کتاب اهالی سرزمین قصه زهرا قهرمان + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب اهالی سرزمین قصه

کتاب اهالی سرزمین قصه

نویسنده:زهرا قهرمان
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب اهالی سرزمین قصه

کتاب اهالی سرزمین قصه نوشته‌ی زهرا قهرمان است که نشر قهرمان قلم آن را منتشر کرده است. نویسنده در این کتاب ماجرای سفر دو خواهر و برادر به جنگل سحرآمیز را روایت کرده است؛ جایی پر از موجودات افسانه‌ای، اسب‌های تک‌شاخ، پری‌های ریزه‌میزه، ققنوس، غول‌برفی و اژدهای کوچولو. تصویرگری رنگی و گرافیک کتاب نیز به‌عهده‌ی خود نویسنده بوده است و متن و تصویر در کنار هم دنیایی خیال‌انگیز ساخته‌اند. این اثر برای گروه سنی کودک نوشته شده و بر ماجراجویی، مهربانی و کشف رؤیاهای شخصی تمرکز دارد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب اهالی سرزمین قصه

کتاب اهالی سرزمین قصه داستان سفری جادویی به جنگل سحرآمیز است که زهرا قهرمان آن را نوشته و تصویرگری کرده است. در این کتاب مایک و ملودی، دو خواهر و برادر مهربان و مؤدب، با دعوت ملکه‌ی پری‌ها راهی سرزمینی می‌شوند که در آن موجودات افسانه‌ای در صلح و دوستی کنار هم زندگی می‌کنند و هیچ شکارچی بدجنس و شروری به آن‌ها دسترسی ندارد. کتاب اهالی سرزمین قصه در قالب چند صحنه‌ی پشت‌سرهم، دیدار بچه‌ها با ساکنان جنگل را نشان داده است؛ از کوتوله‌های معدنچی و پری‌های جمع‌کننده‌ی شهد گل‌ها تا گریفین کوچولو، ققنوس تازه متولدشده، غول‌برفی خجالتی، اژدهای بازیگوش و پری دریایی قصه‌گو. در هر دیدار، ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری این موجودات به‌گونه‌ای توصیف شده که احترام، مهربانی، قضاوت‌نکردن از روی ظاهر و شجاعت در دل روایت برجسته شده است. در کتاب اهالی سرزمین قصه بخش پایانی به آینده‌ی مایک و ملودی اختصاص یافته است؛ جایی که رؤیاهای کودکی آن‌ها شکل واقعی می‌گیرد. ملودی به نویسنده‌ای تبدیل شده که قصه‌های خواندنی برای بچه‌های کنجکاو می‌نویسد و مایک به جنگل سحرآمیز برمی‌گردد تا در کنار اسب‌های تک‌شاخ از آن محافظت کند. متن کتاب کوتاه، اپیزودیک و همراه با تصویرهای رنگی است و بر کشف رؤیاها، پشتکار و اعتمادبه‌نفس تأکید کرده است.

خلاصه کتاب اهالی سرزمین قصه

کتاب اهالی سرزمین قصه ماجرای دعوت مایک و ملودی به جنگل سحرآمیز است؛ جنگلی که ملکه‌ی پری‌ها بر آن نظارت دارد و موجودات افسانه‌ای در آن زندگی می‌کنند. تیزبال، اسب بال‌دار، دعوت‌نامه را می‌آورد و بچه‌ها را به دل این سرزمین می‌برد. آن‌ها در طول گردش خود با کوتوله‌های معدنچی، پری‌های ریزه‌میزه، گریفین کوچولو، ققنوس جوان، غول‌برفی مهربان، اژدهای کوچولو و پری دریایی قصه‌گو روبه‌رو می‌شوند و هر بار چیزی تازه درباره‌ی شجاعت، مهربانی، مسئولیت‌پذیری و قضاوت‌نکردن از روی ظاهر یاد می‌گیرند. در پایان، رؤیاهای شغلی مایک و ملودی شکل می‌گیرد و پیوند میان تخیل کودکی و آینده‌ی آن‌ها نشان داده می‌شود.

چرا باید کتاب اهالی سرزمین قصه را بخوانیم؟

کتاب اهالی سرزمین قصه دنیایی پر از موجودات افسانه‌ای را با مفاهیمی مثل مهربانی، احترام، شجاعت و پیگیری رؤیاها ترکیب کرده است. این کتاب نشان داده است که تخیل کودکی می‌تواند الهام‌بخش انتخاب‌های آینده باشد و در عین سرگرم‌کردن، پیام‌هایی درباره‌ی اعتمادبه‌نفس و ناامیدنشدن از تلاش منتقل می‌کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب اهالی سرزمین قصه به کودکان علاقه‌مند به قصه‌های فانتزی، موجودات جادویی و ماجراجویی پیشنهاد می‌شود. همچنین به والدین و مربیانی پیشنهاد می‌شود که به‌دنبال متنی برای گفت‌وگو درباره‌ی رؤیاها، مهربانی و قضاوت‌نکردن از روی ظاهر هستند. «آیا تابه‌حال اسم جنگل سحر آمیز را شنیده‌ای؟ موجودات افسانه‌ای زیادی در آنجا به خوبی و خوشی زندگی می‌کنند و دست هیچ شکارچی شرور و بدجنسی به آن‌ها نمی‌رسد. گاهی اوقات ملکه‌ی پری‌ها از یک دختر و پسر خوش اخلاق و باادب دعوت می‌کند برای دیدار با موجودات شگفت‌انگیز به جنگل سحرآمیز بيایند. این قصه ماجرای بازدید مایک و ملودی است؛ خواهر و برادری که هميشه به بزرگترها احترام می‌گذارند و با حیوانات مهربان هستند. می‌دانی چه کسی دعوت‌نامه را برای بچه‌ها آورد؟ یک اسب بال‌دار باشکوه به نام تیزبال! تیزبال پیک مخصوص جنگل سحرآمیز است. به خاطر دو بال قدرتمندش می‌تواند به سرعت باد این طرف و آن طرف برود. البته این بار چون مهمان‌های عزیزی را سوار کرده بود خیلی آهسته و با احتیاط پرواز کرد. وقتی به جنگل سحر آمیز رسیدند صدایی به گوش بچه‌ها رسید. انگار یک عالمه آدم داشتند راه می‌رفتند. اما هر چه اطرافشان را نگاه کردند کسی دیده نمی‌شد. یک دفعه ملودی گفت: «کوتوله‌ها!» هر دو روی زمین را نگاه کردند و چند کوتوله را دیدند که بیل و کلنگ به دست به سمت غار کوچکی در حرکت بودند. بچه‌ها سلام کردند. کوتوله‌ها یک‌صدا گفتند: «سلام!» یکی گفت: «دیر شده!» دیگری ادامه داد: «خیلی دیر شده!» رئیس‌شان گفت: «خداحافظ!» و بلافاصله وارد غار شدند که همان معدن کوتوله‌ها بود.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۶٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

حجم

۶٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۴۸ صفحه

قیمت:
۱۲,۵۵۵
تومان