معرفی و دانلود کتاب به شرط عاشقی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب به شرط عاشقی

کتاب به شرط عاشقی

شهید مدافع حرم سعید سیاح طاهری به روایت همسر

۳.۸(از ۳۲ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب به شرط عاشقی

در کتاب به شرط عاشقی، داستان زندگی و رشادت و شهادت شهید مدافع حرم سعید سیاح طاهری را به روایت همسرش می‌خوانید.

 درباره کتاب به شرط عاشقی

 در کتاب به شرط عاشقی، رضیه غبیشی همسر شهید سیاح طاهری با کمک برادر بزرگوار شهید، ساسان (علی) سیاح‌طاهری، هم‌رزمانش، رضا صریحی، کاظم فرامرزی، مکی یازع، کاظم برندک، مهرزاد ارشدی و در نهایت محمدحسین فرزند ارشد شهید خاطرات و روایات مربوط به زندگی او را جمعآوری و تدوین کرده‌اند. در انتهای کتاب هم تصاویری از مراحل مختلف زندگی شهید بزرگوار قرار داده شده است.

خواندن کتاب به شرط عاشقی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 علاقه‌مندان به خواندن سرگذشت‌نامه‌های شهدا را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

 بخشی از کتاب به شرط عاشقی

روز بعد از رفتنش، برای دیدن بابام به شیراز رفتم. زندگی در جریان بود، اما من خوب نبودم. نمی‌توانستم خوب باشم. دوشنبه شب خانهٔ بابام تماس گرفت و من با شنیدن صدایش آرامش گرفتم. رفتم تو حیاط تا صدایش را واضح‌تر بشنوم. گفت: «سلام خوبی، بابات اینا حالشون خوبه، خودت چطوری، راحت رسیدی؟ من ساعت دو دیشب رسیدم.» به صورت رمزی پرسیدم: «همون جای قبلی هستی؟» گفت: «آره.» با خودم گفتم: ای وای این بارم رفته حلب، همون جایی که ترکش خمپاره تو سرش خورده بود.

- فعلاً اینجام تا ببینم چی می‌شه، حلالم کن.

- حلال زنده و سلامتی.

- کاری نداری؟

- نه قربانت، مواظب خودت باش، خداحافظ.

یک‌باره دلم گرفت و به‌شدت دلتنگش شدم. نفسی عمیق کشیدم. هوای سرد و درخت‌های خرمالوی توی حیاط بی‌برگ و ساکت چون من سکوت کرده بودند. به آسمان سیاه شب نگاه کردم. انگار همه‌چیز مرا زیر نظر داشت: ستاره‌ها، آسمان و حتی درخت‌های خرمالوی منزل بابا.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب به شرط عاشقی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتاببه شرط عاشقی
عنوان دیگرشهید مدافع حرم سعید سیاح طاهری به روایت همسر
موضوعدفاع مقدس، خاطرات، زندگی‌نامه، ادبیات پایداری
نویسندهرضیه غبیشی
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۱۲/۰۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۵.۶۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۶۶۰۹۹۰۶
تعداد صفحه‌ها۲۴۰ صفحه
قیمت کتاب۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

_gomnam137
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۲

ایشون هم توی دفاع مقدس از کشور و دینشون دفاع کردن هم مدافع حرم بودن. کسی که تمام عمرش رو به مبارزه حق علیه باطل بگذرونه خیلی عالیه😍 از کتاب خوشم اومد که جزییات رو بیان کرده بودن اما آخراش رو نخوندم...بیشتر

۰
کوثر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۰۶

کتاب خوبیه

۲
ms
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۰۴

عالی بود حتما بخونید

۰
fatemeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۵

خیلی خوب بود ولی بعضی جاها به نظرم حذف شده بود ولی در کل کتاب خوبی بود !

۰
کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۰۳

سلام لطفا فصل پنجم کتاب بررسی شود، انگار بخش هایی جا به جا نوشته شده

۰

بریده‌هایی از کتاب

«مسئولان بی‌دردند و غصهٔ فرهنگ شهر رو ندارند. جوانان و مردمی که شهرشون مهد تمدن و فرهنگ بود چه گناهی کرده‌ند؟»
کوثر
۸
نگاهی به عکس روی دیوار که با لبخندی نگاهم می‌کرد، انداختم و زمزمه کردم: حاجی، می‌بینی منم مثل تو شدم. کار پشت کار، استراحت ندارم و فعالیت‌هایم ادامه خواهند داشت. ان‌شاءالله تا آخرین نفس.
شهیده
۷
یاد شهید باید زنده بمونه
عضوی از قبیله لیلی ها
۶
به منزل آقای ارشدی هم‌رزمش رفتیم. به او سفارش کرد: «بعد از من مسئولیت گلزار شهدا و برگزاری یادمان با خودته.» ارشدی قول داد: «خیالت راحت حاجی، نگران نباش، به‌سلامت برگردی.»
_gomnam137
۴
بعد از عقد، به منزلشان رفتیم. مادرش و سیما و ملوک دخترعمویش و مهین خواهر کوچک‌تر ملوک که از بچگی با آنها زندگی می‌کردند، به استقبالمان آمدند. در دست ملوک کاسه‌ای پر از گل‌های داوودی بود که از باغ منزلشان چیده بودند. به‌محض ورودم رویم را بوسیدند و گل‌ها را بر سرورویم ریختند. مشتی نقل هم بر سرم پاشیدند. خیلی خوشحال شدم. ساعتی در میانشان بودم و بعد به اتفاق سعید به منزل پدرم رفتیم. مادرم خوشحال به استقبال آمد. مرا در بغل گرفت و بوسید و به سعید تبریک گفت.
_gomnam137
۴
سکوتمان با این انفجار مهیب که بندبند بدنمان شروع به لرزیدن کرد، از بین رفت. انفجاری که با جیغ کوتاه مادرم و نالهٔ پدرم و گریهٔ بچه‌ها، آرامشمان را به هم ریخت. این بدترین حالت بود. اصابت خمپاره‌ها و انفجارشان خبر نمی‌داد و یکباره فرومی‌افتادند و مثل آژیر حملهٔ هوایی خبردارمان نمی‌کرد. شهر من ماجرای تلخی داشت و مردم شهرم همه درگیر این قصه بودند.
_gomnam137
۳
«من حسرت یک آه را به دل صدام گذاشتم، حالا بیام ناله کنم؟!»
برای او
۲
خدایا اگر قراره در آینده همسری به من بدی رزمنده و فعال باشه و با اهداف امام و انقلاب پیش بره. کسی باشه که در اعتقاد از من قوی‌تر باشه که حمایتم کنه.
فاطمه سادات
۰
«مطهری می‌گه زن و مرد مثل دو ستاره هستند که با هم آسمان رو روشن می‌کنند؛ اما هرکدوم فعالیت خودشان رو دارند...» و دقیقاً این اتفاق برای ما افتاد؛ برای ما که با هم بودیم و هرکدام فعالیت خود را انجام می‌دادیم و در کار هم دخالت نمی‌کردیم.
کاربر ۲۴۴۱۰۹۴
۰
منافقین در سال ۶۰ بعد از برکناری بنی‌صدر تهدید کرده بودند که حمام خون راه می‌اندازند و دست به چنین جنایتی زده بودند. با پرتاپ کوکتل‌مولوتف به داخل کانتینرِ محل اقامت پدر و مادر فاطمه و در ساعتی که پدر و مادرش برای کار بیرون رفته بودند و فاطمه در خواب بوده، آنجا را به آتش کشیده بودند و دخترک در آن آتش سوخته بود.
کاربر ۲۴۴۱۰۹۴
۰