نواحی ای با فرهنگ سنتی ایران میگیره و بیان این مشکلات و مشکلات مشابه در داستان

- بیشتر
آسمان
۱۴۰۰/۰۸/۲۸

عالی بود خصوصا برا منی که با این لهجه ی شیرین، کاملا آشنا بودم جذابیت داستان دو چندان شد. باید به نویسنده دست مریزاد گفت.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۳)
بعد کل کشید که مثلن جو را از ماتم در بیاورد. زن‌ها بی‌معطلی دماغ‌های‌شان را با گوشهٔ چادر گرفتند و پشت‌بندِ دی‌قربون کل کشیدند. یعنی آن‌قدر که سرعت تغییر فازشان بالا بود، من یکی که یک گوشه زیر چادر مادرم همه چیز را رصد می‌کردم، نزدیک بود از حیرت بمیرم.
glass fagner:)
یک روز که خدا می‌داند روزگار،
glass fagner:)
دی‌قربون حکمِ بی‌بی‌سیِ محل را داشت و افتخارِ این‌که همیشه اولین نفری باشد که شخصن، اخبار مربوط به تمام اهالی را، در کمترین زمان، خانه به خانه و لین به لین، منتقل کند؛ بی که چیزی کم بگذارد
glass fagner:)
هفت شکم زاییده بود و هر هفت تا دختر. هر چه این زن و شوهر نافهم اصرار می‌کردند که پسر بزایند خدا بیشتر قهرش می‌گرفت؛ تا آن‌جا که پنجمی و ششمی دو قلو دختر شدند، اما آن زوج، دست از خاک‌برسری برنداشتند.
乙_みG
دی‌قربون، دختر بخت‌برگشته شد «مابس». حالا فکر نکنید اگر زبیدو و شیرو اسم می‌گذاشتند چیزِ خیلی بهتری از آب در می‌آمد. باقی دخترها چه بودند؟ زینو و منو و بُلی و زُلی و آن دوقلوها هم که زَرو و مَرو. تنها فرق‌شان با دختربس و مابس این بود که آن‌ها منتهای بی‌معنایی بودند، اما این دو تا از نظر دی‌قربون قرار بود مسئولیت و بارِ معنایی زیادی را به دوش بکشند!
glass fagner:)
فقط و فقط در راه خدا و ثواب، دروغ‌های مصلحتی گفت
glass fagner:)
سیفو بعدن گفت: «یه فیلمِ کاملن اکشن بود. قهرمان زبیدو بود و ضدِقهرمان دی‌قربون. بقیه هم که هیچ. فقط سیل می‌کردن. یعنی نقش گاو هم از نقشِ اونا بیشتر بود.»
glass fagner:)
خب بهرحال او خانوادهٔ گسترده‌ای داشت که دقیقن با عمل‌کرد مستقیمِ خودِ شیرو شکل گرفته بود. اگرچه طبیعی‌ست که شرح و میزان چنین عمل‌کردهایی از عموم پنهان بماند، اما خب، سیستم روابطِ لین ما، قواعد و چارچوب‌های خاصِ خودش را داشت؛ و لذا شیرو، به لطفِ این عمل‌کرد که نه میزان و نه شرح‌ش ابدن از اهالی پنهان نمی‌ماند، حضور چشم‌گیر و غیرقابلِ انکاری در قصه‌های لین داشت.
乙_みG
همه هم می‌دانستند کلِ ماجرا چیست. قضیه بین دی‌قربون و زن‌ها و خدا و مردها و همه بود غیر از زبیدوی بدبخت.
glass fagner:)
«مو آرتیستُم. یه آرتیست همیشه دنبالِ سوژه می‌گرده. نمی تونُم به خاطر این‌که یکی بابامه، یا یکی دی‌قربون و بزرگِ محل، بیخیال سوژه هام بشُم خو.»
آرین

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲ صفحه
نوع فایلEPUB
شابکundefined
تعداد صفحات۱۲صفحه
نوع فایلEPUB