دربخشی از رمان «آهو» نوشته مهین سالار میخوانید:
قرصهای خواب مادرم هنوز جلوی آئینه خودنمایی میکند؛ دارم وسایلش را جمع میکنم. دردی که صبح از شقیقههایم شروع شده تا پشت سرم کشیده میشود. روی تختش مینشینم و سعی میکنم با ماساژدادن شقیقههایم مقداری از این درد جانکاه را کم کنم. نگاه خسته و مضطربم اتاق را دور میزند. بوی عطر مادر در فضای اتاق کوچک و تمیزش جاریست. وسایلش چقدر مرتب چیده شدهاند! نظم نفسگیری بر فضای اتاق کوچک و تمیز مادرم حاکم شده است. بهطرف پنجره میروم و آن را باز میکنم. پنجره، رو به باغچهٔ حیاط که باز میشود، بوی عطر سبزه و درخت و گل، وجودم را پر میکند. گلدانهایی پر از گل، که مادر آنها را با دقت کاشته و با وسواس از آنها نگهداری میکند، دور تا دور حوض وسط حیاط، مرتب چیده شدهاند. خانهٔ ما محصور چمن و سبزه است. نگاهم از گلدانهای حیاط میگذرد و به گلدانهای پشت پنجره خیره میماند. مادرم عاشق باغبانی است و تمام خانه را با گلدانهای رنگارنگ پر کردهاست.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب آهو و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
افتضاح مثل داستان تو مجلات میمونه بیخودی این همه هزینه میکنیم برای چرندیات تکراری