با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ادکلن تلخ

دانلود و خرید کتاب ادکلن تلخ

مجموعه داستان گروهی

۳٫۸ از ۲۴ نظر
۳٫۸ از ۲۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ادکلن تلخ  نوشته  فاطمه مندنی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب ادکلن تلخ

کتاب ادکلن تلخ مجموعه داستانی جمعی از نویسندگان کانون فرهنگی چوک است. در این کتاب داستان‌های محمدامین پورحسینقلی، فاطمه مندنی، پرستو پارسا و مهتا عباسی را می‌خوانیم.

این کتاب شامل شش داستان کوتاه است که زبان ساده و روانی دارد. 

کتاب ادکلن تلخ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

علاقه‌مندان به ادبیات داستانی ایران را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم. 

بخشی از کتاب ادکلن تلخ

پرستار به خاطر فشاری که به دستش می‌آورم آن را از دستم بیرون می‌کشد و دیگران چیزهایی را به سرمم تزریق می‌کنند که نمی‌دانم چیست ولی از میزان درد کاسته می‌شود و تو انگار که به یک باره دست ازکج خلقی برداشتی و همان پرستار ماسکی به صورتم می‌زند و می‌پرسد: «خوبی؟» ومن لبخند می‌زنم و چشم‌هایم را روی هم فشار می‌دهم وهمین که باز می‌کنم دکتر علیپور عینکش را در می‌آورد و روی میز می‌گذارد و بعد از کمی مکث می‌گوید: «کسی همراهتون نیست؟»

و  من سرم را تا جایی که بشود می‌چرخانم تا شاید پشت شیشه‌های کوچک درب اتاق عمل کسی را ببینم اما هیچکس نیست و ناگزیر کمی خودم را جمع وجور میکنم و در جوابش می‌گویم: «نه دکتر! قرارم نیست کسی بیاد! پس همه چیز و به خودم بگین. کام من به تلخی عادت داره!» و قطره اشکی از گوشه چشمم به پایین می‌افتد. صدای دکتر جراح را می‌شنوم که از پرستار چیزهایی می‌پرسد وچیزهایی می‌خواهد و ونفس عمیقی می‌کشد و بعد رو به من می‌گوید: «چرا اینقدر دیر اومدی دخترجون! با این فشار خون بالا، کنده شدن یه تیکه از جفتت هم برا ما شده قوز بالا قوز» 

و قبل از اینکه من بخواهم حرفی بزنم «بسم الله» می‌گوید و دست به کار میشود. اضطراب را در چشم‌های پرستار که مدام مرا چک می‌کند، می‌بینم. اضطراب را در چشم‌های مامان لیلی هم دیدم؛ وقتی به او گفتم پدرت زن داشته و من میدانستم اما به هزار دلیل خود ساخته که امروز عجیب ، احمقانه و حقیرانه به نظر میرسند، مشکلی با این پستی ندارم و مامان لیلی از همان روز که نگاه‌های خالی از پشیمانی و خجالت من را دید، از همان روز که با وقاحت کمبودهای زندگیم را توی صورتش زدم که خودم را از بازخواست شدن نجات بدهم ،صورتش، صدایش و دست‌هایش را از من گرفت...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۱)
tadai
۱۳۹۹/۱۱/۰۷

سطح داستانها متفاوت هست اما به خواندنش می ارزه.

minaahmadpanah
۱۳۹۹/۱۱/۲۱

برای من جذاب بود. کسی که فیلم زیاد میبینه، راحت تر میتونه بخش های داستان رو مجسم کنه. عین فیلمایی بود که سکانس تو سکانس ذوب میشه، یا نقب میزنه به گذشته و آینده! مجموعه داستان های کوتاهه که موضوع هرکدوم متفاوته، غم

- بیشتر
ოձհձռ
۱۴۰۰/۰۱/۱۵

زیبا بود

رخشنده
۱۳۹۹/۱۲/۰۹

خوب بود،مخصوصا آخرین داستان که به قلم خانم مهتا عباسی عالی خیالپردازی شده بود و جذابیت خاصی داشت✅

Tinali
۱۴۰۰/۰۲/۱۹

کتاب جذاب و قشنگی بود هر داستان موضوع متفاوتی داشت و زبان متفاوت من به شخصه وقتی که کتاب رو تموم کردم ناراحت شدم چون تایم خوبی رو باهاش گذرونده بودم از نظر من داستان مرد ها لیاقت ندارند و اپرای مرگ قشنگ

- بیشتر
~Aralim
۱۴۰۰/۰۴/۱۴

خب این کتاب مجموعه ایی از داستان های کوتاه و زیبایی بود که خب هر کدوم در موضوع های متفاوت نگاشته شده بودند از نظر من یه کتاب خوب تو رو همراه خودش میتونه به قعر داستان ببره و بگذاره

- بیشتر
Dayana
۱۳۹۹/۱۲/۱۴

کتاب خوبی نبود یعنی لااقل من خوشم نیومد و همه داستان هاش گنگ و ناقص بود انگار از چند تا رمان تیکه های کوچکی رو جدا کردن و به عنوان داستان کوتاه گذاشتن اما داستان آخر و روزی که هنوز

- بیشتر
*نگین*
۱۴۰۰/۰۱/۲۸

نخوندم و زیاد مطمئن نیستم خوب باشه. چراکه به قلم چند نویسنده نگارش شده هرکدام از این بزرگواران نظری داشتند و ایده ای. پس نباید انتظار داشته باشیم بی نظیر باشه. از نظر من یک کتاب باید به دست و ذهن یک نفر نوشته

- بیشتر
مهسا
۱۳۹۹/۱۱/۱۶

از همون اول داستان بی سر و ته و گنگ. داستان فقط کلاسیک

کاربر ۲۲۹۶۷۴۸
۱۳۹۹/۱۱/۰۴

خیییلییی بزیییی

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۰ صفحه
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۰/۲۷
شابک۹۷۸-۹۶۴-۷۶۵۸-۸۹-۸
تعداد صفحات۶۰صفحه
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۰/۲۷
شابک۹۷۸-۹۶۴-۷۶۵۸-۸۹-۸