«ذهنآگاهی، اولین راهکار» به قلم صفورا جمالی و فرامرز کوثری، کتابی درباره یکی از مباحث حوزه روانشناسی مدرن به نام mindfulness یا ذهنآگاهی است. این اصطلاح به معنی توجه کردنِ عمدی و تمرکزی پذیرا و بدون قضاوت بر رخدادن افکار، هیجانات و احساسات در زمان حال است.
ذهنآگاهی همان گونه که از نامش برمی آید یک فرم یا شکل متفاوت از آگاهی است. ما عادت داده شدهایم که آگاهی و فهم خود از دنیا را فقط منحصر به کانال ذهن بدانیم. به عبارت دیگر هر وقت اراده کرده ایم از چیزی آگاه شویم، به ذهن متوسل شده ایم و از ذهن مان خواسته ایم تا آن را به کمک نمادهای معناداری که دارد یعنی تصاویر و خاطرات و رویاها و کلمات و... برایمان معنا دار سازد. ذهنآگاهی باعث می شود به مرتبه بالاتری از ادراک و آگاهی جهش کنیم و مشکلات را از ابعادی بالاتر مورد بررسی قراردهیم. از سوی دیگر ذهنآگاهی با فاصله گرفتن از ذهن و یکی ندانستن خود با آن، امکان سوگیری و استدلال های سوگیرانه و قضاوت های قالبی را از ما میگیرد و در نتیجه این فرصت را برای ما فراهم میسازد که مشکل مورد بررسی را همانگونه که واقعا هست راه حل یابی کنیم.
ذهنآگاهی به معنای واقعی اولین راهکار و راه نجاتی است که همه رواندرمانگران، مشاوران و مربیان زندگی و حتی تک تک انسان ها باید به آن متوسل شوند.
در چهار فصل این اثر با اصطلاح ذهنآگاهی در روان شناسی و مباحث مرتبط با آن همچون شروع ذهنآگاهی، موانع موجود در مسیر ذهنآگاهی و تکنیکهای کاربردی آن آشنا خواهیدشد.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب ذهنآگاهی، اولین راهکار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
خیلی خوب حق مطلب را ادا کرده فقط قیمت کم کتاب ، این ذهنیت را ایجاد میکنه که ارزش چندانی نداره اما وقتی مطالعه کنی به ارزشش پی میبریم .
توصیه میکنم بخونید
یکی از دلایلی که گوش دادن به موسیقی حالت خوبی در انسان تبدیل می کند این است که نجواگر درون را برای مدتی ساکت می کند و ما فرصت می یابیم تا دنیا و احساسات خود را بدون حضور و دخالت و نفوذ این نجواگر مزاحم (یعنی خود ذهن) درک کنیم.
ribak
۸
ذهن مثل رودخانه جریان دارد!
وقتی از ما خواسته می شود دست یا پا یا چشم خود را نشان دهیم، این کار را به راحتی انجام می دهیم. زیرا اجزای بدن ما هر کدام در فضا و مکان و محدود مشخصی به طور دائم حضور دارند. اما در مورد ذهن قضیه فرق می کند.
ذهن یک چیز ثابت و ایستا نیست که روی آن انگشت بگذاریم و بگوییم:" ایناهاش! این ذهن است!"
ذهن یک جریان است. یک روند پویا و دائما در حال حرکت است. ذهن همیشه جاری است چه خواب باشیم چه بیدار، چه در حالت ذهن آگاهی باشیم و چه غرق ذهن باشیم، چیزی از جریان ذهن کم نمی شود. ذهن شبیه رودخانه ای است که دائم در جریان است.
مسعود
۵
ذهن آگاهی می گوید که برای رسیدن به آرامش و حقیقت و خود واقعی ات باید ابتدا از هم هویتی (یعنی یکی دانستن خودت با ذهنت) دست برداری. این امر میسر نمیشود مگر اینکه بین خودت و ذهن فاصله بیندازی و از دور به التهابها و تلاطم ها و جوش و خروش های ذهن دقیق شوی.
باران خانی
۴
ذهن می گوید تا وقتی مسئله ای هست کمال نیست و نقصی وجود دارد. نقصی که باید برطرف شود و راهش هم حل آن مسئله است. اما ذهن آگاهی می گوید ما در کمال هستیم همه چیز و همه کس، در این لحظه و اساسا در هر لحظه، کامل است و اتفاقی که واقعا دارد می افتد این است که ما از کمال یک لحظه به کمال لحظه بعد در حال سفر هستیم. در حالت ذهن آگاهی شما بین خودواقعی و ذهنتان یک فاصله به اندازه کافی امن ایجاد می کنید طوری که سروصداهای توقف ناپذیر ذهن دیگر روی شما تاثیری نداشته باشد و شما بتوانید به سکون و سکوت درونی مورد نیاز برای بالا آمدن آگاهی برتر خود دست یابید. در حالت ذهن آگاهی شما سکوتی عمیق و بیکران را در وجود خود تجربه می کنید.
