با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ترانه‌های خیام به انتخاب و روایتِ صادق هدایت

دانلود و خرید کتاب ترانه‌های خیام به انتخاب و روایتِ صادق هدایت

۴٫۵ از ۱۸ نظر
۴٫۵ از ۱۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ترانه‌های خیام به انتخاب و روایتِ صادق هدایت  نوشته  صادق هدایت  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب ترانه‌های خیام به انتخاب و روایتِ صادق هدایت

«ترانه‌های خیام به انتخاب و روایتِ صادق هدایت» به کوشش جلال نوع‌پرست گردآوری شده‌است. غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَربن ابراهیم خَیّام نیشابوری، زاده‌ی ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ در نیشابور و درگذشته‌ی ۱۲ آذر ۵۱۰ در همان شهر، از مردان بزرگ دانش ایرانی بود که کشفیات و خدمات او در ریاضیات و نجوم، شهرت جهانی او را تا به امروز پابرجا نگاه‌داشته‌است. حکیم، همه‌چیزدان و فیلسوف نیز بود با این حال شهرت امروزی او علی‌الخصوص میان پارسی زبانان مرهون رباعیت نغز اوست. سر و سامان دادن و تدقیق محاسبات گاه‌شماری ایران در زمان وزارت «خواجه نظام‌الملک»، در دوره‌ی پادشاهی «ملکشاه سلجوقی» (۴۲۶–۴۹۰ هجری قمری) از خدمات برجای‌مانده‌ی اوست که جهانیان را در محاسبه‌ی گردش زمین به دور خورشید بی‌نیاز ساخت. خیام در علوم ادبی، دینی و تاریخی نیز استاد بود و نقش او در حل معادلات درجه‌سوم و مطالعاتش درباره‌ی اصل پنجم اقلیدسی نام او را به عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌است. صادق هدایت نخستین کسی است که در ایران برای تشخیص رباعیات اصیل خیام دست به کاری پژوهشی زده است. او دو اثر درشرح جایگاه ادبی خیام نوشته است: مقاله‌ی «مقدمه‌ای بر رباعیات خیام» که در سال ۱۳۰۳ خورشیدی منتشرشد و کتاب «ترانه‌های خیام» در سال ۱۳۱۳ خورشیدی برای نخستین بار طبع شد. پژوهش‌های هدایت تاکنون عده‌ی بسیاری از بزرگان را به نوشتن شرح و نقد و تفسیر واداشت و آثار گوناگونی در این موضوع خلق شد. آنچه که از پی می‌آید به قلم صادق هدایت نوشته شده که تقسیمات و شرح خود او به اندازه است. به منظور تدقیق هرچه بیشتر رباعیات، صادق هدایت ترانه‌هایی را با ستاره برجسته کرده‌است که تردیدآمیزند و نسبت‌دادنشان به خیام با احتیاط صورت پذیرفته است: گر بر فَلَکَم دست بُدی چون یزدان، برداشتمی من این فلک را ز میان؛ از نو فلک دگر چُنان ساختمی، کازاده به کامِ دل رسیدی آسان.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶)
أبوٰمُخلــــِـــٰـــصْ
۱۳۹۸/۱۰/۰۶

هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا معلوم نشد که در طربخانه خــاک نقاش ازل بهر چـــــــه آراست مرا

کاربر ۱۶۵۳۵۸۱عادل
۱۳۹۹/۰۱/۲۶

سکوت آسمان را من بهاری نو می بینم به یاد چشم های تو ستاره را می چینم درون خاطرات من صدای باد می پیچد صدای باد با بوی عطر مویت می پیچد ۹۹/۱/۲۶

