معرفی و دانلود کتاب اقیانوس ها چرخ می زنند + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب اقیانوس ها چرخ می زنند
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب اقیانوس ها چرخ می زنند

نوع کتاب
۵.۰(از ۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
پری آخته

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب اقیانوس ها چرخ می زنند

کتاب «اقیانوس‌ها چرخ می‌زنند» خاطرات ناوسروان تکاور مهدی ارتیانی به قلم پری آخته است. آخته حدود ۳۵ ساعت با این تکاور نیروی دریایی مصاحبه کرده است که حاصلش را در این اثر می‌خوانید: «نگاه پدرم قفل شده بود به نگاهم. بغض داشت خفه‌ام می‌کرد. کم‌کم داشت پشت لب‌هایم سبز می‌شد. کلاس سوم دبیرستان و شانزده‌ساله بودم. احساس عجیبی مثل بی یار و یاور شدن و بی‌کس شدن داشتم. پدرم یک ماه می‌شد که توی خانه بستری بود. ساعت چهار بعدازظهر روز سه‌شنبه بود. دورتادورش نشسته بودیم، اما نگاهش بیشتر به من بود. توی دلم می‌گفتم: «حتماً مادر و خواهرها و برادرم، محسن، رو به من می‌سپاره.» فشار خون زیاد باعث شده بود کلیه‌هایش از کار بیفتند. سیستم بدنش کلاً به هم ریخته بود. بعد از فوت پدرم، چون پسر بزرگ خانواده بودم، مسئولیت خانواده به گردن من افتاد. هنوز شور و هیجان نوجوانی توی وجودم بود، اما می‌دانستم تأمین مخارج خانواده با من است و باید برای خودم کاری دست‌وپا کنم. مادرم اصرار می‌کرد درسم را ادامه بدهم، ولی ترک تحصیل کردم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اقیانوس ها چرخ می زنند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:اقیانوس ها چرخ می زنند
موضوع:دفاع مقدس، خاطرات
نویسنده:پری آخته
انتشارات:انتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۶/۱۰/۱۰
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۹۹ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۰۳۱۷۶۵۲
تعداد صفحه‌ها:۱۰۰ صفحه
قیمت کتاب:۷۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مهدیس رحمت خواه
۱۳۹۸/۰۷/۱۹

چقدر زیبا بودداستان خرید دوچرخه تا آخر مسابقات کشتی مهدیس ۱۱ساله

۲
مرئوف خدا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۷/۰۷

عالی.مثل اینه که کنار قهرمان داستان نشستی و داره برات خاطره تعریف میکنه.نمیشه کتاب رو کنارگذاشت.شیرین و زیبا است

۰

بریده‌هایی از کتاب

مرئوف خدا
۲
بعد از رفتن حمید به سنگر رفتم و نامه را باز کردم. داخل پاکت عکسِ دخترِ هفت‌ماهه‌ام بود؛ خوشگل و تپل و سفید با پیراهن قرمز و موهای سیخ‌سیخ و لب‌های غنچه‌ای. از روی عکس صورت و دست‌های دخترم را بوسیدم. پروین نوشته بود که اسم دخترمان را آذر گذاشته است. تا صبح بیش از ده بار نامه را خواندم و گریه کردم.