معرفی و دانلود رایگان کتاب ارزقی هروی
تصویر جلد کتاب ارزقی هروی
off

کتاب ارزقی هروی

نوع کتاب
۳.۳ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
ارزقی هروی
انتشارات: 
طاقچه

معرفی کتاب ارزقی هروی

شرف‌الزمان ابوالمحاسن زین‌الدین ابوبکر جعفر بن اسمعیل وراق هِرَوی متخلص به اَزرَقی شاعر ایرانی نیمهٔ دوم قرن پنجم هجری (متوفی به حدود ۴۶۵ هجری قمری) است که در دربار سلجوقیان در زادگاه خود هرات به‌سر می‌برد و با شمس‌الدوله طغانشاه پسر الب‌ارسلان، حاکم خراسان معاصر بود و او را مدح می‌کرد. پدرش اسماعیل وراق هروی در طوس پیشهٔ وراقی (کتابفروشی) داشت (و همان کس است که به گفته نظامی عروضی، فردوسی در فرار از غزنین به طوس در خانهٔ وی مخفی شد). از وی اشعاری اندک و استوار همچون مدح خواجه عبدالله انصاری باقی مانده است. به گفته بدیع‌الزمان فروزانفر، ازرقی «در طریقه شعر گرد سبک عنصری می‌گردد و به جواب قصایدش نظر دارد ... از معانی علمی مخصوصا ریاضی شعرش خالی نیست» گونه شعر او را طلیعه خروج از سبک خراسانی و زمینه برآمدن سبک عراقی به‌شمار آورده‌اند. سروده‌های ازرقی پرآرایه و زبان اشعارش دشوار است. نقل است که او برخی از بهترین توصیف‌های طبیعت به زبان فارسی را سروده است. گویا کتاب سندبادنامه یا قسمتی از آن را ازرقی به نظم درآورده است. اشعار بازماندهٔ ازرقی هروی بر اساس کتاب دیوان ازرقی هروی با تصحیح سعید نفیسی در انتشارات زوار وسال ۱۳۳۶ منتشر شد. اشعار ازرقی در طاقچه برگرفته از وبگاه ادبی گنجور است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ارزقی هروی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابارزقی هروی
موضوعشعر کهن، شعر کلاسیک
نویسندهارزقی هروی
انتشاراتطاقچه
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۲۵ مگابایت
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵
نظری برای کتاب ثبت نشده است.

بریده‌هایی از کتاب

Juror #8
۴
در عشق تو چشمم از جهان دوخته باد وز مهر تو جان چو مهر افروخته باد در آتش سودای تو دل همچو سپند در پیش تو بهر چشم بد سوخته باد
Juror #8
۳
جان از سخن تو جان دیگر یابد
Juror #8
۳
تا از برم آن یار پسندیده برفت خونم ز دو چشم و خوابم از دیده برفت ای دیده ، بریز خون دل ، کان دیده بگذاشت مرا در غم و نادیده برفت
Juror #8
۲
بی من تو بکام خویش ای جان جهان من بی تو چنانم که مبادی تو چنان
Juror #8
۲
فریاد رسم نیست بغیر از تو کسی فریاد ز دست چون تو فریاد رسی
Juror #8
۲
ای دل ، ز شراب عشق گشتی سرمست کز رنج خمار او بجان نتوان رست
Juror #8
۲
ای صبر ، از آن نگار بیداد پرست بر وی همه بیداد جهان یکسره هست نزدیک آمد کزین بلا بتوان رست ای صبر وفادار ، هنوز این یک دست
Juror #8
۲
گر دست نشستمی ز تو روز نخست امروز بخون روی خود باید شست
Juror #8
۲
تا ز ابر فراق تو ببارید تگرگ بر شاخ امید ما نه بر ماند و نه برگ
Juror #8
۱
صد کشته چو من به که تو غمگین نفسی