«پسر سناتو» رمانی عاشقانه، نوشته نویسنده معاصر، حیدر حبیبی است.
آرمان پسری از یک خانواده ثروتمند است که در یک روز بارانی دختری زیبا توجه او را جلب میکند. دختر که در باران خیس شده، ناچار سوار ماشین آرمان میشود؛ غافل از این که او قصد دوستی و ادامه رابطه با دختر را دارد. هنگام پیاده شدن دختر آرمان با اصرار قراری دوباره میگذارد و دختر را با خود به میهمانیای میبرد که تا به حال تجربهاش را نداشته است:
«مینا گیلاس مشروب را روی بار کنار دستش گذاشت و سیگاری از پاکت بیرون کشید و به طرف دخترک گرفت:
- بگیر ... سیگار که میکشی ... نکنه اینم ازت برنمیآد.
- ممنون.
- نکنه اومدی اینجا فقط در و دیوارو نگاه کنی؟!
آرمان که نگران شده بود گفت:
- سر به سرش نذار.
مینا با خندهٔ مستانهای گفت:
- اینو دیگه از کجا آوُردی؟!
بعد دست به روسری دختر برد و آن را از سرش کَند، متعاقبش قهقههٔ مستانهای سر داد و در همان حال گفت:
- اینو که میتونی از سرت برداری! نشانهٔ بیفرهنگی و تحجّر رو!
دخترک که خود را بیسلاح یافته بود، زیر نگاه پر تمسخر مدعوین که مست و لایعقل به او میخندیدند و به حرکات مشمئزکنندهٔ مینا زل زده بودند، احساس حقارت و ناتوانی کرد. او که هیچگاه با چنین وضعی روبه رو نشده بود و تجربهٔ چنین خفتی را نداشت تنها اسلحهٔ خود را گریه یافت و ناخودآگاه دست برد و روسری را از دست مینا قاپید. بعد درحالیکه روسری را با هر دو دست روی سرش نگه داشته بود، شتابان از آن جمع دور شد و گریان خود را به آسانسور رساند.
آرمان سراسیمه، قبل از آنکه دختر وارد آسانسور شود، خود را به او رساند. گریهٔ دخترک یک آن قطع نمیشد. سیلاب اشک بود که بر گونههایش میریخت و رخ گلگونش را خیس و مرطوب میساخت. هقهقکنان به خود لعنت و نفرین میفرستاد که چرا پا به آن مکان ناشناخته نهاده است؟»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب پسر سناتور و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
من فقط نمونه رو خوندم یکم به نظرم داستان از نمونشم آبکی اومد
آخه ت زمونه الان کدوم دختر انقد ساده و احمقه
کاملا ژانر قابل پیشبینی
پسر پولدار خوش گذرونی که عاشق یه دختر ساده شده
اخه دختر ضایع آدم تا با یکی...بیشتر
۰
درتکاپو...
۱۳۹۸/۰۴/۲۹
حیف وقتی که گذاشتم برای خوندنش!
۱
nill
۱۳۹۷/۰۸/۰۸
خیلی کسل کننده بود
۳
~Aralim
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۴/۱۴
میدونید؟ بکار بردن تخیل تو داستان باعث جذابیت داستان میشه و در عین حال اگه تخیل رو اشتباه بکار ببری و ندونی که دقیقا چجوری خیالت رو بنویسی خب یه جورایی داستانت میره رو مخ..
من کتاب را دوست داشتم تقریبا خوب بود فقط اینکه نویسنده ی محترم خیلی طولانیش کرده بودندو این باعث زده شدن از چنین کتاب هایی میشه ولی درکل دست نویسنده درد نکنه خداقوت میگم انشاالله کتاب های بیشترو مفیدتر دیگری...بیشتر
۰
kamrang
۱۳۹۷/۰۹/۱۰
خیلی بد !
۰
*zahra*
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۶/۲۸
خیلی خوب بود خوشم اومد پیشنهاد میکنم بخونین 🙂
۰
maryam342
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۹/۱۵
بسیار زیبا. در دوران حکومت شاهنشاه و فضای ستمگری که معصومی درست از دلش بیرون میاد اصل داستان عاشقانه اس و بسیار لطیف نوشته شده ولی سبک خیلی خوبی داره بخصوص صحبت های پرستو و آرمان...طوری که پرستو با حوصله...بیشتر
۳
فاطمه
۱۳۹۸/۰۶/۲۱
اولش خوب بود فقط
۰
𝓢𝓱𝓪𝓱𝓲𝓭 𝓔𝓫𝓻𝓪𝓱𝓲𝓶 𝓗𝓪𝓭𝓲
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۷/۲۶
کتاب خوبی بود مخصوصا زمانی ک عشق زمینی رو باعشق آسمانی مقایسه میکنه
۰
st1385af
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۶/۲۲
حرف نداشت عالی بود تو رو خدا از این رمان ها بیشتر بزارید داستان هاش جوریه که خواننده خودش رو میتونه جای اون فرد در داخل داستان قرار بده و جذابیت زیادی داره و اصلا دوست نداری از پای داستان...بیشتر
۴
Setayesh
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۲/۰۶/۰۳
داستانش خیلی خنک بود و ابکی حتی فصل هم نداشت اواش خوب بود ولی یهو به گا رفت حیف وقتی که براش گذاشتم به نظرم اصلا وقتتون رو هدر ندید
۰
کاربر ۳۶۳۹۰۲۲
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۶
کتاب قشنگیه
۰
Mohammad Bagheri
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۰/۰۵/۲۹
داستان خیلی سطحی و سبک بود، تنها نقطه عطف اون مطالب تاریخی در مورد انقلاب فرانسه بود.
