با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بساط

دانلود و خرید کتاب بساط

۴٫۰ از ۶۱ نظر
۴٫۰ از ۶۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بساط  نوشته  تولگا گوموشآی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب بساط

«بساط» نام داستانی کوتاه از تولگا گوموشای، نویسنده معاصر اهل ترکیه است که داستان کوتاه «بازگشت به خانه» نیز از او در مجموعه «مطالعه در وقت اضافه» طاقچه منتشر شده است. «در محله‌های حاشیه نشین بساط پهن می‌کرد. سرش را پایین انداخته و هردفعه به سمتی می‌رفت. در بساطش چیزهای متفاوتی داشت. مثلاً در این موقع کفش و لباس داشت. همیشه یک با بالاپوش لاجوردی نیروی دریایی تنش بود و یک کلاه کوچک سیاه روی سرش ویک بقچه‌ی بزرگ روی کولش که می‌رفت و می‌رفت و یکدفعه از حرکت باز می‌ایستاد. مثل کسی که چیزی را فراموش کرده باشد. بعد گویا آن مورد فراموش شده را به یاد آورده، نفس راحتی می‌کشید و بقچه‌ی بساطش را باز می‌کرد با یک حرکت دست روزنامه‌ها را پهن می‌کرد و چند تکه لباس و دو، سه جفت کفش را روی آن‌ها می‌چید.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳۰)
اسمـــاء
۱۳۹۸/۰۷/۱۱

کوتاه بود و عمیق

hamidrnj
۱۳۹۷/۱۲/۲۳

نمیدونم ذهن من تصویریه یا این داستان خیلی تصویری به نظر میاد، خوب بود👍

shadi
۱۳۹۸/۰۴/۱۹

خیلی سخته بخوای گذشتتو ب حراج بذاری.خوب بود داستانش

Ali Ghorbani Gazar
۱۳۹۸/۰۸/۱۸

احساس علاقه به چیزهایی که دیگه نمیخوایشون...... ممکنه بخواید از سایه سنگین چیزی که رو سرتونه رها بشید ولی همون سایه سنگین خیلی واستون خاطره انگیز بوده.

آوا داوودی فر
۱۳۹۹/۰۳/۲۶

چقدر عالی بود خیلیییی خیلیییی... دقیقا فهمیدم چی می گه و درکش کردم. وقتی چیزی که دوست داری رو نداری ترجیح میدی دیگه هیچ چیزی نداشته باشی

Mohammad Bagheri
۱۳۹۹/۰۵/۱۰

خوب بود، فقط آخر داستان به نظرم بی معنی شد.

akram
۱۳۹۹/۰۵/۲۵

کوتاه و مختصر؛ نظر کسی که از زندگی بریده و می خواهد وسایلش را به کسی بدهد که نیازمند است

زهره
۱۳۹۸/۰۶/۱۹

خوندم.دو بار پشت سر هم خوندم.خیلی قشنگ و متفاوت بود.واقعا کسی رو میشناسید که جسارت این کار رو داشته باشه.

goddess
۱۳۹۸/۰۵/۱۴

دارایی هایی که با نداری شون برات یکی شده حراج ش می کنی که حداقل نصیب سطل زباله نشه(یعنی هنوز احساس تعلق بهش داری و می خوای جای بره که مفید باشه) آخر داستان بخشیدگی خونه به یک زن بی

- بیشتر
Ghazal..
۱۳۹۸/۰۳/۰۲

او عاشق رها شدن بود..🍃

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۹)
از آدم‌های دریده و حریص که چشمشان سیری ندارد خوشش نمی‌آمد. وقتی افراد فقیر و نیازمند هستند اینها چرا. زمانی هم که این افراد پافشاری می‌کردند لباسی را هم که دستشان بود ازشان می‌گرفت.
Anita Moghaddam💙💙
حاشیه نشین بساط پهن می‌کرد. سرش را پایین انداخته و هردفعه به سمتی می‌رفت. در بساطش چیزهای متفاوتی داشت. مثلاً در این موقع کفش و لباس داشت. همیشه یک بالاپوش لاجوردی نیروی دریایی تنش بود و یک کلاه کوچک سیاه روی سرش و یک بقچهٔ بزرگ روی کولش که می‌رفت و می‌رفت و یکدفعه از حرکت باز می‌ایستاد. مثل کسی که چیزی را فراموش کرده باشد. بعد گویا آن مورد فراموش شده را به یاد آورده، نفس راحتی می‌کشید و بقچهٔ بساطش را باز می‌کرد با یک حرکت دست روزنامه‌ها را پهن می‌کرد و چند تکه لباس و دو، سه جفت کفش را روی آن‌ها می‌چید.
Anita Moghaddam💙💙
یک بقچهٔ بزرگ روی کولش که می‌رفت و می‌رفت و یکدفعه از حرکت باز می‌ایستاد. مثل کسی که چیزی را فراموش کرده باشد. بعد گویا آن مورد فراموش شده را به یاد آورده، نفس راحتی می‌کشید و بقچهٔ بساطش را باز می‌کرد با یک حرکت دست روزنامه‌ها را پهن می‌کرد و چند تکه لباس و دو، سه جفت کفش را روی آن‌ها می‌چید.
Mohammad Alikhani
مشتری‌ها که تصمیم به خرید یکی از آن‌ها می‌گرفت دست در جیبش کرده تا پولش را پرداخت کند دایی صافت با تحکم می‌گفت: دستتو از جیبت در نیار. و به اندازهٔ قیمتی که گفته بود از جیب خودش پول در آورده و کف دست مشتری می‌گذاشت.
علی صالحی
خودش دلش می‌خواست از شر چیزهایی که متعلق به او بود راحت شود ولی دلش راضی نمی‌شد برای این کارآنها را به زباله‌دانی بیندازد.
Numb
دایی صافت از اینکه نجات یافته از آنچه که متعلق به او بود حسی خوبی پیدا می‌کرد.
Numb
بعد نوبت سند خانه می‌رسد. آن را به یک زن خواهد داد. به یک مادر بی همسر. برای رسیدگی به خانه آنها بهترین گزینه هستند. بعد در خیابان خوابیده و در خیابان بیدار خواهد شد. و در این بین به بساط دیگران سر خواهد زد.
Mohammad Alikhani
این‌ها که تمام شود بقچه‌اش را با آلبوم‌های خانوادگی پر خواهد کرد و برای فروش خاطراتش به بیرون خواهد رفت.
Numb
خودش دلش می‌خواست از شر چیزهایی که متعلق به او بود راحت شود ولی دلش راضی نمی‌شد برای این کارآنها را به زباله‌دانی بیندازد.
safora_fakor