معرفی و دانلود کتاب یک فنجان قصه برای تو + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب یک فنجان قصه برای توsubscriptionAvailable

کتاب یک فنجان قصه برای تو

۳.۵(از ۱۳ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
شراره کثیری
انتشارات: 
سنجاق

قیمت:

۱۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

معرفی کتاب یک فنجان قصه برای تو

کتاب یک فنجان قصه برای تو نوشته شراره کثیری مجموعه‌ای از شش داستان کوتاه است که شخصیت‌های آن درگیر زخم‌های شخصی، انتخاب‌های دشوار یا خاطره‌هایی رها‌نشدنی هستند. این مجموعه داستان فارسی به تنهایی، فقدان، امید، ترس و میل به ادامه‌دادن پرداخته و از خلال موقعیت‌های گوناگون بر روی تجربه‌هایی دست گذاشته است که برای بسیاری از ما آشناست. کتاب حاضر را نشر سنجاق به‌صورت الکترونیکی منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب یک فنجان قصه برای تو

کتاب یک فنجان قصه برای تو نوشته‌ی شراره کثیری و شامل شش داستان کوتاه ایرانی است. هرکدام از این داستان‌ها بر زندگی شخصیتی جداگانه متمرکزند و درعین‌حال با رشته‌ای مشترک به هم وصل می‌شوند؛ تجربه‌ی رنج، دلتنگی، تردید و تلاش برای دوام‌آوردن. این شخصیت‌ها چهره‌هایی خیالی نیستند؛ بلکه از خلال احساسات، ترس‌ها و آرزوهایی بیرون آمده‌اند که می‌توانند برای بسیاری آشنا باشند. فضای این اثر بیش از آنکه بر حادثه‌ها تکیه کند، بر حال‌وهوای درونی شخصیت‌ها استوار شده است.

مجموعه داستان کوتاه یک فنجان قصه برای تو موقعیت‌هایی را در بر گرفته است که در آن‌ها زندگی ناگهان مسیرش را عوض می‌کند. شخصیت‌ها در این داستان‌ها معمولاً در لحظه‌ای ایستاده‌اند که باید با حقیقتی سنگین روبه‌رو شوند؛ حقیقتی که نه به‌سادگی حل می‌شود و نه می‌توان از آن فرار کرد. این تمرکز بر لحظه‌های بحرانی، به کتاب حاضر حالتی احساسی و تأمل‌برانگیز داده است. این اثر بیش از هر چیز به شباهت پنهان میان زندگی‌های متفاوت توجه کرده است.

شخصیت‌های این مجموعه از نظر سن، گذشته و موقعیت شبیه به هم نیستند، اما نیاز به دوست‌ داشته‌ شدن، ترس از تنهایی، حسرت فرصت‌های ازدست‌رفته و میل به نجات‌پیداکردن در همه‌ی آن‌ها دیده می‌شود. داستان‌های حاضر در کتاب یک فنجان قصه برای تو بر جزئیات روزمره، خاطره‌ها، گفت‌وگوهای درونی و فشارهای عاطفی تکیه کرده‌اند.

خلاصه کتاب یک فنجان قصه برای تو

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از برخی داستان‌ها را فاش می‌کند!

کتاب یک فنجان قصه برای تو چند برش از زندگی آدم‌هایی را کنار هم می‌گذارد که هرکدام در نقطه‌ای حساس ایستاده‌اند. در یکی از داستان‌ها، مردی سالخورده روزی آرام را در کلبه‌اش آغاز می‌کند و کم‌کم با واقعیتی تکان‌دهنده روبه‌رو می‌شود. در داستانی دیگر، زنی مهاجر میان خاطره‌ی مادری ازدست‌رفته، سایه‌ی پدری آزارگر و خبری که از گذشته می‌رسد، سرگردان است. در داستانی دیگر، دختری که خود را بدشانس می‌داند در آستانه‌ی سفری سرنوشت‌ساز با مانع‌های پی‌درپی روبه‌رو می‌شود. در داستان آینده نیز زنی موفق ناگهان با وضعیتی مواجه می‌شود که تمام برنامه‌هایش را به چالش می‌کشد.

چرا باید کتاب یک فنجان قصه برای تو را بخوانیم؟

دلایل خواندن یک فنجان قصه برای تو را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

  • این کتاب شش داستان کوتاه با شش موقعیت متفاوت را در کنار هم گذاشته و نشان داده است که ترس، فقدان و امید چگونه در زندگی‌های گوناگون تکرار می‌شوند.
  • این اثر به موضوع‌هایی مثل سوگ، مهاجرت، خشونت خانوادگی، تنهایی و اضطراب آینده می‌پردازد.
  • این کتاب می‌تواند زمینه‌ای برای فکرکردن به انتخاب‌ها، حسرت‌ها و تاب‌آوری در موقعیت‌های دشوار فراهم کند.

خواندن کتاب یک فنجان قصه برای تو را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن یک فنجان قصه برای تو به این گروه‌ها پیشنهاد می‌شود:

  • علاقه‌مندان به مجموعه داستان‌های کوتاهی که بر احساسات و کشمکش‌های درونی شخصیت‌ها تکیه دارد.
  • خوانندگانی که به داستان‌های کوتاه درباره‌ی سوگ، تنهایی، خاطره و ادامه‌دادن پس از بحران علاقه دارند.
  • کسانی که می‌خواهند داستان‌هایی کوتاه درباره‌ی مهاجرت، فشار خانوادگی و انتخاب‌های دشوار را بخوانند.

