معرفی و دانلود کتاب نامزد خوشگل من! + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب نامزد خوشگل من!

کتاب نامزد خوشگل من!

۴.۶(از ۲۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
حمید داود آبادی
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس، خاطرات

قیمت:

۱۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نامزد خوشگل من!

کتاب نامزد خوشگل من! مجموعه خاطراتی از رزمندگان و شهدا در دوران دفاع مقدس است که با قلم طنز حمید داودآبادی نوشته شده‌اند.

درباره‌ی کتاب نامزد خوشگل من!

حمید داودآبادی در کتاب نامزد خوشگل من! مجموعه خاطراتی متفاوت از دفاع مقدس را نوشته است. ماجراها و داستان‌های کتاب، خاطرات و حوادث بعد از جنگ نویسنده، است. کتاب نامزد خوشگل من! دربردارنده خاطراتی است که مؤلف آن‌ها را در ذهنش مرور کرده و هر کدام در قالب داستانی مجزا بیان شده است. در کتاب نامزد خوشگل من، ۲۸ داستان برگرفته از خاطرات نویسنده را می‌خوانیم. او با مرور وقایعی که برایش اتفاق افتاده است با روایتی طنز و به شکلی هنرمندانه داستان‌هایی متفاوت آفریده است.

کتاب نامزد خوشگل من! را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

اگر از خواندن داستان‌ها و خاطرات رزمندگان و شهدا در دوران دفاع مقدس لذت می‌برید، کتاب نامزد خوشگل من! را بخوانید.

بخشی از کتاب نامزد خوشگل من!

ولی باور کنید من‌هم سُرفه می‌کنم. شب‌ها که همه خوابند. دست خودم نیست. می‌پرسی چرا فاصله ما با فرزندان‌مان زیاد است؟ خب معلومه همین سُرفه‌های شبانه است.

من‌هم که صبح زود باید از خواب ناز و رخت‌خواب گرم دل بکنم و به مدرسه بروم، وقتی نصفه‌شب پدرم با سُرفه‌های سنگینش، مثل خمپارهٔ ۱۲۰ بترکد و شیشه‌های خانه را بلرزاند، از خواب بپرم، خب معلومه از دستش عصبانی می‌شوم و می‌روم جای دیگری می‌خوابم تا صدای تند و زُمُخت سُرفه‌هایش را نشنوم. من‌هم وقتی می‌خواهم درس بخوانم برای کنکور و دانشگاه، وقتی پدرم صدای تلویزیون را تا ته زیاد کند و با سعید حدادیان همراه شود و با خود بگرید و بخواند: «یاد امام و شهدا ... دلو می‌بره کرب‌وبلا ...» اعصابم می‌ریزه به‌هم. بلند می‌شم می‌روم خانه دوستم درس بخوانم.

خب فکر می‌کنید این‌جوری رابطه‌مان نزدیک‌تر و بیش‌تر می‌شود؟

خون؟

خب بله من‌هم خون بالا میارم. ولی ... ولی دفعهٔ قبل که حالم خیلی خراب شد، دکتر ... متخصص جانبازان شمیاییِ دم مرگ! جوابم کرد. شاید ... شاید که نه. مطمئناً ـ مثل همیشه ـ فکر کرد می‌خواهم زور بزنم تا 'درصدجانبازی'ام را بالا ببرم تا مثل رفیق هم‌رزمم، بنیادجانبازان را غارت ... نه این زشته، جارو کنم!

هرچی گفتم:

ـ آخه آقای دکتر قربونت برم ... من خون سرفه می‌کنم ... 

خونسرد رویش را آن‌طرف کرد که نگاهش در چشمم نیفتد و گفت:

ـ آسمِه آقا ... آسم ...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نامزد خوشگل من! و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابنامزد خوشگل من!
موضوعدفاع مقدس، خاطرات
نویسندهحمید داود آبادی
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۱/۰۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۶.۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۲۰۰۱۳۰
تعداد صفحه‌ها۱۸۴ صفحه
قیمت کتاب۱۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مامان نقّاش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۰۴

من دوستش داشتم، انگار یجورایی اون حس مثبت و حال خوبی که تو جبهه ها بود رو برای آدم یادآوری می‌کرد.مخصوصا برای نسل من که اصلا نمیدونیم سایه جنگ چیه و بعضیامون دائما به امنیت کشورمون متلک میندازیم...کتابای آقای داوود...بیشتر

۰
Jaber_313
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۲۰

خاطرات یک مرد جامانده از شهادت . رفتم که خار از پاکشم محمل ز چشمم دور شد یک لحظه من غافل شدم یک عمر راهم دور شد ...