باران خانی
۲
زندگی کردن در ذهن مثل راه رفتن روی طناب است. همیشه باید در تلاطم و حرکت و بیقراری و بی سکونی باشی و تشویش و نگرانی و اضطراب و ترس از دست دادن بخشی دائمی از زندگی روزمره تو خواهد بود.
یک جنگل انبوه در پایین کوهی را تصور کنید. «خود واقعی» شما بالای کوه است و افکار همچون جنب و جوش و سروصداهای رنگ و وارنگ در داخل جنگل پرسه میزنند. شک نیست که در پایین کوه، داخل جنگل، شب و روز، غوغا و سروصدا بیداد می کند، اما نکته اینجاست که وقتی به مرور خود را از جنگل جدا میبنی و غرق در سکوت و هوشمندی قله می شوی، تازه می فهمی که زندگی هیاهوی جنگل فکر نیست. این رهایی از هیاهوهای جنگل ذهن، و این سکوت قله، پایان زندگی نیست. بلکه آغاز آن است.
باران خانی
۱
وقتی فکر ساکت شود شما یک ناپیوستگی، یعنی فاصله بی ذهنی را در جریان ذهنی خود احساس می کنید. در ابتدا زمان این تجربه شاید خیلی کوتاه و حدود چند ثانیه بیشتر نباشد. اما به تدریج این زمان طولانی تر می شود. وقتی این فاصله ایجاد شود، حالتی از سکون و آرامش را احساس خواهید کرد. تمرینات بیشتر باعث می شود تا این احساس سکون و آرامش عمیق تر شود و نکته اینجاست که این حس غنی و عالی آرامش، عمق و انتها ندارد.
باران خانی
۱
وقتی یاد بگیرید که خود را با ذهن یکی ندانید در این صورت ذهن تا حد یک وسیله افت مقام پیدا می کند. برای فردی که به آگاهی ناب رسیده، ذهن به یک ابزار تبدیل می شود ابزاری که برای عملی خاص به کار گرفته می شود و وقتی کار تمام می شود، سرجایش گذاشته می شود.
احسان رضاپور
۱
ذهن نمی تواند در لحظه اکنون حضور یابد زیرا در اکنون فضایی برای او در نظر گرفته نشده است. ذهن فقط می تواند یا در گذشته سیر کند و یا به آینده سفر کند. امکان حرکت و حضور در اکنون برای ذهن وجود ندارد.
حقیقت در لحظه اکنون است و ذهن هم نمی تواند در این لحظه استثنایی حضور داشته باشد، به نظر شما چه اتفاقی می افتد؟
جواب روشن است! هیچ ملاقات و هم نشینی بین ذهن و اکنون هرگز رخ نمی دهد.
حسن منصوری
۱
در حالت ذهن آگاهی ما ذهن را کنار می گذاریم و بدون کمک گرفتن از ذهن، به نظاره و درک آنچه اتفاق می افتد می پردازیم.
باران خانی
۰
آگاهی ورای ذهن یعنی ذهن آگاهی ضمن اینکه در اکنون و اینجا حضور دارد، شرایط کنونی را با همه قیدها و محدودیت ها و نواقص و مزایا و معایبش به عنوان چیزی که هست و به عنوان نقطه شروع می پذیرد!
این پذیرش از سوی آگاهی فطری و ورای ذهن به معنای تایید شرایط موجود نیست. بلکه به معنای آن است که آگاهی بی ذهنی خودش را گول نمی زند و آرمان گرا نیست و در گذشته و آینده پنهان نمی شود و از حقیقت فرار نمی کند.
این پذیرش شرایط موجود را نوعی تسلیم را تداعی می کند. تسلیمی توام بارضایت به آنچه هست. به عبارت دیگر یک فرد ذهن آگاه شرایط کنونی اش را بدون هیچ پیش شرطی همینطور که هست به عنوان یک واقعیت می پذیرد و با قبول نکردن لحظه اکنون و اینجایش را به جهنم تبدیل نمی کند
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
خیلی خوب حق مطلب را ادا کرده فقط قیمت کم کتاب ، این ذهنیت را ایجاد میکنه که ارزش چندانی نداره اما وقتی مطالعه کنی به ارزشش پی میبریم . توصیه میکنم بخونید
کتاب بسیار خوب برای درک ذهن آگاهی