معرفی و دانلود رایگان کتاب قدسی مشهدی
تصویر جلد کتاب قدسی مشهدی
off

کتاب قدسی مشهدی

نوع کتاب
۴.۳(از ۳ امتیاز)
انتشارات: 
طاقچه

معرفی کتاب قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن ۱۱هجری قمری است. او در آغاز زندگی از راه بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آن‌که شاعری مشهور شد، به هندوستان سفر کرد و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسانیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیری دفن شد. دیوان اشعار این شاعر برگرفته از وبگاه ادبی گنجور است: هرچند خرد جلوه دهد سامان را از جهل نجات کی دهد نادان را؟ نتوان به نعیم خلد باز آوردن از رغبتِ جو، طبیعت حیوان را

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب قدسی مشهدی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:قدسی مشهدی
موضوع:شعر کهن، شعر کلاسیک
نویسنده:حاجی محمّدجان قدسی مشهدی
انتشارات:طاقچه
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۴۷ مگابایت
قیمت کتاب:رایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

پناه...66B
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۲

خیلی خوب،دلنشین،شیوا،مومنانه،،،،احسنت

۰

بریده‌هایی از کتاب

آلوین (هاجیك) ツ
۲۹
دل‌دوختن به وعده معشوق بی‌وفا جز آرزوی خام و خیال محال نیست
آلوین (هاجیك) ツ
۲۵
تا کی سخن معرفت انشا کردن؟
Juror #8
۱۳
هیچ‌کس چون خود نمی‌داند گناه خویش را
Juror #8
۱۱
هر لحظه دلم را شکند یاد جدایی ای وای بر آن شیشه که سیلی‌خور سنگ است
Juror #8
۹
شاید از آشفتگی‌های دلم یادش دهد ای صبا آشفته‌تر کن زلف محبوب مرا
Fatemeh Abdi ☁️
۹
ذوق طرب کجا دل غمگین من کجا لذت ز باده نیست لب خون مکیده را
Fatemeh Abdi ☁️
۹
آسودگی به شربت مرگم علاج کرد دشمن طبیب گشت درین خستگی مرا
Fatemeh Abdi ☁️
۹
به می‌پرست مزن طعنه زآنکه کمتر نیست ز می‌پرستی او خویشتن‌پرستی ما
Juror #8
۸
چنان افسرده خواهد روزگارم که پنداری مرا در جسم جان نیست
Juror #8
۸
گر بود صد کوه از آهن، کجا تاب آورد آنچه بر من دوش از هجران او تنها گذشت