با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
من ادواردو نیستم! ۷۲ داستانک از زندگی ثروتمندترین شهید شیعه؛ مهدی (ادواردو) آنیلی

دانلود و خرید کتاب من ادواردو نیستم! ۷۲ داستانک از زندگی ثروتمندترین شهید شیعه؛ مهدی (ادواردو) آنیلی

۴٫۷ از ۸۰۴ نظر
۴٫۷ از ۸۰۴ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب من ادواردو نیستم! ۷۲ داستانک از زندگی ثروتمندترین شهید شیعه؛ مهدی (ادواردو) آنیلی  نوشته  گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب من ادواردو نیستم! ۷۲ داستانک از زندگی ثروتمندترین شهید شیعه؛ مهدی (ادواردو) آنیلی

«من ادواردو نیستم» ۷۲ داستانک از زندگی ثروتمندترین شهید شیعه، مهدی (ادواردو) آنیلی برای نوجوانان است.

این کتاب خاطرات کوتاه از مردی است که دین و ایمانش را به دنیا و مظاهرش نفروخت.

مردی که ثابت کرد می‌شود در درّهٔ گناه بود، اما زنجیرهای شیطان را پاره کرد و تا اعلی علّیین بهشت پرواز کرد.

مردی که بزرگ‌ترین آرزویش این بود که تا وقتی زنده است امام زمانش ظهور کند و از یارانش شود.

شهید ادواردو آنیلی فرزند جیانی آنیلی، یکی از سرمایه داران بزرگ ایتالیایی و مالک سابق مجموعه فیات و مارلا کاراچو بود. او در جوانی به اسلام و سپس به مذهب تشیع گروید و این موضوع بر خاندان بزرگ و قدرت‌طلب او که با صهیونیست‌ها نیز همکاری‌های گسترده داشت، سخت گران آمد. ادواردو چندبار به ایران سفر کرد و با امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای دیدار نمود و به زیارت امام هشتم رفت. گرایش او به اسلام و فعالیت‌های ضد استبدادی‌اش باعث شد که سرانجام در ۱۵ نوامبر سال ۲۰۰۰ به دست عوامل ناشناس و طرزی مشکوک به قتل برسد. جسد او را زیر پل «ژنرال فرانکو رومانو» در بزرگراه تورینو به ساوونا یافتند و شواهد حاکی از آن بود که ادواردو از روی پل ۸۰ متری مذکور به پایین پرت شده است.

برخی رسانه‌ها مرگ ادواردو را توطئه‌ای صهیونیستی دانسته‌اند و در سال ۲۰۰۱ نیز در ایران فیلمی ساخته شد که شواهد و مدارکی دال بر ترور ادواردو به دست صهیونیست‌ها ارائه کرد.

بخشی از کتاب:

داشت از کنار قفسه‌های کتابخانه رد می‌شد و به کتاب‌ها نگاه می‌کرد. جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، فلسفه، تاریخ، رمان، شعر. جلوتر رفت. چشمش خورد به کتابی که در میان بقیهٔ کتاب‌ها فرو رفته بود و مقداری خاک رویش نشسته بود. بی‌اختیار دست برد سمتش و از قفسه درش آورد. نگاهش کرد. ترجمهٔ انگلیسی کتاب مسلمانان بود. رویش نوشته بود: «The Holy Quran».

کتاب را باز کرد. چند سطری از آن را خواند. به نظرش جالب آمد. کتاب را ورق زد. چند سطر دیگر را خواند. به نظرش جالب‌تر آمد. گوشه‌ای از کتابخانه روی صندلی نشست و مشغول خواندن شد. یک ساعت گذشت. دو ساعت گذشت. سه ساعت گذشت و... کتاب برایش زیبا بود. نمی‌توانست برای یک لحظه هم کنار بگذاردش. هر چه بیشتر می‌خواند، بیشتر لذت می‌برد. حس می‌کرد گمشده‌اش به او نزدیک شده. کتاب را از کتابخانهٔ دانشگاه امانت گرفت و برد خوابگاه.

noname
۱۳۹۹/۰۸/۰۶

کتاب خیلی خوبیه. کوتاه اما جذاب، اثر گذار، به شدت اموزنده.جمله ی "خدا هر در بسته ای را می گشاید" شهید خیلی به دلم نشست، ارامش بخشه، هر وقت با خودم تکرارش می کنم حالمو خوب می کنه و نگرانی

- بیشتر
اللهم عجل لولیک الفرج
۱۳۹۹/۰۸/۱۶

بسیار عالی و تاثیرگذار... این کتاب داستان زندگی ثروتمندترین شهید شیعه هست که بعلت مسلمان‌شدن؛ توسط خانواده محروم از ثروت میشه اما تمام این محرومیتها و محدودیت‌ها کوچکترین تاثیر منفی‌ای در هدف زندگی شهید نداشته. تلنگری که با فکر به هدف آفرینش

