با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
دوست داشتن آغاز مرگ است

دانلود و خرید کتاب دوست داشتن آغاز مرگ است

مجموعه داستان

۱٫۸ از ۵ نظر
۱٫۸ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب دوست داشتن آغاز مرگ است  نوشته  حمید عشقی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب دوست داشتن آغاز مرگ است

کتاب دوست داشتن آغاز مرگ است، نوشته حمید عشقی است. این کتاب اولین مجموعه داستان نویسنده است. مجموعه حاضر همانند زندگی ملغمه‌ای است از تراژدی و درام. ملغمه‌ای از داستان‌های کلاسیک و مدرن. نگارش آن‌ها دو سال به درازا کشید و در بین نگارش کتاب‌های تاریخی، نوشته شده است. اگر در داستانی به انجمن ادبی داستان‌خوانی و یا نویسنده‌ای اشاره شده، به‌طور حتم آن نویسنده و آن انجمن وجود خارجی داشته و بخشی از تجربه زیستی نویسنده است.

خواندن کتاب دوست داشتن آغاز مرگ است را به چه کسانی یپشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب دوست داشتن آغاز مرگ است

من تبدیل به این شده بودم. مثل اینکه کسی بگه این پاندول رو تکون بده. عرق کرده بودم. گریه می‌کردم و خودم رو خیس کردم. مأمورها شروع به خندیدن کردند و التماس‌های من هر سی ثانیه تکرار می‌شد: من زن دارم... بابا به خدا بدبختم... اصلاً چرا من باید این کار رو بکنم... مگه کم بدبختی دارم؟...

و هر بار این جملات را تکرار می‌کردم. بچه که بودم درسم خیلی خوب بود و خیلی سؤال می‌پرسیدم و اگه کسی جواب نمی‌داد، سؤالم رو تکرار می‌کردم. پدرم کارگر کوره‌پز خانه و همیشه خسته بود. وقتی چند سؤال از او می‌پرسیدم از کوره درمی‌رفت و می‌گفت: «من چه بدونم آخه. تو هم وقت گیر آوردی بچه؟... درسات رو خوندی؟... برو درسات رو بخون. برو بشین و بنویس.» وقتی جواب می‌دادم که مشق‌هایم را نوشتم با عصبانیت می‌گفت: «بشین و بنویس. دوباره بنویس. چقدر یه سؤال رو تکرار می‌کنی...»

یک‌بار از آقای صادقی پرسیدم: «تکرار یعنی چی؟» او هم در جواب گفت: «تکرار یعنی مرگ، یعنی هیچی.» تکرار اصلاً قشنگ نیست؛ اما زندگی من تکرار شد. من هر روز مسافرکشی می‌کردم. سکینه هر شب جدا از من می‌خوابید. برادرم یک‌بار گفته بود که سکینه را دیده که سوار ماشین لکسوز همسایه شده. یک‌بار هم بقال محل بدون اسم بردن از کسی گفت: «زنا فکر می‌کنن هر کی لکسوز داره، آدمه!» خیلی از دست همسایه عصبانی بودم...

به شکل دردناکی تکان می‌خوردم. نمی‌دانم چند ساعت بود که تاب می‌خوردم؛ اما یک‌دفعه سروان از در وارد شد و نگاهی به دو تا مأمور و من کرد و گفت: «بیاریدش پایین. بچه پیدا شد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴)
یک روز که به همراه عمو صابر به‌جایی رفته بودیم که خری راه‌راه را زندانی کرده بودند، ما به او نگاه می‌کردیم و او هم همین‌طور. در نگاه خر هیچ‌چیز به‌جز بی‌تفاوتی خوانده نمی‌شد. او حرفی برای گفتن نداشت. من، اما حرف زیادی برای گفتن داشتم ولی حال گفتن، نه.
maryam
داشتن، هرگز چیزی برخلاف نداشتن نیست. داشتن یک‌چیز می‌تواند به معنای نداشتن چیزهایی باشد که می‌بایست باشد؛ اما نیست.
maryam
حماقت اشکال مختلفی دارد؛ اما احمقانه‌ترین شکل حماقت آن است که خود را دانای کل بدانی
maryam
فراموشی آغاز بهبودی است و بهبودی آغاز یادآوری‌های دردناک. یادآوری جنگ دردناک بود. آنچه جنگ را نفرت‌انگیز می‌کند، کشته شدن انسان‌ها نیست، بازماندگان قربانیان، نفرت‌انگیزترین جنبه جنگ هستند. آنان هر روز به یاد خواهند آورد.
maryam

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۲۲ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۵/۰۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۴۳-۰۱۸-۴
تعداد صفحات۱۲۲صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۵/۰۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۴۳-۰۱۸-۴