معرفی و دانلود کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید) + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید)

کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید)

نگهبان کلید

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
رسول مظفری
انتشارات: 
نشر فرهنگی فرد
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید)

کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید) نوشته رسول مظفری، روایتی خیال‌انگیز از شکسته‌شدن مرز میان زندگی روزمره و جهانی پنهان است؛ جایی که یک دعوت شبانه، یک اسب سفید مرموز و موجوداتی نگهبان، مسیر زندگی راوی را به‌ کلی عوض می‌کنند. این کتاب از دل فضای روستا، نخلستان، خواب و بیداری، به سوی ماجرایی می‌رود که در آن انتخاب، تقدیر و مسئولیت دانستن، محور اصلی رخدادهاست. این داستان را نشر فرهنگی فرد منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید)

کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید) نوشته‌ی رسول مظفری، داستانی فانتزی و رازآلود است که از یک فضای بومی و آشنا آغاز می‌شود و به‌تدریج به جهانی چندلایه، پر از مرزهای نادیدنی، موجودات ناشناخته و آزمون‌های روحی می‌رسد. راوی در دل یک روستای ساکت و شبانه، با حضوری مرموز روبه‌رو می‌شود و همین دیدار، او را وارد مسیری می‌کند که دیگر شباهتی به زندگی عادی گذشته ندارد. آنچه در این قصه جلب توجه می‌کند، پیوند میان امر روزمره و امر شگفت است؛ نخل، حیاط، خانه و خانواده در کنار اسطبلی که ناگهان پدیدار می‌شود، اسبی که هم جاذبه دارد و هم تهدید و شخصیتی که از مرزهای زمان و واقعیت عبور می‌کند.

داستان بخش مهمی از کشش خود را از درگیری درونی شخصیت اصلی می‌گیرد. او باید بفهمد چرا انتخاب شده، چه نسبتی با اسب سفید دارد و چگونه باید میان ترس، کنجکاوی، سکوت و مسئولیت تعادل برقرار کند. در ادامه، روایت از تجربه‌های شخصی فراتر می‌رود و به آموزش، سفرهای روحی، دیدار با واری و کاسور، ورود به عالم میانه، پیوند با آذر و رویارویی با نیروهای تاریک می‌رسد. در این مسیر، رسول مظفری مفاهیمی مثل تقدیر، نگهبانی، مرز میان نور و سایه و بهای قدرت را به‌تدریج پررنگ‌تر می‌کند.

کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید) از نظر فضا، آمیزه‌ای از تعلیق، خیال، نشانه‌های اسطوره‌ای و حال‌وهوای معنوی دارد. روایت با تصویرهای پررنگ پیش می‌رود؛ از اسب سفید با چشمان سرخ گرفته تا شهر جنیان، سفر در بُعدهای دیگر و نشانه‌هایی که روی دست راوی ظاهر می‌شوند. در کنار این عناصر، رابطه‌ی او با خانواده، روستا و گذشته‌اش هم حفظ می‌شود و همین موضوع باعث می‌شود داستان فقط در جهان‌های دور و عجیب نماند.

خلاصه داستان سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید)

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

راوی داستان در یک شب زمستانی، با موجودی مرموز به نام واری روبه‌رو می‌شود و در پی او به اسطبلی ناشناخته می‌رسد؛ جایی که اسب سفیدی به نام آذر او را انتخاب می‌کند. از همان‌جا، زندگی عادی‌اش جای خود را به رفت‌وآمد میان جهان انسان‌ها و قلمرو جنیان می‌دهد. 

او زیر نظر واری، با سفرهای روحی، تمرین‌های سخت و نشانه‌هایی که روی دستش ظاهر می‌شوند، کم‌کم به جایگاهی تازه نزدیک می‌شود: نگهبان کلید. پیوند او با آذر عمیق‌تر می‌شود و همزمان نیروهای تاریک نیز به‌ دنبال نابودی یا فاسدکردن او هستند. 

جلد اول، مسیر تبدیل‌شدن یک انسان معمولی به چهره‌ای مرزی و درگیر در نبردی بزرگ را دنبال می‌کند.