بخشی از کتاب یک فنجان قصه برای تو

«نشسته‌ام، بی‌حرکت، و سرم را میان دست‌هایم فشار می‌دهم؛ انگار می‌خواهم جلوی انفجاری را بگیرم که از درون شروع شده. افکارم بی‌وقفه و بی‌رحمانه هجوم می‌آورند و من حتی نمی‌دانم از کدامشان باید شروع کنم. هیچ راهی برای آرام‌کردن خودم پیدا نمی‌کنم، هیچ نقطهٔ ثابتی برای چنگ‌زدن وجود ندارد. ذهنم شلوغ است، پر از سؤال‌های بی‌جواب، پر از «اگر» هایی که رهایم نمی‌کنند.

تمام عمرم سعی کرده‌ام آدم خونسردی باشم؛ کسی که در سخت‌ترین موقعیت‌ها هم تعادلش را حفظ می‌کند. همیشه گفته‌اند بی‌خیال و آرامم، حتی بعضی وقت‌ها مرا آدمی حسابگر و با سیاست می‌دانستند. اما حالا، در این لحظه، تمام آن تصویر فرو ریخته. حس می‌کنم تمام آن عقلانیت، تمام آن آرامش، فقط یک نقاب بوده که با اولین ضربه افتاده است. حالا مانده‌ام منو نسخه‌ای از خودم که نمی‌شناسمش؛ نسخه‌ای گیج، ترسیده و عصبانی از خودش.

نمی‌دانم دقیقاً چه می‌خواهم، اما خوب می‌دانم چه چیزهایی را از دست داده‌ام. برنامه‌هایی که با وسواس برای آینده چیده بودم، امیدهایی که شب‌ها با آن‌ها خوابم می‌برد، همه در یک لحظه فرو پاشیدند؛ انگار هیچ‌وقت واقعی نبوده‌اند. احساس می‌کنم زمین زیر پایم خالی شده و من بی‌اختیار در حال سقوط هستم.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب یک فنجان قصه برای تو و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابیک فنجان قصه برای تو
موضوعداستان کوتاه، داستان ایرانی
نویسندهشراره کثیری
انتشاراتسنجاق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۵/۰۶/۱۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۳۱ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۱۸۳۲۳۹۲
تعداد صفحه‌ها۱۳۰ صفحه
قیمت کتاب۱۰۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر 1895727
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۶/۲۳

کتاب دلنشینی بود قلم نویسنده هم روان و ساده بود

۱
دَریآ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۶/۲۵

داخل این کتاب میتونی بخشی از احساساتی که یه انسان رو آسیب‌پذیر میکنه رو لمس کنی و از دید اون شخص به دنیا نگاه کنی.. مثلا داستان "تنهایی" چیزی بود که باعث شد به چنین‌ چیزی فکر کنم و چقدر...بیشتر

۴
Nastaran
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۶/۲۴

بد نیست کتاب خوبی قلم خوبی داره برای یکبار خوندن خوبه

۱

بریده‌هایی از کتاب

به نظر من زندگی هر انسان ارزش گفتن و شنیده شدن را دارد. نه به خاطر اینکه بی‌نقص است، نه به خاطر اینکه قهرمانانه است؛ بلکه دقیقاً به این دلیل که واقعی است. چون پشت هر لبخند، داستانی هست. پشت هر سکوت، تجربه‌ای. پشت هر تصمیم، جنگی درونی که شاید هیچ‌کس از آن خبر نداشته باشد.
کاربر ۱۸۹۵۷۲۷
۱۰
ناگهان همه‌چیز می‌شکند. اشک‌ها بی‌اجازه می‌آیند. گریه می‌کنم؛ نه برای کسی، نه برای چیزی مشخص، فقط برای این حجم سنگین درماندگی که دیگر جایی برای نگه‌داشتنش ندارم.
دَریآ
۹
خیلی از ماها فقط قربانیِ اتفاق‌ها می‌شویم، بدون اینکه کاری از دستمان بر بیاید.
دَریآ
۷
برای اولین بار پذیرفتم که شاید قرار نیست همیشه پایانی خوش در کار باشد؛ شاید بعضی آدم‌ها فقط باید دوام بیاورند، حتی وقتی امیدی به زندگی ندارند.
دَریآ
۵
بعضی وقت‌ها دنیا تصمیم می‌گرفت بی‌رحم باشد، و وقتی این تصمیم را می‌گرفت، دیگر مهم نبود تو چه‌قدر تلاش کرده‌ای.
دَریآ
۴
پدرم انگار فقط یک هدف در زندگی داشت؛ آزار دادن و نابود کردن مادرم. همین.
دَریآ
۳
افکارم بی‌وقفه و بی‌رحمانه هجوم می‌آورند و من حتی نمی‌دانم از کدامشان باید شروع کنم.
دَریآ
۳
اشک‌ها می‌آیند و می‌روند، بی‌آن‌که چیزی را سبک‌تر کنند.
دَریآ
۳
ذهنم مدام به گذشته بازمی‌گردد؛ به روزهایی که مادرم کنارم بود، به امنیت و آرامشی که او به زندگی‌ام می‌بخشید، و به وحشتی که پدرم همیشه ایجاد می‌کرد.
دَریآ
۲
زندگی، اگر بتوان اسمش را زندگی گذاشت، به شکل عجیبی ادامه داشت.
دَریآ
۲