
کتاب من در قالب یک...
معرفی کتاب من در قالب یک...
کتاب من در قالب یک... نوشتهی مبینا آقاخانی مجموعهای از متنهای کوتاه است که انتشارات نامه مهر آن را منتشر کرده است. در این کتاب هر فصل با «من در قالب یک...» شروع میشود و نویسنده در قالب اشیاء و موجودات مختلف از سنگ و دریا تا طناب دار، بالش، ساعت، آیینه و دوربین عکاسی سخن گفته است. هرکدام از این صداها تجربهای از زندگی، رنج، شادی، مرگ، عشق، تنهایی و معنای زیستن را روایت میکنند. ساختار کتاب بر پایهی تکگویی و گفتوگوهای درونی شکل گرفته و در پایان نیز به «من در قالب من» میرسد تا پرسش «من کی هستم؟» را روبهرو کند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب من در قالب یک...
کتاب من در قالب یک... با صدای راویانی غیرمنتظره پیش میرود؛ سنگ، دریا، دیوار، بالش، طناب دار، کاشی کف پیادهرو، تابه، ساعت، آیینه، دوربین عکاسی، گربه، گل و سرسره هریک برای مدتی «منِ» اصلی روایت میشوند. مبینا آقاخانی در این کتاب از زبان این اشیاء و موجودات به پرسشهای قدیمی انسان دربارهی هویت، رنج، عدالت، مرگ، معنای زندگی و تنهایی پرداخته است و در مقدمه توضیح داده است که چون هنوز تجربهی زیستن خود را کافی نمیداند، در قالب چیزهای دیگر فرو میرود تا جهان را از دید آنها ببیند. در کتاب من در قالب یک... هر بخش مانند یک تکگویی مستقل است که در عین جدایی، با یک جملهی تکرارشونده به هم وصل میشوند: «راستی من دارم با چه کسی صحبت میکنم؟» سنگ کنار رودخانه از رنج و شادی و مفهوم زندهبودن میگوید، دریا از عدالت و ناعدالتی جهان، دیوار از فرسودگی یک زندگی مشترک، بالش از افسردگی و پرسشهای نوجوان، طناب دار از فرسودگی مردی به نام یوسف، و ساعت از دوگانهی دوستی و دشمنی زمان. در فصل پایانی کتاب من در قالب یک... راوی دوباره به «من در قالب من» برمیگردد و مسئلهی شناخت خود را نه در آینهها و کتابها، که در تجربهی زیستن جستوجو میکند.
خلاصه داستان من در قالب یک...
من در قالب یک... مجموعهای از تکگوییهاست که در آن «من» هر بار در قالب چیزی تازه ظاهر میشود؛ سنگی کنار رودخانه، دریایی پرتلاطم، دیواری در اتاق یک زوج، بالش نوجوانی افسرده، طناب داری که سالها بار زندگی یوسف را تحمل کرده، کاشی پیادهرو، تابهی یک آشپزخانهی روستایی، ساعت دیواری، آیینهی سرویسبهداشتی، دوربین عکاسی پیرمردی دنیادیده، گربه، گل، سرسره و در پایان خود انسان. هر «من» از زاویهی خودش به زندگی نگاه میکند؛ از رنج و شادی و عدالت و مرگ میگوید، از روزمرگی و تکرار، از کودکی و بزرگسالی، از مهربانی و مرزهایش، از گذشته و حافظه و از معنای زندگی. دغدغهی اصلی کتاب جستجوی پاسخ این سؤال است که «من کی هستم؟» و این پاسخ را در دل تجربهی زیستن و مواجهه با رنج و لذت جستوجو کرده است.
چرا باید کتاب من در قالب یک... را بخوانیم؟
من در قالب یک... با جابهجاکردن جایگاه راوی، امکان دیدن جهان از چشم اشیاء و موجودات مختلف را فراهم کرده است. این جابهجایی زاویهی دید، مفاهیمی مثل رنج، شادی، عدالت، مرگ، تنهایی، عشق و روزمرگی را ملموستر میکند و خواننده را به فکرکردن دربارهی هویت، معنای زندگی و رابطهاش با دیگران و جهان وا میگذارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن من در قالب یک... به کسانی پیشنهاد میشود که به متنهای تأملبرانگیز کوتاه، تکگوییهای درونی و طرح پرسشهایی مثل «من کی هستم؟»، «عدالت چیست؟» و «چطور باید زندگی کرد؟» علاقهمندند و دوست دارند مفاهیم فلسفی و عاطفی را در قالب روایتهای خلاقانه تجربه کنند. «نویسندگی نمایشی است از درون. برای نوشتن باید پر و پر از تجربهی زیستن. من آنقدری زندگی نکردهام که تجربهی زیستنم را به دیگران منتقل کنم. مینویسم در قالب چیز دیگری فرو رویم و از دید دیگری به جهان نگاه کنیم. در نهایت در همان قالب جدید از خودمان بپرسیم: راستی من دارم با چه کسی صحبت میکنم؟ برای پاسخدادن به این سؤال دوباره باید وارد قالب خودمان شویم و به این سؤال بهعنوان یک انسان پاسخ دهیم. بهراستی من کیستم؟ وقتی عمیق به اطرافم نگاه میکنم خودم را در یکبهیک آدمها، تکتک درختان و گیاهان و تمام حیوانات میبینم. موجودات زندهی دیگری سراغ ندارم وگرنه قطعاً در آنها هم میبودم. البته که اگر به من بوده همهچیز را زنده اعلام میکردم؛ سنگها، میزها، دیوارها، کتابها و حتی لباس تنم را. وقتی به یک انسان نگاه کنی و عمیقاً غرق تماشایش شوی، کمکم خودت را در او میبینی. انگار تو او هستی. جای او میبینی، جای او فکر میکنی و جای او زندگی میکنی. امتحانش کن!»
حجم
۳۰۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۴ صفحه
حجم
۳۰۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۴ صفحه