معرفی و دانلود رایگان کتاب دوباره می‌ایستم
تصویر جلد کتاب دوباره می‌ایستم
off

کتاب دوباره می‌ایستم

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۴۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
شهلا طاهری

معرفی کتاب دوباره می‌ایستم

«دوباره می ایستم!» نام رمانی نوشته شهلا طاهری، نویسنده معاصر ایرانی است.

سارا و مهراد زوج جوانی هستند که احساس خوشبختی می کنند اما حادثه‌ای باعث می‌شود مهرداد دچار مرگ مغزی شود:

«از بین جمعیت، مهرشاد به طرفم آمد و گفت: «سارا جان آرام باش. بابا دیشب به وسیلهٔ چند آشنا توانسته مهرداد را برای این که شب تا صبح بالای سرش قرآن بخوانند به خانه بیاورد. به تو هم عمداً نگفتیم تا کمی استراحت کنی و بتوانی امروز سرپا باشی. حالا هم اتاق را خلوت می‌کنم تا بتوانی چند لحظه بالای سرش تنها باشی».

پس از نگاهی تشکرآمیز به مهرشاد، سعی کردم محکم روی پاهایم بایستم و با قدم‌هایی استوار به سمت اتاق رفتم و بالای سر همهٔ زندگیم، که حالا با بسته شدن چشم‌های زیبا و عسلی‌اش فنا شده بود، ایستادم.

به صورت زیبا و مردانه‌اش نگاه کردم و زیر لب زمزمه کردم: خدایا! مهرداد که به مرده‌ها نمی‌ماند. مگر مرده رنگ پریده نمی‌شود. صدایش کردم: «مهرداد جان پاشو. بگو که داری با من شوخی می‌کنی و می‌خواهی من را امتحان کنی و ببینی بدون تو چه حالی دارم».

در همین حال، به موهای قهوه‌ای قشنگش که روی پیشانی‌اش ریخته بود دست کشیدم. به خاطر آوردم که بارها گفته بودم مهرداد جان کاش تو با این تیپ و قیافه، هنرپیشه می‌شدی. با این فکر، بی‌اختیار نگاهی به قدّش انداختم. به نظرم چقدر بلندتر شده بود. یادم آمد همیشه در مهمانی‌ها کفشی که ده سانتی‌متر پاشنه داشته باشد می‌پوشیدم تا قدّم صد و هفتاد و پنج سانتی‌متر بشود. اما باز هم مهرداد هفت سانتی‌متر از من بلندتر بود. همین طور که به قدّش نگاه می‌کردم، دست‌هایش را در دستم گرفتم و گفتم: «عزیزم. من بدون تکیه به این دست‌ها نابود می‌شوم. مهرداد جان، یادت هست آن روز که نزدیک بود تصادف کنم به من گفتی من بدون تو می‌میرم؟ حالا به من بگو من بدون تو چه کار کنم؟»

همین طور که مشغول یادآوری روزهای قشنگ زندگیم با مهرداد بودم و برایش زمزمه می‌کردم، مادرم داخل اتاق آمد و گفت: «سارا جان، بابا می‌گوید از اتاق بیا بیرون. فامیل می‌خواهند بیایند از مهرداد خداحافظی کنند».

نگاهی به مادرم انداختم و گفتم: «چه کسی جز من حق دارد در کنار مهرداد باشد؟»»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دوباره می‌ایستم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدوباره می‌ایستم
موضوعداستان ایرانی
نویسندهشهلا طاهری
انتشاراتانتشارات حبله‌رود
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۱/۱۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۷۸۴۵۶۲
تعداد صفحه‌ها۲۲۷ صفحه
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

elahe
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۴/۲۸

به نظرم خیلی از قسمت های داستان،به دور از واقعیت به نظر میرسید،و من برای من جذابیتی نداشت و ازش رد میشدم

۰
کاربر ۱۸۴۶۱۳۵بانو
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۲۶

خوب بود نگرش جالبی را برای ارواح ترسیم کرده وبه نظرم ارامش بخش بود

۰
Dayana
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۱۴

کتاب قشنگی بود اما یک ایراداتی هم داشت مثلا نویسنده در القای حس سارا موقع شنیدن خبر فوت مهرداد و خوشه ضعف داشت ـ ویا چهره افراد رو زیادی توصیف میکرد و این خسته کننده بود ـ بنظرم ازدواج علی...بیشتر

۳
Narges
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۰

این کتاب رو وقتی میخوندم بعضی وقتا خودم رو جای سارا میزاشتم البته فقط قسمتایی که خوب و جالب بود. از نویسنده ی این کتاب تشکرمیکنم

۰
مینا
توصیه نمی‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۸

وقتتون رو هدر ندید

۰
F.MAHDI313
۱۳۹۹/۰۴/۰۸

عالی بود، توصیه می کنم که حتما این کتاب رو بخونید 😊

۰
کاربر ۱۵۷۲۸۲۱
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۳

خیلی خوب بود حتما پیشنهاد میکنم بخونید

۰
زینب دهقانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۷

بسیار عالی

۰
mohamad reza
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۸

کتاب خوب و روانی بود متنش قشنگ بود

۰
gol
۱۳۹۸/۰۴/۱۷

بسیار عالی

۰
پناه...66B
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۲

خوب ورمانتیک

۰
avaz
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۲/۲۵

مطالعه این کتاب باعث میشه افکار کسایی که نظرش نسبت به ازدواج دید مثبتی نیست تغییر کنه،در کل کتاب خوبی بود و میشه ازش چیزهای خوبی یاد گرفت...

