بخشی از مقدمه کتاب:
کتابی که پیش رو دارید، دستنوشتههای من و برادرم در زمان حضور او در جبهههای نبرد است که مانند هزارانهزار جوان ایرانی و سرباز میهن اسلامی، خدمت سربازیاش را در جبهۀ جنگ گذراند. حضور عاشقانۀ چنین جوانانی بود که به کشور ما روح استقلال و آزادهخواهی دمید و میهن عزیزمان را از دستبرد و تاراج مصون ساخت. روزهایی که فرزندان غیورِ میهن اسلامیِ ما در جبهه حاضر شدند، پُر بود از اشتیاق و عشق، لبریز بود از غم و اندوهِ جدایی و همهوهمه را فرزندان این میهن بهدوش کشیدند و راه را برای من و شما و هرکس که دلش در آتشِ عشق میهن میسوزد، هموار کردند.
از آن روزهای تلخ و شیرین چندی میگذشت و من در مرور آن روزها، گاه خودم را بهدست رؤیا و خیالات گذشته میسپردم و در میان آنهمه احساس و درد و اشتیاق پرواز میکردم. البته من دیگر آن جوان هفده یا هجدهساله نبودم که بتوانم بهراحتی خود را با تصورات و یادآوری خاطرات گذشته راضی کنم؛ بااینحال، در خلوت و تنهاییِ خود سری به نامههای قدیمی میزدم: نامههای برادرم و نامههای خودم. یکییکی آن نامههایی را مطالعه میکردم که برادرم توانسته بود به من تحویل بدهد. ناگهان جرقهای به ذهنم خورد: همۀ مطالب و گفتههای مستندِ آن زمان را به نسل جوان امروزی منتقل کنم.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب نامههای من و برادرم در جنگ تحمیلی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
خلاصه بعد از ۴۸ساعت، ما به اهواز رسیدیم. حالا میدانم که شهر جنگزده یعنی چه. حالا میدانم آوارهشدن، به روستاها پناهبردن و بهترین زندگی خود را کنارگذاشتن یعنی چه. در اولین ساعت ورود ما به این شهر، میگ عراقی به خانههای مسکونی حمله آورد که چند خانه را نابود و ویران ساخت. تیراندازی بهوسیلۀ توپهای سبک و سنگین بهقدری برای مردم عادی شده است که نهتنها نمیترسند؛ بلکه خیلیها با شجاعت تمام میجنگند و هر روز هزاران نفر برای آموزش از شهر قیام و شهادت، قم، به اهواز میآیند تا در اولین فرصتِ نیازی که داشته باشند، خودشان را به مرزها برسانند و شهرها و روستاها را از اسارت بیگانه نجات دهند.
S
۷
واقعاً مردم در مناطق جنگی چگونه زندگی میکنند و چقدر راحت با جنگ کنار آمدهاند؟ وقتی آن لحظات را در شهر خود تصویر میکنم، بهیقین چقدر سخت و طاقتفرسا خواهد بود. راستی، جبهه برای جوانان دانشگاه بود؛ دانشگاهی که خود دانشجو استاد شده بود. هریک از بچهها از منطقهای آمده بودند و در کنار هم یک هدف و مقصد را میطلبیدند.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
درود بر شما و خانواده محترمتان و همهی وسانی که برای وطن جانفشانی کردند
بسیار عالی بود