- بیشتر
امید مشهدی تفرشی
۱۳۹۹/۰۸/۲۸

عالی. فقط کاش بیشتر بود. یعنی بیشتر زندگیش رو بیان میکرد. البته توی متن هم اومده که صهیونیستا خیلی نمیزارن چیزی درز پیدا کنه و همین میزان هم با کلی سختی دراوردن. خلاصه عااااالی

amir
۱۳۹۹/۰۹/۱۷

واقعا زیبا بود ای کاش دین و ایمان ما هم مثل ادواردو بود ای کاش مسئولین ما این کتاب رو میخوندن و از این شخصیت بزرگ یاد میگرفتند.

asma sharifi
۱۳۹۹/۰۹/۲۷

واقعاً آشنا شدن با این شهید تصور من رو نسبت به دنیای غرب تغییر داد. من فکر می کردم غرب خیلی پیشرفته و مدرنه اما فهمیدم با ما مسلمانان چقدر مخالف هستند .

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷۸۱)
«دنیا تشنهٔ فرهنگ علی بن ابیطالب (ع) و فرزندانش است. مشکل از ماست. اگر ما بتوانیم شیعه را خوب به دنیا معرفی کنیم همه شیعه می‌شوند.»
Leben
به رفیقش گفته بود: «توی اروپا شهری مذهبی بود. خیلی‌ها دوست نداشتند چنین شهری، مذهبی باشد. دلشان می‌خواست از مذهبی بودن بیندازندش. آن‌قدر دور و اطراف شهر و توی شهر، مراکز تفریحی و سرگرمی ساختند که الان دیگر هیچ کس آن شهر را به عنوان یک شهر مذهبی نمی‌شناسد. شما ایرانی‌ها هم مراقب باشید. مراقب باشید که مشهد را فقط به نام علی بن موسی الرضا (ع) بشناسند!»
Leben
مهدی باکری را خیلی دوست داشت. خرابش بود. از آن جمله‌اش که گفته بود: «دلم می‌خواهد مفقودالاثر شوم تا جنازه‌ام حتی یک متر از زمین خدا را اشغال نکند»، خیلی خوشش می‌آمد. بهم می‌گفت: «مهدی باکری باید خیلی شلّاق عرفان را خورده باشد که چنین جمله‌ای را گفته باشد.»
Leben
گفت خداوند هر درِ بسته‌ای را می‌گشاید
amid :)
«توی اروپا شهری مذهبی بود. خیلی‌ها دوست نداشتند چنین شهری، مذهبی باشد. دلشان می‌خواست از مذهبی بودن بیندازندش. آن‌قدر دور و اطراف شهر و توی شهر، مراکز تفریحی و سرگرمی ساختند که الان دیگر هیچ کس آن شهر را به عنوان یک شهر مذهبی نمی‌شناسد. شما ایرانی‌ها هم مراقب باشید. مراقب باشید که مشهد را فقط به نام علی بن موسی الرضا (ع) بشناسند!»
KissGod
مراقب باشید که مشهد را فقط به نام علی بن موسی الرضا (ع) بشناسند!»
حکیمی
نمی‌دانم سرِ چه چیزی بود اما بین حرف‌هایش رو کرد به من و گفت: «تعجب می‌کنم که توی ایران آیت‌الله خامنه‌ای به بعضی مسائل اشاره می‌کند، اما خیلی‌ها انگار حرفش را نمی‌گیرند. هیچ توجهی به سخنانش نمی‌کنند و کار خودشان را انجام می‌دهند.» آن موقع دقیق نمی‌دانستم منظورش کیست. الان خوب می‌توانم حدس بزنم.
🐝 Mina 📚
«سعی کن بازیچهٔ دست پول‌پرستان و دنیاپرستانی که اطرافت هستند نشوی!»
حکیمی
«دنیا تشنهٔ فرهنگ علی بن ابیطالب (ع) و فرزندانش است. مشکل از ماست. اگر ما بتوانیم شیعه را خوب به دنیا معرفی کنیم همه شیعه می‌شوند.»
حکیمی
«توی اروپا شهری مذهبی بود. خیلی‌ها دوست نداشتند چنین شهری، مذهبی باشد. دلشان می‌خواست از مذهبی بودن بیندازندش. آن‌قدر دور و اطراف شهر و توی شهر، مراکز تفریحی و سرگرمی ساختند که الان دیگر هیچ کس آن شهر را به عنوان یک شهر مذهبی نمی‌شناسد. شما ایرانی‌ها هم مراقب باشید. مراقب باشید که مشهد را فقط به نام علی بن موسی الرضا (ع) بشناسند!»
javad lak

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۹۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۵۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۱۷
تعداد صفحات۹۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۵۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۱۷