با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
آقای کاف میم

دانلود و خرید کتاب آقای کاف میم

خاطرات شفاهی حسن کمالیان

۵٫۰ از ۳ نظر
۵٫۰ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب آقای کاف میم  نوشته  رضا پاک سیما  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب آقای کاف میم

کتاب آقای کاف میم خاطرات شفاهی حسن کمالیان مستندساز و عکاس دفاع مقدس است که به همت رضا پاک سیما جمع‌آوری شده است. کمالیان از ابتدای انقلاب با عضویت در واحد سمعی بصری حزب جمهوری اسلامی عکاسی را شروع می کند. یکی از فعالیت های او در سال ۱۳۵۸رفتن به روستاهای دور و نزدیک استان خراسان و پخش فیلم برای مردم بوده است.

درباره کتاب آقای کاف میم

کمالیان از سال ۱۳۵۹ عضو واحد تبلیغات سپاه می شود و به عنوان عکاس، فیلمبردار و بیسیم چی به مناطق جنگی اعزام می شد. او در سالهای جنگ چند مستند و مجموعه های تلویزیونی در مورد وقایع مرتبط با دفاع مقدس ساخته است. در سال های بعد از دفاع مقدس نیز او به فعالیت هایش در قالب تله تئاتر، مستند و فیلم کوتاه و بلند در مجموعه‌هایی چون سپاه، صداوسیما و روایت فتح ادامه می دهد. از جمله افتخارات او کسب دیپلم افتخار بهترین کارگردانی فیلم نیمه بلند برای فیلم یلدای نرگس در دهمین جشنواره فیلم دفاع مقدس است. کتاب آقای کاف میم در پانزده فصل تنظیم و تدوین شده است: هجرت، راز هدیه، دست سرنوشت، علمیات مولای متقیان(ع)، عملیات رمضان، عملیات مسلم بن عقیل، پشت جبهه، کامیاران، عوارض حرفه ای شدن، ارومیه، قربانی فرهنگ سینما، پایتخت نشینی، بازگشت، فراز و نشیب.

خواندن کتاب آقای کاف میم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به هنر پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب آقای کاف میم

1. من طوری نشستم که مقابلم آقای رجایی بود. آقای واعظ طبسی و آقای غفوری فرد، استاندار وقت خراسان هم دوطرف آقای رجایی نشستند. شهید رجایی کمی نان برداشت و خورد. آقای طبسی گفت: «آقای رجایی چرا غذا میل نمی کنید؟!»

تولیت آستان قدس رو کرد به آقای چراغچی که مستخدم آنجا بود و گفت: «برای آقای نخست وزیر غذا بکش.» آقای غفوری فرد آمد غذا را بردارد که خودش بریزد، آقای رجایی ممانعت کرد. رجایی با لحن تندی گفت: «من الآن کلی راجع به قشر مستضعف و تهیدست جامعه حرف زدم، چطور پای این سفره بشینم؟!»

2. دو جوان داشتند دوشکا را روی پایه اش نصب می کردند. به محض اینکه دوربین را دستم دیدند گفتند: «یک عکس هم از ما بگیر.» رو کردم سمتشان گفتم: «دنبال سوژه ام.»

آنها هم جواب دادند: «حتماً باید شهید بشیم که سوژه بشیم؟! خب، عکس بگیر دیگه!»

کوتاه آمدم. دوربین را تنظیم کردم و از این دو نفر عکس گرفتم.

پنج شش قدمی که از آنها دور شدم، صدای مهیبی مرا از زمین کَند و چند متر آن طرف تر پرت کرد. پشت سرم را که نگاه کردم، خمپاره ای روی زمین خورده بود. این دو جوان با چهره ای خونین روی زمین افتاده بودند. وقتی بالاسر آنها رسیدم، هر دویشان شهید شده بودند و سوژه عکاسی.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
محمد
۱۳۹۹/۰۱/۲۶

جنگ پر بوده است از تجربیات تلخ و شیرین که به واسطه‌ی روحیه‌ی ایمان و جهاد بچه‌های انقلاب تا سالهای سال همچون معدنی الماس باید از آن استخراج کرد و صیقل داد و پیش روی نسلهای آتی کشور قرار داد. #آقای_کاف_میم

- بیشتر
بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۶۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۰۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۵۵۴۹-۸-۲
تعداد صفحات۲۶۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰تومان
نوع فایلPDF
تاریخ انتشار۱۳۹۸/۱۱/۰۱
شابک۹۷۸-۶۲۲-۹۵۵۴۹-۸-۲