چرا باید کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید) را بخوانیم؟

دلایل خواندن کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید) را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

  • این کتاب فضای روستایی و عناصر اسطوره‌ای را کنار هم می‌گذارد و از دل این ترکیب، جهانی پررمزوراز می‌سازد.
  • خواننده با شخصیتی همراه می‌شود که همزمان باید با ترس، کشف هویت و مسئولیت انتخاب‌هایش دست‌وپنجه نرم کند.
  • داستان، فقط بر ماجراهای بیرونی تکیه ندارد و لایه‌هایی از آزمون‌های روحی، سکوت، انضباط و بهای قدرت را هم پیش می‌کشد.
  • این کتاب برای کسانی مناسب است که از روایت‌های فانتزی با موجودات مرزی، جهان‌های موازی و نبرد نور و تاریکی استقبال می‌کنند.

خواندن کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید) را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید) به این گروه‌ها پیشنهاد می‌شود:

  • علاقه‌مندان به داستان‌های فانتزی و رازآلود با محور جهان‌های پنهان و موجودات ناشناخته.
  • خوانندگانی که از روایت‌های شخصیت‌محور و مسیر تدریجی دگرگونی قهرمان لذت می‌برند.
  • کسانی که به فضاهای اسطوره‌ای، نشانه‌های نمادین و تقابل نور و تاریکی علاقه دارند.
  • مخاطبانی که دوست دارند داستانی با حال‌وهوای بومی، روستایی و در عین‌ حال فراواقعی بخوانند.

بخشی از کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید)

«شب زمستانی، روستای ما را زیر پتوی سنگین و سرد سکوتش فرو برده بود. سکوت همیشه مهمان روستا بود؛ اما آن شب، انگار تیغ تیز هشدار در آن پنهان شده بود. نه جیرجیرکی و نه خش‌خش برگ نخل‌های پیر در باد. جهان، در حبسِ یک نفس ناتمام گیر کرده بود. بوی خاکِ نم‌خورده که همیشه آرامش‌بخش بود، این بار بوی غربت می‌داد؛ بوی جایی دوردست و بی‌زمان.

ساعت دیواری قدیمی، سه ضربه سنگین نواخت. پژواک تیک‌تاکش هنوز در اتاق در حال پیچیدن بود که صدایی از حیاط برخاست؛ خشکیِ کشیدن شاخه‌ای بر زمین سیمانی! صدای گربه یا باد نبود؛ چیزی بود آگاهانه و تنها.

از پنجره نگاه کردم. مهتاب، سایه دراز و دگرگون نخل کوچک حیاط را روی زمین انداخته بود. کنار حوض، روی خاک نرم، ردپاهایی ظریف دیده می‌شد که مستقیم تا دیوار انتهایی حیاط پیش می‌رفت. پشت آن دیوار، باغ‌های انبوه نخل آغاز می‌شد؛ قلمروی رازها.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۸ تیر ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب سولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابسولتیکالوس (جلد اول، اسب سفید)
عنوان دیگرنگهبان کلید
موضوعرمان، فانتزی، داستان ایرانی
نویسندهرسول مظفری
انتشاراتنشر فرهنگی فرد
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۵/۰۳/۱۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۹۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۱۶۷۹۰۴۱
تعداد صفحه‌ها۹۸ صفحه
قیمت کتاب۸۹۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه سولتیکالوس

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

rasoul
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۴/۰۳

چرا نام «سولتیکالوس» برای این مجموعه انتخاب شد؟ «سولتیکالوس» فقط یک نام نیست؛ واژه‌ای است که هویت و جهان این داستان را در خود پنهان کرده است. این نام از همان ابتدا قرار نبود شبیه اسم‌های آشنای فانتزی باشد. هدف، خلق واژه‌ای...بیشتر

۰
کاربر 12262630
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۴/۱۳

داستانش قشنگ و رسا بود و یه ویژگی خوبی که داشت این بود که به خواننده این احساس رو میداد همراه با خوندن کتاب اون فضا و داستان رو توی ذهنش خیلی واضح تصور کنه و باعث میشد داستان رو...بیشتر

۰
zeinab_ghanbaryian
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۴/۰۸

نمیدونم لحنش رو دوست نداشتم انگار با هوش مصنوعی نوشته باشن. قشنگ و منسجم بود ولی نمیتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.

۰