
کتاب حکایت های آموزنده مدیریتی
معرفی کتاب حکایت های آموزنده مدیریتی
کتاب حکایتهای آموزنده مدیریتی نوشتهی حسین وحیدی و زهرا دانش مجموعهای از داستانها و مثالهای کوتاه است که مفاهیم مختلف مدیریت و رفتار سازمانی را در قالب حکایت روایت کرده است. نویسندگان با تکیهبر تجربههای مدیریتی و صنعتی خود کوشیدهاند موضوعاتی مثل تصمیمگیری، رهبری، انگیزش، کار تیمی، تغییر، مسئولیتپذیری و وجدان کاری را در قالب روایتهای ساده و بهیادماندنی توضیح دهند. انتشارات ادب امروز آن را منتشر کرده است و متن کتاب با مقدمهای از حسین وحیدی آغاز میشود که در آن به فاصلهی میان دانش مدیریت و عمل روزمرهی مدیران اشاره شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب حکایت های آموزنده مدیریتی
کتاب حکایتهای آموزنده مدیریتی با هدف نزدیککردن مفاهیم مدیریت به تجربهی روزمرهی مدیران و کارکنان نوشته شده است. حسین وحیدی در پیشگفتار توضیح داده است که بسیاری از مدیران، بهویژه در سازمانهای دولتی، تحصیلات تخصصی در مدیریت ندارند و بهدلیل مشغله و بیاعتمادی به دانش مدیریت، سراغ دورهها و کارگاههای آموزشی نمیروند. به همین دلیل در این کتاب، مفاهیم کلیدی مدیریت در قالب حکایتهای کوتاه و داستانهای ساده طرح شده تا در زمانی کوتاه قابل خواندن و بهخاطر سپردن باشد. کتاب حکایتهای آموزنده مدیریتی در چند محور اصلی پیش میرود: تصمیمگیری، رفتار سازمانی، کار تیمی، برنامهریزی و استراتژی، مدیریت تغییر، خلاقیت و نوآوری، وجدان کاری و مسئولیتپذیری فردی. در فهرست کتاب، عناوینی مانند «تصمیم کبری»، «راز لوبیا»، «نجار پیر»، «راز موفقیت»، «شاخص تحلیل سازمان»، «میخ»، «جوگیری»، «در اوج»، «انعکاس»، «راننده فرودگاه»، «وزنهبردار»، «تأثیر جادویی کلمات»، «بشقاب غذا»، «آب و الکل»، «صدف دریایی»، «سگهایی که یاد گرفتند تلاش نکنند»، «قورباغه بومی»، «قانون باورها»، «ساختمان نیمهتمام»، «نقاشی شاه» و «پیله و پروانه» دیده میشود که هرکدام به یکی از جنبههای مدیریت و رفتار انسانی در محیط کار پرداخته است. کتاب حکایتهای آموزنده مدیریتی در خلال این داستانها، مفاهیمی مانند اهمیت تصمیمگیری بهموقع، نقش باورها در عملکرد، اثر کلمات بر انگیزش، ارزش وقتشناسی، ضرورت عملکردن به وعدهها، توجه به شاخصهای ساده برای تحلیل وضعیت سازمان، و تفاوت میان عیبجویی و اصلاح را برجسته کرده است. نویسندگان با انتخاب نمونههای متنوع از محیطهای کاری، زندگی روزمره، حکایتهای قدیمی و مثالهای مدیریتی، تلاش کردهاند پلی میان نظریههای مدیریت و موقعیتهای واقعی سازمانی بسازند.
خلاصه داستان حکایت های آموزنده مدیریتی
کتاب حکایتهای آموزنده مدیریتی مجموعهای از حکایتها و روایتهای کوتاه است که هرکدام یک مفهوم مدیریتی یا رفتاری را برجسته کرده است. در بخش تصمیمگیری، داستانهایی مانند «تصمیم کبری»، «راز لوبیا» و «نجار پیر» نشان میدهد تعلل در تصمیمگیری، نداشتن تصویر بلندمدت و ترس از اشتباه چگونه میتواند سرنوشت فرد و سازمان را تحتتأثیر قرار دهد. در بخش رفتار سازمانی، حکایتهایی مثل «میخ»، «جوگیری»، «بستنی با شکلات چند؟»، «در اوج»، «انعکاس» و «راننده فرودگاه» به موضوعاتی مانند مسئولیتپذیری، منش انسانی، استفاده از نیروی مخالف برای رشد، نقش خود فرد در پیشرفت و تأثیر نگرش مثبت در خدمترسانی پرداخته است. کتاب حکایتهای آموزنده مدیریتی در ادامه با داستانهایی مانند «وزنهبردار»، «تأثیر جادویی کلمات»، «قورباغه بومی»، «قانون باورها»، «قاطر با پالان» و «موشهای شناگر» به نقش باورها، تصویر ذهنی و امید در عملکرد فردی میپردازد. در حکایتهایی مانند «ساختمان نیمهتمام»، «قول لباس گرم»، «مجسمهساز» و «آتش آرامش» نیز اهمیت اعتبار حرفهای، عملکردن به وعدهها، وجدان کاری و آرامش در بحران برجسته شده است. در مجموع، پیام اصلی کتاب این است که مدیریت پیش از آنکه مجموعهای از تکنیکها باشد، به نگرش، منش، تصمیمگیری آگاهانه و مسئولیتپذیری فردی گره خورده است.
چرا باید کتاب حکایت های آموزنده مدیریتی را بخوانیم؟
کتاب حکایتهای آموزنده مدیریتی با حکایتهای کوتاه و متنوع، مفاهیم پیچیدهای مانند تصمیمگیری، انگیزش، رهبری، تغییر و رفتار سازمانی را در قالب روایتهای بهیادماندنی نشان داده است. خواننده میتواند بدون ورود به مباحث سنگین نظری، با مثالهای ملموس ببیند که باورها، عادتها، نوع نگاه به مشکلات و شیوهی عملکردن به وعدهها چگونه بر سرنوشت فرد و سازمان اثر میگذارد و از هر حکایت نکتهای برای بهبود کار و زندگی روزمره بردارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب حکایتهای آموزنده مدیریتی به مدیران، سرپرستان، کارآفرینان، دانشجویان مدیریت و مهندسی صنایع و همهی کسانی پیشنهاد میشود که به بهبود رفتار حرفهای، تصمیمگیری، انگیزش و فرهنگ سازمانی علاقهمند هستند و ترجیح میدهند این مفاهیم را در قالب داستانها و مثالهای کوتاه و کاربردی دنبال کنند. «تصمیم کبری» «روزی شرکتی بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود: شما در یکک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال م رگ است. یک پزشکك که قبلاً جان شما را نجات داده است و یک خانم / آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما میتوانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ قاعدتاً این آزمون نمی تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد. پیرزن در حال مرگ است. شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد. شما باید پزشک را سوار کنید. زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که میتوانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید. شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید زیرااگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید. از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند. شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود: آسوئیج ماشین را به پزشک میدهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظ راتوبوس میمانیم. " نکته : همه میپذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است. اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی کند. میدانید چرا؟ زیرا ما هرگز نمیخواهیم داشتهها و مزیتهای خود را (ماشین) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهیها» محدودیتها و مزیتهای خود را از خود دور کرده یا ببخشیم گاهی اوقات میتوانیم چیزهای بهتری به دست بیاوریم.»}
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۷۳ صفحه
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۷۳ صفحه