بزرگی می گه: «در بیکرانهٔ زندگی دو چیز افسونم کرد، رنگ آبی آسمان که می بینم و می دانم نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم هست.»
گل نرگس
۲۹
«در بیکرانهٔ زندگی دو چیز افسونم کرد، رنگ آبی آسمان که می بینم و می دانم نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم هست.»
سپیده
۱۴
من شما رو به چشم یه جنس مخالف نمیبینم. من شما رو مثل یه طبیبی میبینم که برای مرض ِروحیِ من که مدتهاست گریبانمو گرفته، بهترینید.
گل نرگس
۱۴
پس از عشق واژهٔ «شهادت» از قشنگ ترین واژه هاست.
Setayesh
۱۲
این آتش عشق است نسوزد همه کس را...
Setayesh
۱۲
نمی شود همه چیز را با هم داشت.
زیـنـب🍃🌸
۱۰
- نمیخواین اسمِتونو به من بگین؟
- بر فرض که دونستی، بعد چی؟
- منظورتون رو نمیفهمم!
- من میدونم شما پسرا همینکه ما رو شناختین و به هدف تون رسیدین، مثل یه دستمال استفاده شده تو سطل آشغال میندازین و میرید پیِ کارتون.
- به نظر شما من چنین آدمی هستم؟!
دختر به چشمان آرمان خیره شد و گفت:
- هَمَتون یه جورید.
haniyeh
۱۰
بر آن چه گذشت، آن چه شکست، آن چه نشد ... حسرت نخور؛ زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمی شد ...
سپیده
۹
دختر به چشمان آرمان خیره شد و گفت:
- هَمَتون یه جورید.
Z.SH
۸
ترسم از همینه. شما انقلاب کنید و زجرش رو بکشید بدون هیچ چشمداشتی، اما در آینده یه عده به این مردم فرمانروایی کنن که نه سواد دارن و نه درد مردم رو می فهمن. مثل انقلاب فرانسه که با همهٔ جانفشانی ها و خون ریختن هاش آخرش دست امثال «روبسپیر» و «ناپلئون» افتاد که راه لوئی های چهاردهم و پانزدهم و شانزدهمو ادامه دادن. حتی بدتر از اون، جنگ جهانی راه انداختن که امثال لوئی چهاردهم ها به خوابشون نمی دیدن.
ترسم از اینه. می ترسم احساس بشردوستانه و خالص شما تغییر ماهیت بده و تبدیل به شرم و خجالت جلوی مردم و خداتون بشه. عین «نوبل» و عین «گیوتین» ...
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
من فقط نمونه رو خوندم یکم به نظرم داستان از نمونشم آبکی اومد آخه ت زمونه الان کدوم دختر انقد ساده و احمقه کاملا ژانر قابل پیشبینی پسر پولدار خوش گذرونی که عاشق یه دختر ساده شده اخه دختر ضایع آدم تا با یکی...بیشتر
حیف وقتی که گذاشتم برای خوندنش!
خیلی کسل کننده بود
میدونید؟ بکار بردن تخیل تو داستان باعث جذابیت داستان میشه و در عین حال اگه تخیل رو اشتباه بکار ببری و ندونی که دقیقا چجوری خیالت رو بنویسی خب یه جورایی داستانت میره رو مخ..
ازجملهکتابهاییاستکههدفیرادنبالمیکند ارزشمطالعهراداردالبتهاگراهلپندباشید
من کتاب را دوست داشتم تقریبا خوب بود فقط اینکه نویسنده ی محترم خیلی طولانیش کرده بودندو این باعث زده شدن از چنین کتاب هایی میشه ولی درکل دست نویسنده درد نکنه خداقوت میگم انشاالله کتاب های بیشترو مفیدتر دیگری...بیشتر
خیلی بد !
خیلی خوب بود خوشم اومد پیشنهاد میکنم بخونین 🙂
بسیار زیبا. در دوران حکومت شاهنشاه و فضای ستمگری که معصومی درست از دلش بیرون میاد اصل داستان عاشقانه اس و بسیار لطیف نوشته شده ولی سبک خیلی خوبی داره بخصوص صحبت های پرستو و آرمان...طوری که پرستو با حوصله...بیشتر
اولش خوب بود فقط
کتاب خوبی بود مخصوصا زمانی ک عشق زمینی رو باعشق آسمانی مقایسه میکنه
حرف نداشت عالی بود تو رو خدا از این رمان ها بیشتر بزارید داستان هاش جوریه که خواننده خودش رو میتونه جای اون فرد در داخل داستان قرار بده و جذابیت زیادی داره و اصلا دوست نداری از پای داستان...بیشتر
داستانش خیلی خنک بود و ابکی حتی فصل هم نداشت اواش خوب بود ولی یهو به گا رفت حیف وقتی که براش گذاشتم به نظرم اصلا وقتتون رو هدر ندید
کتاب قشنگیه
داستان خیلی سطحی و سبک بود، تنها نقطه عطف اون مطالب تاریخی در مورد انقلاب فرانسه بود.