۰
~شهید هادی~
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۱/۱۵

عالی بود، پر از حس خوب👌💛

۰
کتابدوست
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۰۵

فوق العاده بود چقدر حافظه خوبی دارن ماشاءالله دقیق خاطره تعریف میکنن و خیلیم شیرین

۰
کفشدوزک
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۱

عالیه ولی بر خلاف دیکر اثار آقای داوود آبادی طنز نیست

۰
کاربر ۱۷۶۷۳۳۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۱۳

خیلی کتاب قشنگی بود👏👏👏به همه توصیه میکنم

۰

بریده‌هایی از کتاب

چه خوش است که نفس روحم، برسد به مطمئنه برسم به عرش اعلا و شود خدا کنارم
آسمان
۱۳
خندهٔ تلخ من از گریه غم‌انگیزتر است
naruto
۱۲
هر وقت گناه می‌کنم، حالم از خودم به‌هم می‌خوره.
•متکلم وحده•
۱۲
یکی از خاصیت‌های جبهه این بود که: فاصلهٔ دوستی‌ها خیلی کوتاه می‌شد! شده چند ساعت با کسی رفیق می‌شدی، ولی آن‌قدر سریع با او خودمانی و عیاق می‌شدی که خودت احساس می‌کردی سال‌هاست او را می‌شناسی و باهاش رفیق هستی! بدی آن رفاقت‌های محکم و جون‌جونی هم این بود که، عمرش خیلی‌خیلی کوتاه بود!
کتاب خوان
۹
خانواده‌های شهدای حاضر در گلزار شهدا دور او جمع می‌شوند. کسی نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. مادر شهید به‌سمت مسئول نمایشگاه می‌رود و می‌گوید این عکس را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی این عکس را گرفته است؟ آنها نمی‌دانستند صاحب این عکس و عکاس آن کیست. اما مادر شهید می‌گوید: - این هادی منه ... من با دستان خودم این کلاه را برای او بافتم. این هادی منه ...
کاربر ۲۴۴۱۰۹۴
۸
دلم واسه خدا تنگ شده خیلی وقته ندیدمش درست از اون وقتی که عادت کردم به‌دیدن خودم.
•متکلم وحده•
۷
تُف بر چسب دنیا! آره "چسب دنیا" که وقتی بهش بچسبی، دیگه نمی‌تونی جدا بشی.
AshegheAllah *Hoseini*
۶
یه روزی جنگ تموم می‌شه، خیلیا که از جنگ فراری بودن ولی ادعای حزب‌اللهی هم دارن، اون موقع کم میارن و میان کنار همین تانک عکس می‌گیرن که بگن ما هم جبهه بودیم.
کتاب خوان
۴
این بسیجی، با سربند خود لولهٔ اسلحه‌اش را بسته که گردوخاک وارد لولهٔ اسلحه نشود. یعنی این شهید هنوز به خط و صحنهٔ درگیری نرسیده و با اسلحه‌اش هنوز تیر شلیک نکرده است.
کتاب خوان
۴
ـ آخه چی؟ ما هم آدمیم ... ما هم غیرت داریم ... ما هم شرف داریم ... ما هم حق داریم از انقلاب و کشورمون دفاع کنیم ... حق نداریم؟ ـ چرا ... چرا ... ولی آخه ... ـ آخه چی؟ یعنی یه بچهٔ پرورشگاهی بلد نیست تفنگ دست بگیره و جلوی دشمن وایسه؟ درسته که ما پدر و مادرمون رو گم کردیم، ولی دین و ایمون‌مون رو که گم نکردیم.
•متکلم وحده•
۲