«تنهایی» سرگذشت مردی معتاد به نام «سهیل» است. او کارگر ساختمان است اما گذشتهای کاملا متفاوت داشتهاست.
داستان از زبان سهیل روایت میشود که یک روز صبح، طبق معمول، خمار بیدار میشود و به دنبال تزریق است. او با خودش حرف میزند و بعد از مصرف مواد با دیدن سیگار، سرنگ و فندکش که گوشه دیوار افتاده به یاد دوران مدرسه و خاطراتش میافتد.
سهیل گاه و بیگاه با محرکی خارجی یا ذهنی به گذشته پرتاب میشود و خواننده کم کم با زندگی، شخصیت و گذشته باورناپذیر او آشنا میشود:
«از همان شبهای اول آمدنم به اینجا، وجود شخصی نامرئی را در اطرافم حس میکردم. هنوز هم حس میکنم. شبها توی ساختمان بی دروپیکر راه میرود، حرف میزند، میخندد، گریه میکند. بلند میشوم و سرکی میکشم به تک تک اتاقهای خانه. مردمک چشمانم گشاد میشود و در تاریکروشن خانه به دنبال شخص مزاحم میگردم. من میروم و او میرود. از این اتاق به آن اتاق! حس میکنم حضورش در هر قدمم عمیقتر میشود. پشت سرم است.»
شفیعینیا در این اثر بهخوبی، پریشانیهای یک ذهن بیمار و تنها را به تصویر کشیدهاست و در قالب شخصیتهایی باورپذیر داستان تنهایی و سرگشتگی فردی شکست خورده، بریده از اجتماع، پشیمان و پر از حسرت گذشته را در دنیای مدرن امروز بیان کردهاست.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب تنهایی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
کتاب هفتاد و پنجم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی
تا نصفه خوندم دیگه ول کردم و ادامه ندادم.
نه داستانش جالب بود و نه ویرایش شده بود کتاب.
پیشنهاد می کنم ناشران قبل ازچاپ کتابشون ، حداقل حداقل حداقل یک مرتبه کتاب...بیشتر
تازه از تمرین والیبال برگشته بودیم ـ تنها رشته و تنها کاری که او از بهترینها بود، برخلاف من ـ وقتی از کنارم رد شد، با لحن بسیار گستاخ، بیادبانه اما مطمئن، اول گوشه لبش را بالا داد و سپس گفت: «فکرش رو بکن آدمی که نتونه دوتا توپ رو درست بالا و پایین بندازه و از روی توپ رد کنه، رابطهاش با دخترا چه جور خواهد بود.»
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب هفتاد و پنجم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی تا نصفه خوندم دیگه ول کردم و ادامه ندادم. نه داستانش جالب بود و نه ویرایش شده بود کتاب. پیشنهاد می کنم ناشران قبل ازچاپ کتابشون ، حداقل حداقل حداقل یک مرتبه کتاب...بیشتر