جملات زیبا از متن کتاب به شرط عاشقی | طاقچه
تصویر جلد کتاب به شرط عاشقی

کتاب به شرط عاشقی

شهید مدافع حرم سعید سیاح طاهری به روایت همسر

۳.۸(از ۳۲ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
«مسئولان بی‌دردند و غصهٔ فرهنگ شهر رو ندارند. جوانان و مردمی که شهرشون مهد تمدن و فرهنگ بود چه گناهی کرده‌ند؟»
کوثر
۸
نگاهی به عکس روی دیوار که با لبخندی نگاهم می‌کرد، انداختم و زمزمه کردم: حاجی، می‌بینی منم مثل تو شدم. کار پشت کار، استراحت ندارم و فعالیت‌هایم ادامه خواهند داشت. ان‌شاءالله تا آخرین نفس.
شهیده
۷
یاد شهید باید زنده بمونه
عضوی از قبیله لیلی ها
۶
به منزل آقای ارشدی هم‌رزمش رفتیم. به او سفارش کرد: «بعد از من مسئولیت گلزار شهدا و برگزاری یادمان با خودته.» ارشدی قول داد: «خیالت راحت حاجی، نگران نباش، به‌سلامت برگردی.»
_gomnam137
۴
بعد از عقد، به منزلشان رفتیم. مادرش و سیما و ملوک دخترعمویش و مهین خواهر کوچک‌تر ملوک که از بچگی با آنها زندگی می‌کردند، به استقبالمان آمدند. در دست ملوک کاسه‌ای پر از گل‌های داوودی بود که از باغ منزلشان چیده بودند. به‌محض ورودم رویم را بوسیدند و گل‌ها را بر سرورویم ریختند. مشتی نقل هم بر سرم پاشیدند. خیلی خوشحال شدم. ساعتی در میانشان بودم و بعد به اتفاق سعید به منزل پدرم رفتیم. مادرم خوشحال به استقبال آمد. مرا در بغل گرفت و بوسید و به سعید تبریک گفت.
_gomnam137
۴
سکوتمان با این انفجار مهیب که بندبند بدنمان شروع به لرزیدن کرد، از بین رفت. انفجاری که با جیغ کوتاه مادرم و نالهٔ پدرم و گریهٔ بچه‌ها، آرامشمان را به هم ریخت. این بدترین حالت بود. اصابت خمپاره‌ها و انفجارشان خبر نمی‌داد و یکباره فرومی‌افتادند و مثل آژیر حملهٔ هوایی خبردارمان نمی‌کرد. شهر من ماجرای تلخی داشت و مردم شهرم همه درگیر این قصه بودند.
_gomnam137
۳
«من حسرت یک آه را به دل صدام گذاشتم، حالا بیام ناله کنم؟!»
برای او
۲
خدایا اگر قراره در آینده همسری به من بدی رزمنده و فعال باشه و با اهداف امام و انقلاب پیش بره. کسی باشه که در اعتقاد از من قوی‌تر باشه که حمایتم کنه.
فاطمه سادات
۰
«مطهری می‌گه زن و مرد مثل دو ستاره هستند که با هم آسمان رو روشن می‌کنند؛ اما هرکدوم فعالیت خودشان رو دارند...» و دقیقاً این اتفاق برای ما افتاد؛ برای ما که با هم بودیم و هرکدام فعالیت خود را انجام می‌دادیم و در کار هم دخالت نمی‌کردیم.
کاربر ۲۴۴۱۰۹۴
۰
منافقین در سال ۶۰ بعد از برکناری بنی‌صدر تهدید کرده بودند که حمام خون راه می‌اندازند و دست به چنین جنایتی زده بودند. با پرتاپ کوکتل‌مولوتف به داخل کانتینرِ محل اقامت پدر و مادر فاطمه و در ساعتی که پدر و مادرش برای کار بیرون رفته بودند و فاطمه در خواب بوده، آنجا را به آتش کشیده بودند و دخترک در آن آتش سوخته بود.
کاربر ۲۴۴۱۰۹۴
۰