کاربر ۲۲۸۳۲۰۳
۱۳۹۹/۰۷/۰۳

به نظر من طوری باشه تا مردم عادی نظرشون نسبت به خیام عوض بشه

esrafil aslani
۱۴۰۰/۰۴/۰۳

گویند بهشت و حور عین خواهد بود و آنجا می ناب و انگبین خواهد بود گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک؟ آخر نه به عاقبت همین خواهد بود؟ _خیام_

leili
۱۳۹۸/۰۱/۱۹

مرسی طاقچه برای این کتاب

Houshyaran
۱۳۹۸/۰۸/۱۱

بسیار سپاسگزار از طاقچه بخاطر این کتاب! 🙏🙏🙏

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۱)
طبیعت بی‌اعتنا و سخت کار خود را انجام می‌دهد. یک دایه‌ی خونخوار و دیوانه است که اطفال خود را می‌پروراند و بعد با خونسردی خوشه‌های رسیده و نارس را درو می‌کند. کاش هرگز به دنیا نمی‌آمدیم، حالا که آمدیم، هر چه زودتر برویم خوشبخت‌تر خواهیم‌بود: نا آمدگان اگر بدانند که ما، از دهر چه می‌کشیم، نایند دگر. (۲۸) خرم دل آن‌که زین جهان زود برفت، و آسوده کسی که خود نزاد از مادر. (۲۳)
FerFerism
هرچند که رنگ و روی زیباست مرا، چون لاله رخ و چو سَرْو بالاست مرا، معلوم نشد که در طَرَبخانه‌ی خاک نقّاشِ ازل بهرِ چه آراست مرا؟
:-)
آورد به اِضطرارم اوّل به وجود، جز حیرتم از حیات چیزی نفزود، رفتیم به اِکراه و ندانیم چه بود زین آمدن و بودن و رفتن مقصود!
:-)
بهشت موعودی که مردم را به امیدش گول می‌زنند! چرا به امید موهوم از آسایش خودمان چشم بپوشیم؟ کس خلد و جحیم را ندیده‌است، ای دل، گویی که از آن جهان رسیده‌است؟ ای دل.
دهقان غذاخوار
این آرزوی نیستی که خیام در ترانه‌های خود تکرار می‌کند آیا با نیروانه‌ی بودا شباهت ندارد؟ در فلسفه‌ی بودا دنیا عبارت است از مجموع حوادث به‌هم‌پیوسته که تغییرات دنیای ظاهری در مقابل آن یک ابر، یک انعکاس و یا یک خواب پر از تصویرهای خیالی است: احوال جهان و اصل این عمر که هست خوابی و خیالی و فریبی و دمی است. (۱۹۰)
FerFerism
یک بازیگرخانه‌ی غریبی است. مثل خیمه‌شب‌بازی یا بازی شطرنج، همه‌ی کاینات روی صفحه گمان می‌کنند که آزادند. ولی یک دست نامرئی که متعلق به یک ابله یا بچه است مدتی با ما تفریح می‌کند. ما را جابه‌جا می‌کند، بعد دلش را می‌زند، دوباره این عروسک‌ها یا مهره‌ها را در صندوق فراموشی و نیستی می‌اندازد: ما لعبتکانیم و فلک لعبت‌باز، از روی حقیقتی نه از روی مجاز... (۵۰) خیام می‌خواسته این دنیای مسخره، پست غم‌انگیز و مضحک را از هم بپاشد و یک دنیای منطقی‌تری روی خرابه‌ی آن بنا بکند: گر بر فلکم دست بدی چون یزدان، برداشتمی من این فلک را ز میان... (۲۵)
FerFerism
گویند بهشتِ عَدْن با حور خوش است، من می‌گویم که: آب انگور خوش است
دهقان غذاخوار
برای خیام ماورای ماده چیزی نیست. دنیا در اثر اجتماع ذرات به وجود آمده که بر حسب اتفاق کار می‌کنند. این جریان دایمی و ابدی است، و ذرات پی‌درپی در اشکال و انواع داخل می‌شوند و روی می‌گردانند.
دهقان غذاخوار
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود، فردا باشد بهشت همچون کفِ دست!
دهقان غذاخوار
این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف، می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش! (۴۳) به حقیقت مطلب کاری نداریم ولی مجلس این کوزه‌گر دیوانه را به قیافه‌ی احمق و خونخوارش که همه‌ی همّ خود را صرف صنایع ظریف می‌کند ولی از روی جنون آن کوزه‌ها را می‌شکند، فقط قلم آقای درویش نقاش توانسته روی پرده‌ی خودش مجسم بکند.
دهقان غذاخوار

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۲۲ صفحه
نوع فایلEPUB
شابکundefined
تعداد صفحات۲۲۲صفحه
نوع فایلEPUB