۰
farzane
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۰۳

کتاب خوبی بود کشش داشت, روان بود و مشکلات زنان مطلقه و بیوه رو در جامعه ایران خوب به تصویر کشیده.

۰
کاربر ۹۴۵۰۳۵
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۶/۰۹

غم انگیز بود

۰
کاربر ۱۶۴۸۹۷۶
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۴

من براساس نظردوستان کتاب روبراخوندن انتخاب کردم ولی خیلی خوشم نیومدحالاشماهم بخونیدببینی نظرتون چیه...

۰

بریده‌هایی از کتاب

helya.B
۹
انسان‌ها متفاوت از هم فکر می‌کنند و عقاید متفاوتی دارند و هر کسی عقیده‌اش را درست‌تر از دیگران می‌داند.
Dayana
۷
«از خدا ممنونم که به مغز انسان قدرت تصور داده تا با آن بتواند آنچه را که آرزو دارد تصور کند».
khazar
۶
اُشو می‌گوید هر مردی تصویر زنی را در درون خود حمل می‌کند و هر زنی تصویر مردی را. زمانی که شخصی در جهان بیرونی با تصویر درونی تو منطبق شود عاشق می‌شوی، که اگر چنین نبود هرگز کسی عاشق نمی‌شد.
Dayana
۴
«وقتی عاشق می‌شوی، انگار یک نهال را در قلبت می‌کارند. اگر این عشق پاک و واقعی باشد، این نهال پا می‌گیرد و رشد می‌کند. آن وقت است که همهٔ زندگی‌ات تحت تأثیر این عشق قرار می‌گیرد. ولی متأسفانه بعضی‌ها مجبور می‌شوند برای صلاح روزگار از عشقشان بگذرند و آن را فقط در قلبشان نگه دارند. در این حالت است که این نهال بغض می‌کند و مثل درختچهٔ مینیاتوری همهٔ غصه‌هایش را در تنه و ساقه‌اش نگه می‌دارد و کوچک می‌ماند. ولی وای به زمانی که از عشقت نگذری و آن را به صلاح زندگی ترجیح بدهی. آن وقت است که این نهال ریشه می‌کند و ساقه‌اش بلند می‌شود. آن‌قدر که تو از پس بلند شدن و پر شدن ریشه و ساقه و برگ‌هایش برنمی‌آیی».
Dayana
۴
«چه زیباست شب‌هایی که عطر تو به خاطر بودنت در خانه‌ام می‌پیچد»
عاطفه
۲
«چه زیباست شب‌هایی که عطر تو به خاطر بودنت در خانه‌ام می‌پیچد»
Aida
۲
کسی که خواهان خوشبختی دیگران است در هر زمانی فرشته است.
زینب دهقانی
۲
. - آنجل. اُشو می‌گوید هر مردی تصویر زنی را در درون خود حمل می‌کند و هر زنی تصویر مردی را. زمانی که شخصی در جهان بیرونی با تصویر درونی تو منطبق شود عاشق می‌شوی، که اگر چنین نبود هرگز کسی عاشق نمی‌شد. آنجل. تصویر زنی که در درون من است مربوط به توست.
Aida
۱
«از خدا ممنونم که به مغز انسان قدرت تصور داده تا با آن بتواند آنچه را که آرزو دارد تصور کند».
زینب دهقانی
۱
خیلی تیره هم نشد عیبی ندارد. فقط خیلی رنگ جیغ نداشته باشد. - خب چرا این قدر به رنگ حساس هستید؟ - آخه سارا جان، بالأخره تو هنوز غم از دست دادن مهرداد را داری. اگر توی این مجلس خیلی شاد باشی می‌گویند ببین رفته آن سر دنیا همه چیز از یادش رفته. - چشم مامان. می‌دانم که باید نرقصم، نخندم، حتی گاهی بغض کنم تا مردم، مردم، مردم، دهانشان را به روی حرف‌های یاوه ببندند. - عصبانی نشو مادر. ما هم اگر ببینیم یکی بعد از مرگ شوهرش شاد و شنگول باشد خب حرف می‌زنیم. - خب پس مامان ذهنیت خودت بد است که فکر می‌کنی مردم این‌طوری هستند. اگر شما به این چیزها فکر نکنی در مورد مردم هم این تصورات را نداری. من فکر می‌کنم بهتر است اول از خودمان شروع کنیم و به کار مردم کار نداشته باشیم.