
کتاب سرنوشت شهرزاد
معرفی کتاب سرنوشت شهرزاد
کتاب سرنوشت شهرزاد نوشتهی مژگان صادقی داستان زندگی دختری است که از کودکی در فضای خشونت، فقر و تحقیر بزرگ شده و حالا در اتاق بازجویی زندان، برای مددکار اجتماعیاش از گذشتهی خود میگوید. انتشارات پرپروک آن را منتشر کرده است. این کتاب با روایت پیوستهی زندگی شهرزاد، از روستایی خشک و کمآب تا آپارتمان تنگ تهران، و از خانهی پدری تا ازدواجی پرابهام، تصویری تلخ و واقعی از فرسایش روح یک دختر در سایهی خشونت خانگی و بیپناهی اجتماعی ترسیم کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سرنوشت شهرزاد
کتاب سرنوشت شهرزاد داستانی است که با صحنهای در زندان آغاز میشود؛ جایی که شهرزاد، زنی سیساله با پروندهای سنگین، پس از ماهها سکوت تصمیم گرفته برای مددکارش، خانم کمالی، از گذشتهی خود بگوید. مژگان صادقی در این کتاب، اعترافها و خاطرات شهرزاد را بهصورت روایت اولشخص و گفتوگوهای او با مددکار در هم آمیخته است تا بهتدریج لایههای پنهان زندگی او آشکار شود. در کتاب سرنوشت شهرزاد، ساختار داستان بر پایهی چند فصل شکل گرفته است؛ فصلهایی مانند «شهرزاد»، «تهران»، «ازدواج» و «مهرداد» که هر کدام بخشی از مسیر زندگی او را دنبال میکنند. در فصل اول، فضای زندان و رابطهی محتاطانهی شهرزاد و خانم کمالی شکل میگیرد و سپس داستان به عقب برمیگردد؛ به کودکی در روستایی خشک، پدری عصبی و خشن، مادری صبور و مذهبی و جامعهای که طلاق را ننگ میداند. کتاب سرنوشت شهرزاد در فصلهای بعدی، مهاجرت خانواده به تهران، فقر، تحقیر در مدرسه، لکنت زبان، مرگ مادر، تشدید خشونت پدر، تنهایی دختر در شهر بزرگ، آشنایی با همسایهای به نام اکرم و در نهایت ازدواج با مهرداد را دنبال میکند. نویسنده با جزئیات زیاد، صحنههای کتکخوردن، بیمارستان، کلانتری، دستفروشی پدر، تغییر ناگهانی سبک زندگی او و نگاههای هیز اطرافیان را تصویر کرده است تا نشان دهد چگونه مجموعهای از خشونت خانگی، فقر، بیتوجهی قانونی و سوءاستفادهی اطرافیان، سرنوشت یک دختر را به نقطهای میرساند که حالا در زندان نشسته و از «ناگفتنیها» حرف میزند. در کتاب سرنوشت شهرزاد، تمرکز اصلی بر تجربهی عاطفی و روانی قهرمان است؛ از حس حقارت و ترس در کودکی تا امید و دلشورهی ازدواج، و از وابستگی عمیق به مادر تا تلاش برای پناهبردن به نماز و دعا در اوج تنهایی. این روایت، هم تصویری از یک زندگی فردی است و هم بازتابی از ساختارهای خانوادگی و اجتماعی که در پسزمینهی این زندگی حضور دارند.
خلاصه داستان سرنوشت شهرزاد
کتاب سرنوشت شهرزاد روایت اعترافگونهی زنی جوان است که در زندان، برای مددکارش از ریشههای سقوط خود میگوید. داستان از کودکی او در روستایی خشک آغاز میشود؛ جایی که پدری عصبی و کمحوصله، با کمربند و تحقیر، همسر و دخترش را میکوبد و مادری مذهبی، خشونت را بهخاطر ترس از ننگ طلاق تحمل میکند. مهاجرت به تهران، فقر شدید، دستفروشی پدر، کتکخوردنهای مداوم، لکنت زبان، تمسخر همکلاسیها و مرگ ناگهانی مادر، شهرزاد را در نوجوانی کاملاً بیپناه میگذارد. در ادامهی کتاب سرنوشت شهرزاد، پدر بهتدریج وارد کارهای مشکوک میشود، ظاهرش عوض میشود و خانه پر از رفتوآمد مردان غریبه و نگاههای آزاردهنده میشود. شهرزاد در این میان، با چادر و نماز و قرآن سعی میکند برای خود حصاری بسازد. آشنایی با همسایهای به نام اکرم، که نقش همدم و واسطه را پیدا کرده، سرانجام به ازدواج او با مردی به نام مهرداد منجر میشود؛ ازدواجی که بیش از آنکه بر شناخت و امنیت بنا شده باشد، راه فراری است از خانهی پدری و تنهایی، و همین انتخاب، بخشی از «سرنوشت» او را رقم میزند.
چرا باید کتاب سرنوشت شهرزاد را بخوانیم؟
کتاب سرنوشت شهرزاد تصویری نزدیک و جزئینگر از خشونت خانگی، فقر، شرم اجتماعی از طلاق و بیپناهی دختران در خانوادههای آشفته ارائه کرده است. این روایت نشان میدهد چگونه زخمهای کودکی، تحقیر در مدرسه، مرگ مادر، رفتار قانون و پلیس و ازدواجهای شتابزده میتوانند سرنوشت یک زن را شکل دهند و او را به نقطهای غیرقابلتصور برسانند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی دربارهی خشونت خانگی، فقر شهری، سرنوشت دختران در خانوادههای پرتنش، و نیز به روایتهای روانشناختی از کودکی تا بزرگسالی علاقهمند هستند یا در حوزههای مددکاری اجتماعی، مشاوره و آموزش کار میکنند.
حجم
۳٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۷۴ صفحه
حجم
۳٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۷۴ صفحه